۱۳۹۷/۰۵/۳۰

آخرین اخبار

سینما، ادبیات، موسیقی؛ حقارت های بیان

title:"سینما، ادبیات، موسیقی؛ حقارت های بیان "-http://anamnews.com/" alt: "تصویری از یک دختر به همراه دوربین فیلمبردای"

عکس: Freepik

  سینما، ادبیات، موسیقی؛ حقارت های بیان

 

«سینما دروغ است، دروغ بسیار قشنگ»  سهراب شهید ثالث

آنام: بشر خط و نوشتن را با “خط تصویری” آغاز کرد، سپیده دمان تاریخ با به “صورت” درآوردن فکرها و اظهارات آغاز شد. همچنین بشر از بدو تولد از شکم مادر با دیدن و چشم گشودن پا در جهان هستی می گذارد. بنابر این به تصویر کشیدن و دیدن و به کار گیری قوۀ بینایی برای فهم و انتقال معانی، اولین و در دسترس ترین راههای ارتباطی است. استفاده از قوه ی بینایی و دیدن، عام ترین و ابتدایی ترین شیوه ی فهم کردن پدیده های جهان است، نازل ترین سطح و ابتدایی ترین فهم ها از صورت و ظواهر اشیاء و جهان بدست می آیند. اما آیا اختراع سینما بازگشت به نونهالی و خردسالی فهم انسانی بود؟!

نوشتار از ابتذال زبان و گفتن کاهید و ادبیات متولد شد. ادبیاتی که با کلمات و جملات و به کارگیری خطوط و واژگان به شکلی جنون آمیز سعی در بیان تجربیات بیان ناشدنی بشر داشت، و هنر به مثابۀ مسیری برای بیان و فریاد رنج های درونی و آنچه با جان آدمی تجربه می شود پدیدار گشت. زبان و گفتار سکوت کردند تا کلمات و نوشتار فکرها و حرف ها را بنویسند،کلمات جانِ آدمی را روایت کردند…

سینما اما با قاب آغاز می شود و قاب یعنی محدودیت. لنز دوربین در بند پرسپکتیو است. حتی فیلم نامه یا نمایشنامه چند قدم فراتر از فیلم اند، همین که فیلمساز یا کارگردان دست به تصویر کشیدن متن می زند، آن را در حصار قاب و حقارت تصاویر به محدودیت می کشاند. با تصاویر نمی شود عمق نادیدنی ها را روایت کرد، و شاید تنها مجال ماندگاری و ستایش یک اثر سینمایی رسیدن به این غایت است…

ادبیات(رمان و شعر) تنها با کلمه، دیدنی ها را در پرده ی ذهن خواننده به تصویر می کشند و با کلمات در یک آزادی مطلق تصاویر و دیدنی ها را نقش می بندند و حتی نادیدنی ها و احساسات و عواطف و موقعیت ها و ذهنیت ها و افکار و در نهایت آنچه با جان نویسنده عجین و تجربه شده است را روایت می کند…

موسیقی توصیفِ وصف نشدنی ها و بیان نشدنی ها و تصویر نشدنی ها بدون کلمه و تصویر است. موسیقی شیون و زاریِ بشر است. آوای فغان و ناله ای از ناتوانی در بیان و انتقال و روایت آنچه در بیانش باز مانده است، دیگر نمی تواند زبان بگشاید و چیزی بگوید. آنگاه رنج، خود به صدا در می آید..

احسان عزیزی

 

منبع: IRANSOCIOLOGY

لینک کوتاه: https://goo.gl/dLwJ4r

نوشته‌های مرتبط

نظری بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *