۱۳۹۷/۰۸/۰۲

آخرین اخبار

کتاب «صدایی که شنیده نشد» گزارشی از یافته های طرح «آینده‌نگری»

"title" "کتاب «صدایی که شنیده نشد» گزارشی از یافته های طرح «آینده‌نگری» " http://anamnews.com/" alt:"نمایی از جلد کتاب"

کتاب «صدایی که شنیده نشد» گزارشی از یافته های طرح «آینده‌نگری»

آنام: کتاب «صدایی که شنیده نشد» بخشی از تحقیقاتی است که در دهه‌ی ۵۰ شمسی با عنوان طرح « آینده‌نگری» انجام شد. گذشت سالیان متمادی از زمان انجام این تحقیقات، ارزش‌های آن را بیش از پیش آشکار کرد. این تحقیق از اولین نظرسنجی‌های ملی در کشور است و اطلاعات منحصربه‌فرد تجربی از نگرش مردم در دهه‌ی ۵۰ شمسی به‌دست می‌دهد، و نشان می‌دهد که چگونه در زیر پوست جامعه، جریان دینی در حال رشد بود. برای ما که در سال‌های بعد از این تحقیق، شاهد انقلاب بوده‌ایم، شاید جای شگفتی باشد که چگونه چنین علامت‌هایی دیده و صدای جامعه‌ای که در این تحقیق پژواک یافته بود،‌ شنیده نشد. این تحقیق هم از فضل تقدم در میان پیمایش‌های اجتماعی برخوردار است و هم به‌خاطر تصویری که از وضعیتِ نگرشیِ آن روزگار ارائه می‌کند، دارای اهمیت است. علاوه بر آن باید به پیوند دیدگاه‌‌های نظری و تحقیق تجربی اشاره کنیم که «آینده‌نگری» به آن توجه جدی داشت.

اگر میخواهید بدانید این بی اعتمادی به رسانه های رسمی ، قوه قضاییه و حاکمیت در زمان شاه چگونه شکل گرفت و شایعه و مبالغه و الگوی فکری مردم درآستانه انقلاب چگونه بوجود آمد کتاب «صدایی که شنیده نشد» را بخوانید تا دریابید چگونه این صداها شنیده نشد و چگونه مردم و حاکمیت هردو در این پروسه زیان دیدند.

ناهماهنگی در توسعه اقتصادی و تغییر در ساخت اجتماعی

در دهه ۵٠ و در فضایی که این تحقیق انجام شده ما شاهد افزایش درآمدهای نفتی هستیم، تغییر شتابان و بزرگی در جامعه ایران اتفاق افتاده که در حال انتقال جامعه از یک اقتصاد مبتنی بر کشاورزی و جمعیت گسترده روستایی به یک جامعه شهری مبتنی بر صنعت است. نوع مشاغل عوض شده و تغییرات بزرگی به دلیل جابه‌جایی‌هایی که در جمعیت رخ داده در جامعه اتفاق افتاده است و در کنار آن، شاهد رشد روزافزون رادیو و تلویزیون هستیم که در حال دگرگون کردن ساختار آگاهی در جامعه است. اگر بخواهیم برای توسعه‌ای که در آن زمان در جامعه اتفاق افتاده، سه ضلع را مشخص کنیم شاید بتوان به طور خلاصه اینگونه بیان کرد که سازمان برنامه متولی توسعه اقتصادی یا رشد اقتصادی است، موسسه مطالعات و تحقیقات دست اندرکار مطالعه ابعاد و پیامدهای اجتماعی این توسعه است و رادیو و تلویزیون که آگاهی‌ها و جنبه‌های فرهنگی را تحت تاثیر قرار می‌دهد، پژوهشکده علوم ارتباطی را تاسیس می‌کنند و در آنجا به مطالعه وجوه مرتبط با آگاهی و حیات فرهنگی می‌پردازند. این سه ضلع سه نوع پژوهش یا زاویه نگاه را شکل می‌دهد که این پژوهشی که ما امروز با آن در کتاب «صدایی که شنیده نشد» روبه‌رو هستیم در واقع از ضلع سوم نشات گرفته است. نگاهی که در جامعه آن روز در بین پژوهشگران وجود داشت این بود که رشد اقتصادی با سرعت و شتابان در حال رخ دادن است اما میزان تغییراتی که در ساخت اجتماعی و فرهنگی اتفاق افتاده با آن توسعه اقتصادی همراه نیست.

بنابراین نوعی از عدم توازن و شکاف را بین این سه فرآیند می‌بینیم که هم در سطح کلان جامعه را با آشفتگی و اختلال مواجه کرده و هم در سطح روان انسان ایرانی. لذا نوع نگاه یا فلسفه‌ای که این پژوهش بر اساس آن شکل گرفته مبتنی بر این عدم توازنی است که پژوهشگران آن زمان در جامعه دیده بودند و بر اساس این مفهومی را طرح می‌کنند که عمده این نگاه نیز در کارهای مجید تهرانیان تحت عنوان «اکنون زدگی» وجود دارد. می‌گوید جامعه ایران اکنون با وضعیتی رو به رو است که از گذشته خود بریده شده و امکان بازگشت به آن را ندارد و در عین حال، آینده‌ای که پیش روی خود می‌بیند آینده روشنی نیست. تهرانیان، می‌پرسد اگر در این شرایط توسعه اتفاق بیفتد نقش نهادهای فرهنگی مثل رادیو و تلویزیون چه می‌تواند باشد. در نتیجه، این تحقیق با این چارچوب شکل می‌گیرد و به همین دلیل نیز سهم سوالات و یافته‌هایی که به رسانه و مصرف فرهنگی- به اصطلاح امروز- مربوط می‌شود زیاد است. تحقیق چند بخش را مورد توجه قرار می‌دهد، یک بخش آن به رسانه‌ها مربوط می‌شود، بخشی به نگرش‌های اجتماعی که در آنجا عمدتا بحث اعتماد اجتماعی مطرح می‌شود و بخش دیگری نیز به رضایت از زندگی مربوط می‌شود. شیوه‌ای که این تحقیق سازمان پیدا می‌کند و پیش می‌رود از حیث مدیریت پژوهش، به نظر می‌رسد که جزو شیوه‌های مناسب و کارآمد است. زیرا این تحقیق را به چند بخش تقسیم می‌کنند و فقط به نگریستن یا نظرسنجی از مردم اکتفا نمی‌کنند بلکه نگرش‌سنجی و ارزیابی از نخبگان در سه سطح مدیران وقت، سرشناسان و جوانان نیز در نظر می‌گیرند.

محسن گودرزی پژوهشگر اجتماعی و نویسنده اثر

آینده فروشی به جای آینده‌نگری

 

قبل از انقلاب، دو نگاه تحلیلی نسبت به جامعه ایران وجود داشت؛ یکی نگاه مارکسیستی و دیگری نگاه نوسازی. هر دوی این نگاه‌ها تقریبا قیاسی بودند یعنی چپ‌ها بر اساس نگاه مارکسیستی و دسته دوم بر اساس نگاه نوسازی که بیشتر روسو به عنوان نماینده آن مطرح بود، جامعه را تحلیل می‌کردند. این‌دست رویکردها تبعاتی را در پی داشت؛ نتیجه آنکه گروهی از بهترین جوانان ما در جنبش‌های چریکی از بین رفتند. طرفداران نوسازی نیز تصور می‌کردند که مذهب از بین رفته است در حالی که واقعیات آماری با تصور آنها تناقض داشت. انقلاب ۵٧ نشان داد که هر دو نگاه به بن‌بست رسیده‌اند، چریک‌ها از سال ۵۵ عملا نابود شدند و نگاه نوسازی نیز در سال ۵۶ منسوخ شد.

نکته مهم این است که همه قربانیان این نگاه بودیم. عنوان این کتاب «صدایی که شنیده نشد» است زیرا گویا گوش جامعه ما برخی صداها را نمی‌شنیده است. ما به تحقیقات از این زوایه نیاز داریم.

عباس عبدی

پژوهشگر اجتماعی و نویسنده اثر

منابع: روزنامه اعتماد– نشر نی

لینک کوتاه: https://goo.gl/p7nsPi

نوشته‌های مرتبط

نظری بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *