۱۳۹۶/۰۹/۲۴

آخرین اخبار

خدای من و خدای آنان, خدای من کیست ؟ و خدای آنان کدام است ؟

 

۸۲۰۷۹۵_mjbfizml

 

”  خدای من و خدای آنان ”  مجید شریف 

 

مرا خدایی است و آنان را خدایی

خدای من کیست ؟ و خدای آنان کدام است ؟

خدای من مامی مهربان و چیره دست است که با سر انگشتان نوازشگرش درد زایمان را بر من آسان می سازد ،سرشار از امید و اشتیاق می زایاندم و با هر زایش ، انگار ، خود مرا نیز از تو به دینا می آورد

خدای آنان پدری زوگو و شوهری تصاحب جوست که همسر خویش را ،در لحظه های غلبه خشم وشهوت،باردار می کند، پس آنگاه او را از خود می راند و پی کار خویش می رود ،بی آنکه حتی دمی بیندیشد که آنچه در زهدان وی کاشته است ،چیست،کیست و چگونه به دنیا خواهد آمد.

خدای من نیروی زندگی و شوق بودن را به هرکس و هر چیز که جویای آن باشد ، بی دریغ و مصلحتی ، عرضه می کند تا هر پدیده ای ، به فراخور حال و نیازخویش ، از آن برگیرد و بهره مند گردد.

خدای آنان نعمت حیات را از جمعی دریغ می کند و به گروهی دیگر ارزانی می دارد و گاه حتی پیروان و پرستندگان خویش را به “مرگی سخت و بی امان” گرفتار می سازد

خدای من به من می آموزد که همه را ،حتی دشمنان و مخالفان خویش را دوست بدارم و انسان شمارم ،یا دست کم به اینان به چشم درماندگان و بی خبرانی بنگرم که

بی بهره از محبت و محروم از خـِرَد ،

یار ایشان چو نیست در آغوش راستی

جایی برای خویش بیایند،

آسیمه سر به چهره آن چنگ می زنند.

و خدای آنان به آنان فرمان می دهد که به هیچکس ،حتی به دوستان خود، اعتماد نکنند و با همه با چند رویی و سوداگری روبرو گردند. اگر سودایشان را سودی در پی بود ، دشمن دیروز را از دوست امروز دوست تر دارند، و اگر نبود ،دوست دیروز را از دشمن امروز، دشمن تر .

خدای من به یگانگی روی دارد،در همان حال که چند گونگی ها و چند گانگی ها را می بیند و می شناسد و پاس می دارد

خدای آنان ، در تلاش یکدست کردنِ همه ،جدایی و بیگانگی را ،و سرانجام ، نابودی ویرانی را تدارک می بیند .

خدای من ، همه چیز را برای همه کس می خواهد .

خدای آنان برای عدهء ، کمترینی بیشترین را ، برای عدهء کمتری ، بیشتر را ، و برای عدهء بیشتری ،کمتر را و برای عدهء بیشترینی هیچ را .

خدای من خدای عشق و اندیشه و آزادی است، ” خداوند جان و خِرَد” است.

خدای آنان ، خدای زور و خشونت و وحشت است .

خدای من، خدای همه است ، خدای من ،خدای بی خدایان نیز هست .

خدای آنان ، خدای قوم وقبیله ای خاص است ، اما پیوسته در تلاش تا دیگران را سر سپردهء خود سازد و به بند بندگیِ خویش در آوَرَد.

 

title"خدای من و خدای آنان :شعری از مجید شریف "http://anamnews.com/" alt:"تصویر مجید شریف"

خدای من ،

فارغ از هر رنگ و هر انگ است ،

بر تر از هر نام و ننگ است ،

آشنا و همنشین وقت تنهایی ست ،

دلگشای هر که در غربت

دلش تنگ است

خدای آنان

گه چو جباری ست گردنکش                 گه چو سرداری است جنگ آور

گه چو مهمانی ست ناخوانده                   گه چو صیادی ست افسونگر .

خدای من ، به بندگان خویش- چه می گویم ؟ به فرزندان خویش – نیز حساب پس می دهد وحتی از خطاهایشان شرمسار می گردد. خدای آنان ، به هیچکس حساب پس نمی دهد ، حتی به خودش! در عرش کبریایی خویش ،با غرور و نخوت ،زیر دستان و بندگانش را، به خاطر گناهان کرده و ناکرده ،سرزنش می کند و کیفر می دهد ، تا دست و دامان خود را پاک بنمایاند. در برابر خدای آنان ،حتی به خاطر فضائل خویش باید شرمسار بود.

خدای من الگویی برای انسان است : می آفریند تا به انسان آفرینندگی بیاموزد ،آزاد است تا انسان آزاد باشد بر همه چیز آگاهی دارد تا امکان آگاهی انسان بر همه چیز را گوشزد نماید.

خدای آنان ، می آفریند تا انسان را از آفرینش محروم کند ،آزاد است تا آزادی را از انسان و از همه موجودات سلب نماید ،و آگاهی و اندیشیدن را در انحصار خویش می خواهد تا چیرگی خود بر دیگران را تضمین کند. چنین خدایی نه الگو بل اشغالگر است.

خدای من بزرگ ومطلق است ! اما نه مطلق گرا !مطلق را همچون طاقی نامرئی و دست نیافتنی برفراز سر انسانها می گسترد تا به آنها نشان دهد که تا کجا می توان پرید.

خدای آنان محدود و کوچک است و حتی حقیر ! اما خود را بزرگ و حتی مطلق می شمارد . هم از این روی ، مطلق گراست. پس،از این که دیگران به سرپرادهء او دست یایند هراس دارد.

خدای من دوست داشتنی است و خدای آنان ترسیدنی.

خدای من می آموزد ، توصیه می کند و هشدار می دهد .

خدای آنان امر و نهی می کند ، کینه می ورزد و کیفر می دهد.

خدای من ” شیوه راه رفتن ” می آموزدم تا خود برخیزم و گام پیش نهم .

خدای آنان از زایش تا مرگ – و حتی از پیش از زایش تا پس از مرگ – پا به پا راه می بَرَدِشان

مرا خدای ست و آنان را خدایی.

خدای من خدای آنان نیز می تواند باشد ، اگر به خود آیند و در خود باز بنگرند و باز بیندیشند .

اما خدای آنان هرگز خدای من نمی تواند باشد ، هر چند گاه و بی گاه در درون و بیرون من ، به وسوسه برخیزد و به افسونگری بپردازد.

مجید شریف

استراسبورگ –بهار ۱۳۷۴

(بازنگری جزئی – تابستان ۱۳۷۷)

 

نویسنده مجید شریف نویسنده و مترجم

 بیشتر بخوانید:

مجید شریف کیست؟

 با یاد مجید شریف, همه شهیدند اما بعضی ها شهیدترند

لینک کوتاه :http://goo.gl/u6KXpW

سایت آنام

نوشته‌های مرتبط

نظری بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *