۱۳۹۶/۰۹/۲۴

آخرین اخبار

کتاب “سیمای دو زن شیرین و لیلی در خمسه نظامی گنجوی”

title:"کتاب "سیمای دو زن شیرین و لیلی در خمسه نظامی گنجوی"- http://anamnews.com" alt:سعیدی سیرجانی"
سعیدی سیرجانی

سیمای دو زن شیرین و لیلی در خمسه نظامی گنجوی

به کوشش علی اکبر سعیدی سیرجانی

آنام: مرحوم علی اکبر سعیدی سیرجانی  (۲۰ آذر ۱۳۱۰ سیرجان – ۴ آذر ۱۳۷۳ تهران)، حافظ شناس و استاد ادبیات، از معدود نویسندگانی‌ست که نثر دوپهلو و روانش، هم به مذاق اهل ادب خوش می نشیند و هم خوانندگان عادی را به دور از پیچیدگیهای استعارات و صنایع ادبی سیراب می کند. آوردن امثال و کنایات و سخنان بزرگان در لابلای جملات و به صورت متعادل و شیرین باعث می شود که خواننده، بدور از خستگی ناشی از برخی نوشته های سنگین ادبی و یا سخیفِ ارزشی به لذت از خواندن بپردازد.
علاوه بر ارزش والای نثر دلنشین این نویسنده، آنچه خوانندگان- بالاخص خوانندگان عادی- را علاقه مند به نوشته هایش می کند، پرهیز از ریا و تزویر و التزام به اخلاق و آزادگی و انسانیت در جای جای نوشته هایش است.

«سیمای دو زن شیرین و لیلی در خمسه نظامی» (۱۳۶۷) مقایسه دو چهره نمادین در ادبیات فارسی است، اولی نماینده زن در تفکر رسمی دین و دومی زن در تفکر ایرانی.

title:"کتاب "سیمای دو زن شیرین و لیلی در خمسه نظامی گنجوی"- http://anamnews.com" alt:سعیدی سیرجانی"

 

قسمت هایی از کتاب سیمای دو زن شیرین و لیلی در خمسه نظامی گنجوی:

 

در فضای داستان خسرو و شیرین ارزش ها بکلی متفاوت است. شاه قدرتمندی چون پرویز نه تنها از بیم حسادت مریم جرات ملاقات با شیرین ندارد، که در برابر زن عشرتکده داری چون شکر اصفهانی نیز شکوه شاهانه و قدرت مردانه اش بی اثر است. مردان این دیار برای رسیدن به زن دلبندشان هرگز به زور شمشیر و انبوه لشکر متوسل نمی شوند، چه، یقین دارند این حربه بی اثر است. صحنه بدیعی که در برابر در بسته اقامتگاه شیرین با قدرت طبع نظامی توصیف شده است قابل تامل است. شاهی مست از غرور سلطنت و آشفته از هوای دل به بهانه شکار از لشکرگاه خود جدا شده و رو به منزلگاه معشوق آورده است، بدین امید که یار رنجیده خاطر دست از قهر و ناز بردارد و پذیرایش گردد. اما شیرین در قلعه را می بندد و با همه جلوه های جمال و جوانی بر پشت بام عمارت ظاهر می شود و عجز و التماسهای عاشق قدرتمند را ناشنیده می گیرد و پس از مناظره ای خواندنی، سرخورده و دمغ مجبور به بازگشتش می کند، بی آنکه لحظه ای تصور توسل به زور در ذهن مرد بگذرد. زبان زنان این سرزمین از دست جور مردان عرب درازتر است و گزنده تر. در اینجا زن بودن و زیبا بودن لازمه اش بدبختی و محکومیت نیست. زن زیبای مغرور این دیار چیزی از شاه شاهانش کم ندارد که قصب بر سر و موی فروهشته را کم از تاج مرصع شاهی نمی داند و با اعتماد به همین غرور زنانه بدان شدت و صراحت در پاسخ پیغام شاهانه خشم در سینه انباشته را بر فرق شاپور می ریزد که سر اینجا به بود سرکش نه آنجا، بی آنکه از غضب شهریاری پروایی داشته باشد. و شاه قدرتمند ملامت ها را می شنود و به عبارتی رساتر تحویل می گیرد بی آنکه شمشیر بر کشد و میر غضب بطلبد، گویی بدو آموخته اند که کس عاشقی به قوت بازو نکرده است؟…

اما در حرمسرای پدر “لیلی” اساس کارها بر پوشیده کاری است، نه زن و شوهر مجالی دارند که سفره دلی پیش هم بگشایند و نه حریم پدر و فرزندی رخصت چونین جسارتی می دهد، حق مادری که به حکم طبیعت باید محرم راز دخترش باشد، داستان دلدادگی لیلی را از زبان همسالان بلفضول کنجکاوش می شنود آن هم دو سه سالی بعد از زندانی شدن دخترک در حرمسرای مرد فلک زده ای چون الن سلام؛ و عجب اینکه زن هم پس از پی بردن به راز در قبیله پیچیده جرات ندارد آن را با شوهر در میان گذارد. و از آن عجب تر زندگی سراسر تسلیم لیلی است خالی از هر تلاشی. از مکتب خانه اش باز می گیرند و در خانه ای بام و در بسته زندانیش می کنند بی آنکه اعتراضی کند و فریادی به شکوه و شکایت بردارد. به شوهر نادیده نامطبوعی می دهندش بی آنکه از او نظری خواسته باشند، و او همچنان تسلیم است و فرمان پذیر و در حرمسرای شوهر ناخواسته کارش گریه و زاری نتیجه ناگزیر چنان محیط و چنان رفتاری سایه سوء ظنی است که بر فضای خانه سنگینی می کند و زندگی زناشویی را از هر زهری جانگزاتر. و نظامی چه استادانه بدین نکته توجه داشته است که: شویش همه روزه داشتی پاس.

 

منبع: ssirjani

لینک کوتاه: https://goo.gl/uoq2fr

نوشته‌های مرتبط

نظری بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *