۱۳۹۷/۰۷/۲۸

آخرین اخبار

درباره تئو آنگلوپولوس شاعر خوش قریحه سینما

title:"درباره تئو آنگلوپولوس شاعر خوش قریحه سینما-anamnews.com"alt:"درباره تئو آنگلوپولوس شاعر خوش قریحه سینما- anamnews.com"

 

درباره تئو آنگلوپولوس شاعر خوش قریحه سینما

 

*مازیار فکری ارشاد
آنگلوپولوس پیش از حضور در مدرسه مشهور سینمایی فرانسه (ایدک – که امروز با نام فمی شناخته می شود) به تحصیل در رشته حقوق مشغول بود و همزمان در نشریات نقد فیلم می نوشت.

آنگلوپولوس فیلمسازی بود با تصاویر بدیع و سبکی تغزلی. دستاوردهای پرشمار این کارگردان یونانی در خلال چهار دهه فیلمسازی، نه تنها او را به مهم ترین و پرآوازه ترین فیلمساز تاریخ سینمای یونان بدل ساخت، که بی شک می توان او را از هنرمندان خلاق و اصیل سینمای معاصر جهان دانست.
آنگلوپولوس از جمله آخرین نسل فیلمسازانی است که تن به مصالحه با هیچ چیز- نه دستور تهیه کننده و نه پسند تماشاگر- ندادند. ریتم آرام و فضای خاکستری و دلگیر فیلم های او را حتی تماشاگران نخبه آمریکایی هم نمی پسندیدند به همین دلیل سالهاست در جشنواره ها و محافل سینمایی از او به عنوان نمونه ای بزرگ از یک فیلمساز ضد جریان یاد می کنند. مولفه مشترک تمامی فیلم های آنگلوپولوس طی نزدیک به چهار دهه فعالیت در عرصه فیلمسازی را حال و هوای روشنفکرانه و ساختار و نگاه شاعرانه او تشکیل می دهد. مجموعه فیلم های آنجلوپولوس علاوه بر ارزش های هنری و بصری، اسنادی تاریخی از سالهای پرالتهاب قرن بیستم سرزمین یونان و مناقشات شایع در منطقه بالکان به شمار می رود.
او که در آتن مشغول تحصیل در رشته حقوق بود، در سال ۱۹۶۲ به پاریس مهاجرت کرد و در دانشگاه سوربن به تحصیل در رشته ادبیات مدرن پرداخت. دیری نپایید که سوربن را رها کرد تا در مدرسه ایدک سینما را فرا گیرد. او تحت آموزش های فیلمساز و مردم شناس نامدار فرانسوی ژان روش نخستین فیلم دانشجویی خود را به شیوه ۱۶ میلیمتری ساخت. دو سال بعد تئو به آتن بازگشت و به عنوان روزنامه نگار و منتقد سینما در روزنامه چپ گرای یونان آن روزگار ( دموکراتیکی آلاگی) استخدام شد. در همین دوران فیلمی نیمه مستند درباره گروه موسیقی پاپ ” فورمینکس استوری” را آغاز کرد اما فیلم به دلیل نداشتن تهیه کننده ناتمام ماند.
سال ۱۹۶۷ حکومت دیکتاتوری سرهنگ ها در یونان به قدرت رسید و روزنامه های مخالف را تعطیل کرد. تئو که بیکار شده بود دوباره تصمیم گرفت وارد حرفه فیلمسازی شود و مستند ۲۸ دقیقه ای “سخن پراکنی” را ساخت . بالاخره موفق شد در سال ۱۹۷۰ نخستین فیلم بلندش “بازسازی” را کارگردانی کند. فیلم داستان جنایت هایی بود که در هر نقطه از جهان، از الگوی مشترکی تبعیت می کنند. دهقانی پس از بازگشت از سفر، توسط همسرش و مردی که عاشق اوست کشته می شود . وکیلی هم قصد دارد از طریق بازسازی و کنار هم گذاشتن سرنخ های موجود، به معمای قتل پی ببرد اما قادر به برقراری ارتباطی معقول با متهمان نیست. زیرا به فرهنگی دیگر تعلق دارد. آنگلوپولوس برای به تصویر کشیدن این قصه تیره و غمبار، با نمادهای بلند و حرکت بسیار آرام دوربین، تصاویری از مناظر یونان را قاب می گیرد که فاصله زیادی با کارت پستال های توریستی دارند. فیلم که به لحاظ فرم یادآور آثار لوکینو ویسکونتی است، بیش از هر چیز بر جذابیت بصری نماها تکیه دارد.
پس از “بازسازی” آنگلوپولوس سه گانه تاریخ معاصر یونان را جلوی دوربین برد. این سه فیلم یعنی “روزهای ۳۶”، “بازیگران دوره گرد” و “شکارچیان” به روایت تاریخ و حوادث سیاسی- اجتماعی- فرهنگی یونان حدفاصل دهه های ۱۹۳۰ تا ۱۹۷۰ می پردازند. این فیلم ها که در سال های ۱۹۷۲ تا ۱۹۷۷ ساخته شده اند، خارج از مرزهای یونانی شهرتی ندارند اما آثار بعدی اش در عرصه بین المللی مورد توجه قرار گرفته اند.
فیلم های سه دهه اخیر او بیشتر از تاریخ باستان و اساطیر یونانی وام گرفته شده اند، هر چند که این رویکرد، بیشتر استعاره های سیاسی در بر دارد. “روزهای ۳۶” ساخته شده به سال های ۱۹۷۲ را یکی از شاهکارهای آنگلوپولوس دانسته اند؛ تریلری سیاسی درباره قتلی که در زندان رخ می دهد و تبدیل به مسئله  امنیت ملی می شود. در این فیلم بیشترین استفاده از صداهای خارج قاب و تصاویر حاشیه ای صورت گرفته و چالشی دیالکتیک میان “دیده ” و ” نادیده” به وجود می آورد. نماهایی از درهای بسته که وقایع داستان پشت آنها رخ می دهد، صداهای خفیفی که در راهروها می پیچند و چهره هایی که بی صدا از پس زمینه گذر می کنند، فضایی رمزآلود را به محیط و فیلم بخشیده اند. “بازیگران سیار” دیگر فیلم این سه گانه است که امروز به یکی از آثار کلاسیک سینمای یونان بدل شده است. این فیلم تحت نظارت و ممیزی شدید رژیم دیکتاتوری ساخته شد. این نکته که پلیس نظامی سختگیر آن زمان چگونه اجازه داد فیلمی با چنین مایه های انتقادی به پایان رسد و نمایش داده شود، معمایی است ، چرا که فیلم به وضوح تاریخ پرتلاطم سرزمین یونان را از منظر یک معترض رادیکال نقد می کرد.
“بازیگران سیار” فیلمی موزیکال و پرآواز و رقص های محلی بود و به مقطعی از تاریخ یونان ( دهه ۱۹۴۰) اشاره داشت که گروه نظامیان کودتاچی مشهور به “حکومت سرهنگ ها” در آن زمان وارد ارتش شده بودند. برخی بازیگران فیلم از فعالان سیاسی و مبارزان علیه سلطه دیکتاتوری بودند و مایه های تند انتقادی فیلم به وضوح آشکار است. این فیلم طولانی بیش از چهار ساعت زمان و تنها ۸۰ نما دارد، که با توجه به زمان ۲۵۰ دقیقه ای اثر این تعداد نما بسیار پایین تر از استانداردهای رایج سینماست. تصاویر روستاهای کوهستانی سرد و بارانی یونان که در این فیلم با سخاوتمندی به نمایش درآمده، از مولفه های بصری محبوب و تکرار شونده سینمای آنگلوپولوس به شمار می آیند.
پنجمین فیلم آنگلوپولوس “اسکندر کبیر” محملی بود تا فیلمساز با بهره گیری از اساطیر یونان باستان و به شیوه ای استعاری، اوضاع جاری وطنش را نقد کند. در آغاز قرن بیستم راهزنی سربر می آورد که خود را روح تناسخ یافته اسکندر مقدونی می نامد. او چند جهانگرد انگلیسی را می دزدد و به کوهستان می برد. هدف او اخاذی از دولت بریتانیاست اما عاقبت گروگان های خود را به قتل می رساند. آنگلوپولوس در این فیلم همزمان به چندین طیف می تازد؛ دولت های خارجی، باندهای تبهکاری، آنارشیست های ایتالیایی که به یونان تبعید شده بودند و دهقانان سوسیالیستی که می خواستند آرمانشهر خود را در یونان پایه گذاری کنند. استعاره های دو پهلوی قیلمساز از مفاهیمی چوی “سقوط سیاسی” و “خروج از دایره قدرت” همواره با بدبینی ویژه ای در آثار آنگلویولوس تکرار شده اند. زیبایی شناسی بیزانسی آنگلویولوس و فضای غم آلود و خاکستری آثارش در خدمت همین اندیشه قرار دارد.
در اوایل دهه ۸۰ آنگلوپولوس که با سقوط حکومت سرهنگ ها امکان خروج از کشور یافته بود، به ایتالیا مهاجرت کرد و چند سالی در شبکه تلویزیونی RAI به کار مشغول شد. از آن پس آثار آنگلوپولوس مایه های معترضانه سیاسی کمتری دارند و در فیلم هایش نوعی شاعرانگی و تغزل دیده می شود. دو فیلم تلویزیونی “یک روستا، یک روستایی” (۱۹۸۱) و “آتن، بازگشت به آکروپولیس” (۱۹۸۳) محصول این دوران گذار هستند. سال ۱۹۸۴ آنگلوپولوس” سفر به سیترا” را جلوی دوربین برد.” سفر به ستیرا” درامی است تلخ و خوش ساخت درباره تبعیدی سالخورده ای که پس از سالها به یونان باز می گردد. این فیلم جایزه بهترین فیلمنامه جشنواره کن را برای تئو و فیلمنامه نویسان همکارش تونینو گوئرا و تئو والتینوس به ارمغان آورد. “پرورش دهنده زنبور عسل” (۱۹۸۶) دیگر فیلم تحسین شده او در این دوران است. فیلمی درباره معلمی بازنشسته و افسرده که حین سفر، یک مسافر مرموز بین راهی را سوار می کند. نکته قابل توجه فیلم بازی به یادماندنی مارچلو ماسترویانی بت بازیگری ایتالیا در این فیلم بود که  از آخرین حضورهای این هنرمند فقید بر پرده سینما به شمار می رود. “چشم اندازی در مه” دیگر اثر آنگلوپولوس بود که روحیه شاعرانه و نماد گرای فیلمساز در آن به خوبی نمایان بود.
“نگاه خیره اولیس” از پریشان ها و مصائب ناشی از زوال حافظه و خاطرات شخصی حکایت می کند. نگاه خیره اولیس نگهای نوستالژیک به دوران صلح و ارامش در منطقه چند قومیتی بالکان و نقش آن به عنوان نقاطع ارتباطی شرق و غرب می اندازد. در این فیلم آنگلوپولوس به زبانی روان و سینمایی، برای به تصویر کشیدن تجربیات متفاوت نژادهای گوناگون منطقه در گذر زمان دست یافت. نماهای طولانی و ریتم آرام فیلم در همراهی با موسیقی، فیلمی منحصر به فرد را خلق کرده اند.
دستیابی به جایزه نخل طلای جشنواره فیلم کن همواره یکی از بزرگترین آرزوهای حرفه ای آنگلوپولوس بوده است. سال ۱۹۹۵ فیلم نگاه خیره اولیس از بخت های اصل یبردن جایزه نخل طلای کن بود. زمانی که آنگلوپولوس برای دریافت جایزه ویژه هیئت داوران (که ارزش کمتری نسبت به نخل طلا دارد) روی صحنه فراخوانده شد با عصبانیت پشت میکروفن رفت و گفت اگر هیئت داوران من را مستحق همین می داند، گلایه ای ندارم! و اجازه نداد عکاسان با جایزه از او عکس بگیرند. سه سال بعد جشنواره کن با اهدای نخل طلا به فیلم “ابدیت و یک روز” تئو را به آروزی دیرینه  اش رساند. ابدیت و یک روز بازگشتی بود به سبک و سیاق سالهای نخستین فیلمسازی تئو آنگلوپولوس. داستان نویسنده پیر و بیماری که در روزهای پایانی عمر، با کمک به یک کودک بی خانمان آلبانیایی لذت و معنای زندگی را می چشد. فیلمی شاعرانه با تصاویری گیرا و چشم نواز. تقابل کودکی و سالخوردگی، هویت ملی و اختلاف زبانی وطن پرستی و قومیت گرایی در دنیای معاصر ونگاهی انسانی به زندگی، ترکیبی است که جانمایه اثر را شکل می دهد.
پس از این موفقیت فیلمساز سالخورده شش سالی در حاشیه بود تا در سال ۲۰۰۴ فیلم زیبای دشت گریان را ساخت فیلمی موزیکال و تلخ از زندگی مردم یونان در بحبوحه جنگ جهانی دوم. این فیلم در بیست و چهارمین دوره جشنواره فیلم فجر، جایزه بهترین فیلم معناگرا را به خود اختصاص داد.
ریتم ملایم و اندیشه ورزی  آنگلوپولوس در فیلم هایش، آثار او را به تئاتر برشت و زیبایی شناسی واکاوی هیجانات درونی انسان نزدیک می سازد. می توان گفت که او پوسته بیرونی واقعیت را می شکافد و اصالت واقعیت را زیر سئوال می برد. او به تماشاگر این اجازه را نمی دهد تا قهرمان یا شخصیت مرکزی فیلم را شناسایی  کند. تصاویر او گاه در یک نما از گذشته به حال و بر عکس در حال تغییرند. شخصیت های آثار او فانتزی های منحصر به فرد خودشان را دارند اما هیچ گاه محور اصلی پیرنگ داستانی نیستند. بخشی از جذابیت و ماندگاری فیلم های آنگلوپولوس مدیون همکاری ثابت اوست. گئورگیوس آروانیتیس فیلمبردار، جوهره و ریتم مورد نظر فیلمساز را در تصاویر تیره و تار و در حال حرکت بسیار آرام خود به تصویر می کشد. النی کارایندرو بانوی آهنگساز یونانی نیزبا بهره گیری از نغمه ها و آهنگ های غنی محلی یونان، آثاری برجسته به جا گذاشته که فارغ از تماشای فیلم های آنگلوپولوس هم شنیدنی اند.
سال ۱۹۹۵ و به مناسبت صدمین سال تولد سینما، مجموعه ای از فیلم های کوتاه ساخته کارگردانان بزرگ سینمای جهان با دوربین تعمیر شده برادران لومیر فیلمبرداری شد. آنگلوپولوس یکی از ۴۰ فیلمساز برگزیده این مجموعه بود. ۴۲ جایزه از جمله جایزه فدراسیون بین المللی منتقدان، جایزه ویژه هیئت داوران کن، نخل جایزه جشنواره فیلم و نیز هوگوی طلایی جشنواره شیکاگو از جمله دستاوردهای فیلمسازی هستند که به عنوان شوالیه هنر و ادبیات فرانسه و فیلمساز برگزیده موزه متروپولیتن نیویورک نیز نائل شده است. /انسانی شناسی و فرهنگ

 

بیشتر بدانید:

 

 تئودوروس انگلوپولُس

تئو آنجلوپلوس ۴۵ سال در شاعرانگی فیلم ساخت/ به قلم: رامتین شهبازی

نوشته‌های مرتبط

نظری بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *