۱۳۹۶/۰۴/۰۸

آخرین اخبار

«رفتیم بیرون سیگار بکشیم، هفده سال طول کشید» آبتین گلکار

title"«رفتیم بیرون سیگار بکشیم، هفده سال طول کشید» آبتین گلکار" http://anamnews.com/" alt:"نمایی از جلد کتاب"

 

 

«رفتیم بیرون سیگار بکشیم، هفده سال طول کشید» آبتین گلکار

آنام: «رفتیم بیرون سیگار بکشیم، هفده سال طول کشید»_ جمعی از نویسندگان/  ترجمه آبتین گلکار (نشر چشمه)  نه داستان از نویسندگان معاصر روس که تنهایی، روزمر‌گی و خشونت موجود در زندگی حاصل از شرایط اجتماعی روسیه پس از فروپاشی اتحاد شوروی را بیان می‌کنند.

ادبیات روس دهه‌های اخیر با وجودِ داشتن داستان‌نویسان برجسته‌ای که شهرت بین‌المللی دارند، کمتر به مخاطبان فارسی‌زبان معرفی شده است. در این کتاب نُه داستان از هفت نویسنده‌ی معاصر روس (دینا روبینا، لودمیلا اولیتسکایا، لودمیلا پتروشفسکایا، آندری گلاسیموف، ویکتور پِلِوین، میخاییل یلیزاروف و زاخار پریلِپین) به فارسی ترجمه شده است، داستان‌هایی که اتفاقی انتخاب نشده‌اند و جهان‌شان کم‌وبیش به‌هم نزدیک است. قهرمانان این داستان‌ها از لایه‌هایی از جامعه انتخاب شده‌اند که در گذشته امکانی برای رساندن صدایشان به گوش خوانندگان پیدا نمی‌کردند و چه بسا وجودشان نادیده گرفته می‌شد. تنهایی، روزمر‌گی و خشونت موجود در زندگی این قهرمانان، که بازتاب مستقیم شرایط اجتماعی روسیه پس از فروپاشی اتحاد شوروی نیز هست، به خوبی در این داستان‌ها احساس می‌شود. مقدمه‌ای کوتاه درباره‌ی هر کدام از این نویسندگان، نیز در آشنایی خواننده با زندگی و سبک هنری و آثار لئ مؤثر است. همه این نویسندگان در حال حاضر زنده هستند و مشغول نوشتن و همین مسئله کتاب را جذاب‌تر می‌کند. «رفتیم بیرون سیگار بکشیم، هفده سال طول کشید» کتابی ا‌ست از جهانِ نه‌چندان مهربانِ نویسندگانی که سیگار کشیدن‌شان هنوز تمام نشده است.

 

 وجه اشتراک احتمالی داستان‌های انتخابی «رفتیم بیرون سیگار بکشیم، هفده سال طول کشید» چیست؟

توضیح آبتین گلکار:

داستان‌های انتخابی داستان‌هایی هستند که در چند سال اخیر خوانده‌ام، خوشم آمده و قابل چاپ هم بوده‌اند و وجه اشتراک مشخصی ندارند اما تمامی داستان‌ها در دوره زمانی بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوری اتفاق می‌افتد و بیشتر هم بر مسائل امروز روسیه تمرکز دارند تا نگاه به گذشته. بیشتر نویسندگان روس همچنان دوره کمونیستی و اتحادیه جماهیر شوروی را در داستان‌هایشان به نقد، بحث و روایت می‌کشند اما این داستان‌ها موضوعات و اتفاقات امروز جامعه روسیه را مدنظر قرار داده‌اند.

شاید بتوان فضای پر از ناامیدی، افسردگی و تلخی را  وجه مشترک میان این داستان‌ها دانست. قهرمان‌های داستان‌های مجموعه «رفتیم بیرون سیگار بکشیم، هفده سال طول کشید» معمولا از حاشیه جامعه و افراد هستندی که یا مجرم، معتاد، ناتوان ذهنی و … هستند یا مثلا تجربه خودکشی را دارند. به عبارت دیگر شخصیت‌‌های داستان‌ها یا از آسیب‌دیدگان اجتماعی هستند یا از آسیب‌زنندگان اجتماعی‌اند. مثلا در یک داستان روایتی از افرادی که در نیروهای نظامی خدمت کرده‌‌اند و بعدتر به شرارت و بزه کشیده شده‌اند به تصویر کشیده شده است.

 

«رفتیم بیرون سیگار بکشیم، هفده سال طول کشید» عنوان باشکوهی است برای یک مجموعه داستان کوتاه از نویسندگان روس است. البته بماند که بیشتر بار این مجموعه، بر روی همین داستان از میخاییل یلیزاروف است.

این داستان ها عبارتند از:

  1. “دختر بخارا” از لودمیلا اولتسکایا
  2. “حیوان وحشی” از لودمیلا اولتسکایا
  3. “پالتوی سیاه” از لودمیلا پتروشفسکایا
  4. “زن آدم کش” از دینا روبینا
  5. “حادثه ی خانوادگی” از آندری گلاسیموف
  6. “نیکا” از ویکتور پلوین
  7. “رفتیم بیرون سیگار بکشیم هفده سال طول کشید” از میخاییل یلیزاروف
  8. “وان گوک” از میخاییل یلیزاروف
  9. “آدم کش و دوست کوچکش” از زاخار پریلپین

 

 

 

 

آبتین گلکار، مترجم زبان و ادبیات روسی، متولد سال ۱۳۵۶ در تهران است. او دوره‌ی کارشناسی را در دانشگاه تهران گذرانده و دوره‌ی کارشناسی ارشد و دکتری ادبیات روسی را در دانشگاه ملی کی‌‌‌یف (تاراس شوچنکو) سپری کرده است. وی در حال حاضر عضو هیئت علمی دانشگاه تربیت مدرس، استاد مدعو دانشگاه تهران و استاد مدعو دانشگاه آزاد اسلامی است. گلکار تاکنون آثار مختلفی از ادبیات و تاریخ روسیه را ترجمه کرده است که از جمله آن‌ها می‌توان به آثاری از گوگول، بولگاکوف، چخوف، تورگنیف، رادزینسکی، زوشچنکو و… اشاره کرد. ترجمه‌ی گلکار از کتاب استالین، اثر ادوارد رادزینسکی، در سال ۱۳۹۳ منتشر شد که این ترجمه جایزه‌ی کتاب سال در رشته‌ی تاریخ را در سال ۱۳۹۴ گرفت. همچنین ترجمه‌ی گلکار از رمان آشیانه‌ی اشراف، اثر ایوان تورگنیف، در نخستین دوره‌ی جایزه‌ی ابوالحسن نجفی (۱۳۹۵)، عنوان بهترین ترجمه‌ی سال را به دست آورد.

قسمتی هایی از کتاب «رفتیم بیرون سیگار بکشیم، هفده سال طول کشید»:

از داستان “زن آدم کش” از دینا روبینا

اشک ریختن من برای عمو میشا تازه شروع شده است، وقتی برایم مثل روز روشن شده که واقعا دیگر هیچ وقت او را نخواهم دید. این واژه درست در لحظه ای به عریان ترین شکل در برابر ما پدیدار می شود که حکایت دارد به پایان نزدیک می شود، ولی ما می خواهیم ادامه اش را بشنویم. هرچند خیلی خوب می دانیم، حکایت های واقعی چه قدر بی رحمانه قطع می شوند.

چه سعادتی است که گرمای فیزیکی به صورت کاملا مادی و محسوس به گرمای روحی تبدیل می شود و تا آخر عمر در حافظه باقی می ماند.

چه قدر حیف که هوس پیدا کردن خصوصیات خود در نسل های پیشین خانواده در سنی به سراغ آدم می آید که موج های عظیم زمان بی هیچ گذشتی تراشه های زندگی آدم را با خود می برد. ولی آیا این دقیقا به همان علت نیست که هر زندگی جدید، از نو در مسیر همان سرگذشت های پیشین بغلتد و بغلتد؟ دوره ی جوانی با آن عطش حیوانی به زندگی در لحظه ی حاضر، هرچیزی را که پیش از خود وجود داشته جارو می کند و دور می ریزد. این بهترین سد میان سیلاب زمانه و دریاچه ی حافظه ی انسانی است.

از داستان “نیکا” از ویکتور پلوین

هر حکمی دژخیم مناسب خود را پیدا می کند و هر یک از ما شریک کشتارهای جمعی هستیم. در این جهان همه وبز در هم تنیده شده و نمی توان روابط علت و معلولی را بازسازی کرد. چه کسی می داند، شاید هنگامی که ما در مترو جای مان را به فلان پیرزن بدذات می دهیم، در حقیقت کودکان زنگبار را به گرسنگی محکوم می کنیم. دامنه ی بصیرت و مسیولیت ما بسیار محدود است و همه ی علل و دلایل در نهایت ناشناخته ها فرو می روند و به زمان آفرینش جهان برمی گردند.

دلتنگی برای چیزهای تازه یکی از ملایم ترین شکل هایی است که عقده ی خودکشی در روزگار ما به خود می گیرد.

همه ی زیبایی هایی که به چشم من می آید در حقیقت در قلب من نهفته است، زیرا آن دیاپازونی که من همه چیز را با نت وصف ناشدنی آن می سنجم نیز در قلب من جای دارد.

 

منابع: کافه بوک- ایلنا- ویگی پدیا

لینک کوتاه: https://goo.gl/RG7bdc

نوشته‌های مرتبط

نظری بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *