۱۳۹۶/۰۴/۰۴

آخرین اخبار

نقد فیلم مستند خانه سیاه است فروغ فرخزاد

title "نقد فیلم مستند خانه سیاه است فروغ فرخزاد " http://anamnews.com/" alt:"فروغ فرخزاد"

نقد فیلم مستند خانه سیاه است فروغ فرخزاد

آنام : خانه سیاه است فروغ فرخزاد؛ یک مستند ۲۲ دقیقه ای درباره جمعی از مبتلایان به جذام در حاشیه تبریز است. از دید فیلم سازی مثل محسن مخلباف این ” بهترین فیلم ایرانی است که بر سینمای معاصر ایران تاثیر گذاشته” حتی با این که (یا شاید چون ) فروغ ” هیچ وقت برای یادگیری سینما به دانشکده نرفت ” خانه سیاه است هم چنین تا جایی که می دانم اولین مستند ایرانی ساخته شده توسط یک زن است . فیلمی که در غرب مورد توجه قرار گرفت و تاثیر گذار شد، درسال ۱۹۶۳ در جشنواره ابرهاوزن جایزه گرفت و در سال ۱۹۶۶ در جشنواره پزاروی ایتالیا هم به نمایش در آمد.

خانه سیاه است را  فرخزاد در ۲۷ سالگی و در حدود دوازده روز با عواملی محدود ساخت. فرخزاد در همان سال در مصاحبه ای گفت شخصا از پروژه اش رضایت کاملی دارد، چون توانسته اعتماد جذامی ها راجلب کند و در مدتی که کنارشان بوده با آن ها دوست شود.

فروغ با زیر پا گذاشتن تابوهای مرسوم مرتبط با جذامی ها ، به خصوص تابوی منع تماس فیزیکی با آن ها برای حفاظت از خود ،فیلم را با قبول حضانت حسین ، پسر یک زوج جذامی ساکن قرنطینه به پایان می برد و او را مشتاقانه با خودش به تهران می آورد تا در خانه مادرش ساکن کند. با این حال برخی از اولین بینندگان فیلم آن را به خاطر سوء استفاده از جذامی ها مورد نقد قرار دادند. با این فرض که فیلم ، جذامی ها را به عنوان استعاره ای از ایرانیان تحت سلطه شاه نشان می دهد یا به بهانه ای کلی تر به این دلیل که فروغ از جذامی ها در راستای اهداف خود و نه منافع خودشان استفاده می کند.

title "نقد فیلم مستند خانه سیاه است فروغ فرخزاد " http://anamnews.com/" alt:"فروغ فرخزاد"

وقتی برای اولین بار اتهام دومی به گوشم خورد شوکه شدم . چون بخش اعظم نیروی این فیلم صرف چیزی می شود که من از آن به “انسان گرایی رادیکال ” تعبیر می کنم ؛ نوعی از انسان گرایی که از مشابه هایش در سینمای غرب بسیار پیش تر می رود . خیلی جالب و معنادار می شود اگر خانه سیاه است را کنار فیلم بلند داستانی عجیب الخلقه ها(تاد براونینگ۱۹۳۲) قرار دهم که به دلیل استفاده از آدم های واقعا عجیب الخلقه به عنوان بازیگر ، میان حس همدردی و ترس نسبت به آن ها در نوسان است . اما تمهید خارق العاده فرخزاد برای فاصله گرفتن از وجه چندش آور جذامی ها و به تصویر کشیدنشان به عنوان ابژه های زیبا و معمولی عشق و همچنین هم ذات پنداری شدید به آن ها ، قله های جدیدی را فتح می کند . و فرضیه های معنوی و فلسفی بسیار متفاوتی را پیش می کشد . با این حال هر خوانش دقیقی از فیلم ناگزیر به این نتیجه می رسد که بخش های مشخصی از ” رئالیسم مسنتد گونه ” آن می تواند چیده شده و ساختگی باشد( شایدمهمترین  نشانه اش صحنه پایانی در کلاس درس و همین طور نمای بی ربط بسته شدن دروازه اقامتگاه جذامی ها کمی قبل از پایان فیلم باشد) فرخزاد مانند فیلم سازان موج نوی سینمای در ایران در سال های بعد از خودش ،با عوامل غیر حرفه ای و در لوکیشن های بی زرق و برقی کارکرد که به نظر می رسید ساختگی بودند و به راحتی پیدا نمی شدند. او با این روش به ترکیب بی عیب و نقصی از واقعیت نمایی و داستان گویی رسید که به جای این که در مقابل هم قرار بگیرند هم ارز یکدیگر شدند . آن چه در فیلم مقابل هم قرار می گیرد رابطه میان دو راوی آن است . صدای یک مرد ناشناس که واقعیت جذام را مبتنی بر فرضیات آشکارا انسان دوستانه اما با لحنی نسبتا خونسرد توصیف می کند، و صدای خود فرخزاد که شعر هایش را با لحنی زیبا و مرثیه گونه به زبان می آورد ؛ چیزی بین دعاهای مذهبی و نواهای غمگین موسیقی بلوز.

این ترکیب شاعرانه در طول بیش از سه دهه در تمام آثار کیارستمی هم دیده می شود و زمینه هایی برای مقایسه میان او و فرخزاد درباره  میزان دخل و تصرف و تاثیر کارگردان در کنترل عوامل فیلمش پیش می آورد. فیلم های آن دو هم چنین  می توانند زمینه ساز تحقیق درباره جنبه اخلاقی فیلم ساختن هنرمندان طبقه متوسط درباره زندگی آدم ها فقیر شود . هر چند خود کیارستمی و فرخزاد یه طور واضح یا صریح در موردش اظهار نظر نکرده اند . فیلم های کیارستمی اغلب فاصله و بی تفاوتی فیلم ساز نسبت به سوژه هایش و حق به جانبی او را نقد می کنند.

title "نقد فیلم مستند خانه سیاه است فروغ فرخزاد " http://anamnews.com/" alt:"پوستر مستند abc "

ردپای این رویکرد در فیلم های اوایل دهه ۱۹۸۰ کیارستمی ( هم در فیلم کوتاه “به ترتیب یا بدون ترتیب” و هم “همشهری” که در آن ها صدای خود کیارستمی خارج ازقاب شنیده می شود )، مشهود است. در فیلم فرخزاد که بستر همراهی کارگردان با سوژه اش فراهم تر است هیچ نشانه ای مبنی بر این که او سوژه اش را دست کم می گیرد به چشم نمی خورد.

واضح ترین ردپای خانه سیاه است بر کارنامه کیارستمی در مستند ABC آفریقا دیده می شود که درباره قربانیان یتیم اوگاندا است . فیلم در همراه شدن  با لذت روزمره ء بچه های در حال بازی ، آن هم در دل فاجعه ، از اثر فرخزاد پیشی می گیرد و ترجیح می دهد به جای نمایش رنج قربانیان ، لذت شان را به نمایش بگذارد ، البته بدون این که ذره ای وخامت اوضاع شان را دست کم بگیرد.

به نظرم خانه سیاه است محصول ترکیب واقعا انگشت شمار و البته موفق ادبیات شاعرانه با سینمای شاعرانه است ؛تلفیقی که اغلب با بدترین شکل خود آگاهی و خود نمایی همراه می شود . اما بدون شک پیوند سینما و ادبیات یکی از مولفه های بنیادین این فیلم است که برای موج نوی سینمای ایران هم بستر سازی کره است . فرخزاد اولین زن در ادبیات فارسی بود که درباره امیال زنانه اش نوشت. زندگی  بی ثبات و بحران زده اش که به اندازه شعر هایش در ترسیم وجه اسطوره ای اش نقش داشته هم از پتانسیل او برای تبدیل شدن به یک شمایل سیاسی پرده بر می دارد.  فرخزاد با این که الان جایگاهی قدیس گونه پیدا کرده در زمان خودش ، هم در مطبوعات منفور بوذد و هم در اکثر محافل رسمی ادبی دعوت نمی شد .

فرخزاد وفیلمش به دلیل ارزش بالایی که به خاطر بی هماتیی و الگو های هنری شان اهمیت خود را در ادامه این تحقیق حفظ خواهند کرد . همین جا  باید بگویم گرچه به نظرم کیارستمی در بحث از سینمای ایران بعد از فروغ در درتبه دوم می ایستد، با این حال در سینمای معاصر جهان هیچ رقیبی ندارد. …

 

 

جانتان رزم نبام

ترجمه یحیی نطنزی

منبع :ماهنامه سینمایی فیلم شماره ۵۱۲

لینک کوتاه: https://goo.gl/tNqSM0

نوشته‌های مرتبط

نظری بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *