۱۳۹۶/۰۴/۰۸

آخرین اخبار

محمود دولت آبادی: بشر راهی جز فهمیدن ندارد.

title:"محمود دولت آبادی: بشر راهی جز فهمیدن ندارد" alt:"محمود دولت آبادی درحال سخنرانی-http://anamnews.com"

محمود دولت آبادی: بشر راهی جز فهمیدن ندارد.

 

آنام– نسرین سلیمی- : باشگاه سخن و اندیشه سوم اردیبهشت ۱۳۹۶ یکی از بزرگان ادبیات ایران، آقای محمود دولت آبادی را دعوت کرده بودند. این مراسم ساعت ۱۵:۳۰ در مجتمع آموزشی فرهنگی علامه طباطبایی آبشناسان برگزار گردید.
من دقیقا” سر ساعت رسیدم و خودم را در ردیف سوم جا دادم. خوشبختانه اکثر شرکت کنندگان جوان بودند. و حضور کودکان نیز بسیار جالب.

قبل از شروع برنامه فیلمی از دعوتها و برنامه های قبلی که در این فضا با حضور هنرمندان دیگر کشور صورت پذیرفته بود به نمایش در آمد؛ که جا دارد از مدیریت محترم این موسسه جناب آقای جعفر مستوفی قدردانی کرد.
ساعت ۴ آقای دولت آبادی وارد شدند و از کنار صندلی من گذشتند. حس عجیبی سرتاپایم را گرفت. بدنم یخ کرد. منجمد شدم. قسمتی بزرگ، پر تلاطم و پر از فراز و نشیب تاریخ ادبیات ایران در چند قدمی من بود.

این همه چین و چروک. این همه سپیدی. این همه درد و رنج، اما کماکان با قامتی برافراشته و لبخندی عمیق و چشمانی نافذ. آقای مستوفی در قسمتی از سخنان دلنشین شان گفتند: در گذشته برای کسی اگر دعا میکردند میگفتن: “دولتت آباد” و این یعنی تمامی خوشبختی برای ما. و امروز دولت ما آباد شد با حضور دولت آبادی.
سپس استاد محمود دولت آبادی به تریبون دعوت شدند.

استاد ضمن یادی از دوران کودکی و نام بردن از اولین و به یاد ماندنی ترین معلم خود آقای ابوالقاسم زمانی نام بردند و از ایشان تقدیر کردند و گفتند:

” همچون آن بزرگوار، آموزش و پرورش باید یاد گیرنده ها را به خود واقف کند. ”
و بعد به بازی های کودکی خود اشاره داشتند که هنگام بازی میخواندیم: ” ای کشته که را کشتی.تا کشته شدی باز
تا باز کجا کشته شود آنکه ترا کشت ….. ”
که اشاره زیبا به ارزش صلح دارد و ضد جنگ و خونریزی است. آموزشهای ما باید از این اصل تبعیت کند. و سپس این شعر را کامل خواندند.

محمود دولت آبادی در انتهای صحبتشان گفتند: ” آنچه در این سالها آموختم این بود که در این کشور باید صبور بود بسیار صبور. و خوشحالم که در این جمع تعداد زیادی از جوانان حضور دارند.
سپس تعدادی از دوستان سوالاتی مطرح کردند و ایشان پاسخ دادند.
۱٫ «کلیدر» افسانه است یا واقعیت ؟
فرمودند: کار نویسنده مانند یک باستان شناس است. تکه هایی از یک کوزه پیدا میکند آنرا جلا میدهد و تو را به دنیای آن کوزه میبرد. من داستان «کلیدر» را ۳۰ سال قبل از نوشتن؛ از زبان مادران بصورت قصه شنیده بودم.
۲٫ «کلنل» اجازه چاپ ندارد؛ این کتابی که در بازار است «کلنل» شماست ؟
به هیچ وجه. این یک دسیسه کثیف است که من به آن اعتراض کرده ام.
۳٫ نظرتان درباره بحران مطالعه در ایران چیست ؟
بحران مطالعه سالها وجود داشت که خوشبختانه دارد حل میشود . دلیل آن چند مسئله بود:

اول هیجانات انقلاب و مسائل ایدئولوژیک و تعصبات.
دوم : شروع جنگ و دغدغه فقط زنده ماندن برای مردم.
سوم : بحران واخوردگی و مهاجرت و تبعید وسرکوب نویسندگان.
امروز خوشبختانه ما از کارهای سطحی در محیط مجازی خارج شدیم و در آنجا به کارهای ریشه ای میپردازیم. من میبینم و میشنوم که جوانان در این محیط کتابها را به یکدیگر معرفی میکنند می خوانند و نقد میکنند.
” بشر راهی جزء فهمیدن ندارد ”

۴٫ «کلنل» راهی برای چاپ شدن ندارد ؟
متاسفانه خیر هیئت نظارت گفته اند که نظر دادن در مورد این کتاب در حدود مسئولیت ما نیست. حتی دو کتاب بعدی من نیز زیر سایه «کلنل» اجازه چاپ نگرفته اند.

۵٫ این سوال را یکی از کودکان مطرح کرد که با تشویق حاضران روبرو شد. با توجه به تجاربتان میشود ما را یک نصیحت کنید که بدرد زندگیمان بخورد؟

استاد فرمودند نوع ادبیات امروز پند و اندرز نیست. من به خودم میگویم شما هم میتوانید استفاده کنید “به قول فردوسی میاسای یک دم ز آموختن ”
یادگیری، به عنوان یک کار مدام در برنامه روزانه ما باشد.

۶٫ در پاسخ به شعر زیبایی که یکی از حضار برای ایشان خواندند و در مورد شخصیت‌های کلیدر پرسیدند.آقای دولت آبادی پاسخ دادند:
“در ادبیات شما یاد میگیری رها کنی. من چیزی را به حافظه نمیسپارم همه چیز را در انتهای ذهن رها میکنم. حتی یک بیت از شعر حافظ در ذهن من نیست شاید دلیل آن فشار پلیس بود برای کسب اطلاعات از ما و ما هر چه کمتر میدانستیم؛ برای خودمان بهتر بود.

۷٫ اولین داستان شما که رسما چاپ شد چه نام داشت؟
«ته شب»که در «کارنامه سه پنج » موجوده به عنوان یک داستان بد که من اصلا دوستش ندارم.

و در پایان ترانه زیبای «ننه گل ممد» با صدای زیبای «سیما بینا» پخش شد و استاد زمانی طولانی با حوصله به امضاء کتابهایش که در دست دوستدارانش بود پرداخت و با لبخند با آنها عکس گرفتند.

 

بیشتر بدانید:

 

گفتگو با محمود دولت آبادی همراه با زندگینامه

 

 

داستان کوتاه از محمود دولت آبادی, “آیینه”

 

 

 

محمود دولت‌ آبادی: هیچ قدرتی نیست که در مقابل تحقیر دوام بیاورد

 

 

 

title:"محمود دولت آبادی: بشر راهی جز فهمیدن ندارد" alt:"محمود دولت آبادی-http://anamnews.com"

title:"محمود دولت آبادی: بشر راهی جز فهمیدن ندارد" alt:"دستان محمود دولت آبادی -http://anamnews.com"

title:"محمود دولت آبادی: بشر راهی جز فهمیدن ندارد" alt:"محمود دولت آبادی -http://anamnews.com"

 

 

مطلب اختصاصی سایت آنام است. بازنشر فقط با ذکر منبع مجاز می باشد.

 

آنام: متن و عکس از نسرین سلیمی

لینک کوتاه: https://goo.gl/LwMAI0

نوشته‌های مرتبط

1 نظر

  1. Sara

    گزارش خیلی خوبی بود. واقعا احساس کردم که در محل حضور داشتم. اقای دولت آبادی را از نزدیک دیدم.

    پاسخ

نظری بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *