۱۳۹۷/۰۷/۲۸

آخرین اخبار

تئو آنجلوپلوس ۴۵ سال در شاعرانگی فیلم ساخت

title:"تئو آنجلوپلوس 45 سال در شاعرانگی فیلم ساخت- anamnews.com"alt:"تئو آنجلوپلوس 45 سال در شاعرانگی فیلم ساخت- anamnews.com"

تئو آنجلوپلوس ۴۵ سال در شاعرانگی فیلم ساخت

رامتین شهبازی

 

آنام: تئو آنجلوپلوس ۴۵ سال در شاعرانگی فیلم ساخت و کوشید تلخ ترین و سردترین داستان ها را با گرمای نگاه خاص خود رنگی دیگر بزند. سینمایی که در طول این سال ها به مولفه ای برای شناخت سینمای هنری اروپا مبدل شد. اما مرگش بسیار شبیه به فیلم های سینمایی هالیوودی بود. چشمانمان را ببندیم. نور بر پرده نقره ای می افتد. کارگردانی کات می دهد و گروهش را به صرف غذا دعوت می کند. همه سرخوش از ضبط پلان هایی زیبا به سمت میز غذا می روند که ناگهان زوزه اگزوز موتوری از دور شنیده می شود. کارگردان به خیابان می آید تا به دیگر اعضای گروه ملحق شود. موتور با آن صدای دلخراش از راه می رسد و یک کات واقعی؛ و اینچنین پایان هنرمندی آمیخته با عکس و زیبایی رقم می خورد.
نقطه های تمایز بسیاری وجود دارد که آنجلوپلوس را از سایر سینماگران تمییز می دهد. آنچه ما به عنوان زیباشناسی بصری در سینما آموخته ایم به شکلی بارز در آثار این سینماگر وجود داشت. عکس هایی زیبا و دل انگیز، پلان سکانس هایی که می کوشید عمق زندگی را در تصویر فیلم های این سینماگر جاودانه کند و کندی که در پس این همه زیبایی ملال زندگی را یادآور می شود. از همه مهمتر اینکه آنیوپلوس حدود نیم قرن نشانه ای بود از سینمای مرسوم هنری اروپا.
یکی از مهمترین تفاوت هایی که سینمای اروپا را از سینمای موسوم به هالیوود مبرا می سازد، نحوه سامان دهی رویداد ها و توجه به داشتن تفسیر و یا نداشتن آنها بر نوار سلولئید است. جی. تولن درباره تعریف رویداد معتقد است که هرگاه عملی به شکل طبیعی جریان داشته باشدو عملی آن را از حالت تعادل نخستین خارج کند، رویداد اتفاق افتاده است.
در سینمای هالیوود ما با رویداد های مختلفی رو به رو هستیم که دائم داستان را از سطحی به سطحی دیگر می برند. در صورتیکه در سینمای اروپا اغلب یک یا دو رویداد اصلی وجود دارد و آنچه در ادامه باقی می ماند تفسیری هنرمندانه است که سینماگر آن را دستمایه اثرش قرار می دهد. در این تفسیرها هیچ بعید نیست که فیلمساز سری هم به دیگر هنرها زده و از آنها استفاده ای بینامتنی را تدارک ببیند.
این اتفاق موتیف و جانمایه اصلی سینمای آنجلو پلوس بود. او – نه اینکه رویداد نداشته باشد- اتفاقا داشت، اما بیشتر از دل این رویداد ها به دنبال تفسیر زندگی بود. برخی نشانه شناسان صورت گرای روس همچون یوری تینیانوف، زمانیکه سراغ سینما می آیند، پلان های یک اثر سینمایی را به بند های یک شعر تعبیر می کنند. این شکل زبانشناسی در سینما، بعدها مردود شد، اما به واقع می توان زبان سینمای آنجلوپلوس را با همین نظریه مورد خوانش قرار داد. پلان سکانس ها طولانی او با ردپایی از ادبیات و معماری، همان یادگاری بود که آنجلوپلوس از خود به جای گذارد. آنجلوپلوس نشان داد که روابط شورانگیز انسانی زمانیکه با سیاست در می آمیزد تا چه اندازه می تواند ویرانگر باشد.
یکی دیگر از موتیف های آشنای فیلم های این سینماگر فقید سفر بود. آدم هایی که خودآگاه و یا ناخودآگاه با تغییر موقعیت رو به رو می شوند. گاه آنها نه از سر دست یافتن به تجربه که به اجبار و تنگنای زندگی اجتماعی این سفر را بر می گزینند و گاه تقدیر آنها را با خود همراه می کند. آنها قدم در سفر می گذارند، اما هیچ تضمینی وجود ندارد که در مقصد زندگی دل انگیز تری انتظار آنها را بکشد. نکته اینجاست که این تلخ اندیشی آنجلوپلوس هیچگاه سبب نشد تا تصاویر او هم تلخ و سیاه باشند. او اتفاقا طبیعت و جاودانگی تصویر را می ستود و اگرچه کنش دراماتیک از جنس سینمای هالییود در آثارش مشهود نبود، اما همین تعارض انسان با زیبایی های طبیعت به نقطه مهم دراماتیک آثارش بدل می شد. چالشی که انسان را تا ژرفنای تجربه پیش برده و او را با تجربه هایی تازه رو به رو می ساخت.
آنجلو پلوس سینما را با ساختن فیلم Peripeteies me tous Forminx آغاز کرد و مهمترین فیلم های او را می تواند با عنوان های سفر به سیترا(۱۹۸۴)، چشم اندازی در مه(۱۹۸۸)، گام معلق لک لک(۱۹۹۱) و ابدیت و یک روز(۱۹۹۸) به خاطر آورد. اگرچه منتقدین اذعان داشتند فیلم واپسین پایان سینمای هنری اروپا را اعلام کرد، اما این فیلم نیز همچون چند اثر یاد شده دارای مولفه هایی است که می تواند برای آنکه قصد دارد درباره سینمای آنجلوپلوس به عنوان یک مولف بداند، نشانه هایی کافی را عرضه می دارد.
تئو آنجلوپلوس متولد ۲۷ آوریل ۱۹۵۳ در آتن بود. تحصیلات ابتدایی را در آتن آغاز کرد اما پس مدتی آن را رها کرده و به قصد تحصیل هنر و ادبیات به دانشگاه سوربن فرانسه رفت. پس از مدت کوتاهی مدرسه سینمایی ایدک پاریس را برای ادامه تحصیلات انتخاب کرد. پس از پایان تحصیلات به کشور خود بازگشت و به عنوان یک روزنامه نگار و منتقد در یکی از روزنامه‌های یونان مشغول به کار شد. وی در طول حیات سینمایی خود حدود ۲۰ فیلم سینمایی را کارگردانی کرد. ۱۶ فیلمنامه نوشت و در ۸ فیلم نیز به عنوان بازیگر حضور یافت.
سینمای آنجلوپلوس اگرچه در بخشی عمده از داستان های این فیلمساز به یونان می پردازد، اما هیچگاه انسان را در جغرافیایی خاص تصویر نمی کند و می کوشد فضایی را پدیدار سازد تا به این آدم ها موقعیتی جهان وطنی بدهد. آدم هایی که متعلق به همه جا هستند و در هیچ کجا جایی ندارند./ انسانی شناسی و فرهنگ

 

بیشتر بدانید:

 

درباره تئو آنگلوپولوس شاعر خوش قریحه سینما/ به قلم:مازیار فکری ارشاد

 

 تئودوروس انگلوپولُس

 

نوشته‌های مرتبط

نظری بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *