۱۳۹۷/۰۵/۲۹

آخرین اخبار

نقد فیلم «منچستر کنار دریا» Manchester by the Sea با بازی کیسی افلک

title:"نقد فیلم «منچستر کنار دریا» با بازی کیسی افلک"-http://anamnews.com/" alt:"کیسی افلک "

نقد فیلم «منچستر کنار دریا» Manchester by the Sea با بازی کیسی افلک

 

شهری کنار دریا، مردی مجاور خاطره

آنام: «جهان برای آنان که می‌اندیشند کمدی، و برای آنها که حس می‌کنند تراژدی است – پاسخی به اینکه چرا دموکریت خندید و هراکلیت گریست.» (هوراس والپول)
بگذارید از نقطه عطف و لحظه اوج «منچستر کنار دریا» آغاز کنیم؛ از لحظه‌ای که لی (با بازی کیسی افلک) به همراه پسر برادر تازه متوفی‌اش، پاتریک، برای خواندن وصیت‌‌نامه به نزد وکیل می‌روند. در اینجاست که لی درمی‌یابد برادرش بی‌آنکه پیش‌تر حرفی به او زده باشد، مسوولیت پاتریک را به وی سپرده است. لی متحیر و سرگشته از این تصمیم، مردد در برابر وکیل نسبت به پذیرش این مسوولیت و بازگشت به این شهر سردسیری ماساچوست (منچستر-کنار-دریا) اکراه می‌ورزد. هرچند فهم علت این امتناع چندان دیر نمی‌پاید و از خلال یک فلاش‌بک با گذشته لی و دلیل او همراه می‌شویم. ولی پیش از آنکه به این فلاش‌بک بپردازیم، لازم است ما نیز اندکی همچون لی به عقب و دقایق پیشین فیلم بازگردیم.
پیش‌تر با شروع فیلم و معرفی شخصیت لی، دریافته بودیم که او سرایداری جوان است با سیمایی بی‌حالت بی‌آنکه احساسی را بروز دهد؛ مردی زودجوش و پرخاشگر که زودتر از آنچه که انتظارش را داشته باشیم از کار بی‌کار می‌شود و حتی یک شب بی‌دلیل و بدون اینکه هوش و حواسش سرجایش باشد با دو غریبه زدوخورد می‌کند. از فضای برفی و سرد بوستون که لی آنجا زندگی می‌کند، به میانجی یک تماس تلفنی، در سفری به شهر منچستر-کنار-دریا، با او راهی می‌شویم و فلاش‌بکی که دگربار به نمای افتتاحیه فیلم (لی، برادرش و پاتریک کوچک روی قایق روی دریا) بازمی‌گردد. اطلاعات روایی و پیشینه داستانی اینگونه از خلال حرکت ماشین لی و سفر ناگهانی، گذرا و فرار احضار شده و محو می‌گردند. برادر لی (جو) در بیمارستان از دنیا رفته است. در همین صحنه بیمارستان است که به لحاظ میزانسن و قرارگیری دوربین اموری توجه‌مان را به خود جلب می‌کنند. در همان‌حال که لی در راهروی بیمارستان مشغول گفت‌وگو با نزدیکان و مسوولان بیمارستان است، از خلال تدوین، دوربین از زاویه‌ای دیگر نه در راهروی بیمارستان بلکه از پشت یک شیشه و با فاصله این گفت‌وگو را قاب می‌گیرد. اما به چه منظور؟ این نمای مستقل که ناگهان خود را از جریان بی‌واسطه روایت داستان منفک می‌کند کدامین زاویه دید است؟ از سوی دیگر، این نما به شیوه‌ای قاب‌بندی می‌شود که لی را درون انعکاس قاب شیشه‌ای دیگری قرار می‌دهد، یک فضای محدود و بسته، حالتی از گرفتاری در یک مخمصه فردی (نمایی که کمی بعدتر زمانی که لی برای امضای برگه لوازم همراه برادر متوفی‌اش به سوی دیگر این شیشه می‌رود، از جهتی عکس به نحوی دیگر تکرار می‌شود).
ارایه اطلاعات برای ما و مواجهه و بازیابی خاطرات توسط لی از خلال حرکت‌هایی در زمان حال و فلاش‌بک‌هایی کوتاه به گذشته ادامه می‌یابد: به هنگام حرکت آسانسور به سردخانه بیمارستان به ماجرای بیماری جو پی برده و درمی‌یابیم چند سالی بیشتر زنده نخواهد ماند؛ و البته با حرکت دوباره ماشین لی و نماهایی برفی و غمگینانه برای دیدار با پاتریک، باردیگر به قایق شناور روی دریا و سپس درک گذشته لی نایل می‌گردیم. تازه در اینجاست که متوجه می‌شویم سرایدار جوان و عصبی‌ای که ابتدای فیلم شناخته‌ایم، همسر و فرزندانی دارد. ولی آنها کجا هستند؟ بگذارید بر میزانسن و چگونگی ارایه فضای خانه در مواجهه لی با نخستین دخترش (سوزی) مکث کنیم. دختر لی، در فضای گرم خانه نشسته است، و با پدرش چند دیالوگ رد و بدل می‌کند؛ در پس‌زمینه، آتش شومینه‌ای به چشم می‌آید، شومینه‌ای که کمی بعدتر واجد اهمیت می‌شود.

title:"نقد فیلم «منچستر کنار دریا» با بازی کیسی افلک"-http://anamnews.com/" alt:"نمایی از فیلم"
به صحنه دیدار، لی با وکیل برادرش بازگردیم. در همان‌حال که لی با افکندن سر به پایین و چرخاندن نگاهش به گوشه و کنار از قبول این مسوولیت طفره می‌رود و لحظه‌ای نگاهی از پنجره به سرما و برف بیرون چشم می‌اندازد. تصاویر خاطرات رفته‌رفته احضار می‌شوند؛ از شبی کابوس‌وار و گره‌خورده به اعتیاد لی و بی‌مسوولیتی‌اش و گفت‌وگویی با همسرش رندی (با بازی میشل ویلیامز). در این لحظه‌، گفت‌وگوی لی و رندی در حالی تصویر می‌شود که دوربین با فاصله بیرون از خانه قرار دارد، زوج فیلم در حالی در چارچوب درب منزل‌شان ایستاده‌اند که هریک در قاب شیشه‌ای مجزایی قرار دارند، با بخشی از قاب چوبی در ورودی که آن دو را از یکدیگر جدا ساخته است. صدای دیالوگ‌ها با وجود فاصله شخصیت‌ها آشکارا به گوش می‌رسد، این توانایی شنیداری با توجه به نقطه قرارگیری دوربین به چه علت است؟ چه کسی این صحنه را با فاصله می‌بیند و می‌شنود؟
خاطره شب فاجعه‌بار، پاره‌پاره به موازات قطعه آداجوی آلبینونی احضار می‌شود و صحنه در رفت‌وبرگشت‌های کوتاه میان لحظه حال و گذشته حرکت می‌کند؛ گویی لی در اینجا نه فقط از پذیرش مسوولیت سرپرستی پاتریک و شنیدن حرف‌های وکیل برادرش امتناع می‌کند بلکه توامان از یادآوری آن شب می‌پرهیزد، تا آنکه فلاش‌بک‌های کوتاه جای خود را به دو فلاش‌بک طولانی‌تر و نقاط اوج فیلم به لحاظ دراماتیک می‌دهند: بی‌توجهی پاتریک در بازگذاشتن حفاظ شومینه (همان شومینه‌ای که در مواجهه نخست‌مان با خانه و خانواده لی در پس‌زمینه حضور داشت و گرمابخش آن منزل بود) به آتش گرفتن خانه و مرگ کودکانش می‌انجامد و دیگری بازگویی داستان توسط لی در اداره پلیس (در نمای مشابه دیگری از پشت یک شیشه و در قابی که به زندان شخصی او از احساس گناه و اندوهش از مرگ فرزندانش می‌ماند)، و حتی تلاش نافرجام او برای خلاصی از این عذاب روحی.

title:"نقد فیلم «منچستر کنار دریا» با بازی کیسی افلک"-http://anamnews.com/" alt:"نمایی از فیلم"
پس از پایان این فلاش‌بک پی به گذشته لی می‌بریم، خاطره‌ای که لی برای گریز از یادآوری‌اش شهر را ترک کرد و حال ناچار به آن بازگشته است. شهری که نه فقط لی از آن خاطره دارد، بلکه شهری است که همچنان خاطره او را در خود حفظ کرده است؛ همچون زمانی که برای مثال مربی هاکی پاتریک اینطور او را یادآور می‌شود: «لی چندلر معروف؟» ولی در انتهای همین صحنه، مساله حایز اهمیت دیگری نیز وجود دارد؛ وقتی لی به همراه پاتریک از پلکان دفتر وکیل پایین می‌روند و از ساختمان خارج می‌شوند، دوربین ناگهان با یک کات به داخل دفتر و کلوزآپی از همان نمای پنجره که دقایقی پیش از زاویه دید لی شاهدش بودیم، منظره بیرون را نظاره می‌کند. این نما می‌تواند پاسخ همان پرسشی باشد که پیش‌تر در صحنه بیمارستان و منزل لی پیش از آتش‌سوزی نیز طرح کردیم و اکنون بهتر درمی‌یابیم که در «منچستر کنار دریا» نه فقط با زاویه دید لی‌که با نظرگاه دوربین کنت لونرگان، در مقام مولف و دانای کل فیلم نیز مواجهیم یا حتی در معنایی دیگر از حضوری غیراین‌جهانی و همه‌جا گستر. زاویه دوربینی که نه صرفا در خدمت آنچه در برابرش رخ می‌دهد که گهگاه با فاصله بی‌آنکه در روند داستان و سیر شخصیت‌ها مداخله کند، تشریح و زاویه‌ای متفاوت از موقعیت کلی‌ای که آدم‌های فیلم در آن به سرمی‌برند، ارایه می‌دهد. گویی در اینجا، علاوه بر شخصیت لی که با او داستان را حس می‌کنیم با دوربینی رویارو هستیم که برداشت، نقطه‌نظر و استدلال مستقلی نیز ارایه می‌دهد که با فاصله و از جایگاهی دیگر شخصیت‌های فیلم را که در دل داستان زیست می‌کنند با همدلی نظاره کرده، به موقعیت‌ها‌ و مشکلاتی که در تقابل با آن هستند می‌اندیشد.

title:"نقد فیلم «منچستر کنار دریا» با بازی کیسی افلک"-http://anamnews.com/" alt:"نمایی از فیلم"
«منچستر کنار دریا»، با وجود همه حس غمگینانه و تراژیکی که بر آن سایه افکنده، به طرزی استثنایی سبک‌بال و شوخ‌طبع نیز هست. طنز فیلم در قالب موقعیت‌ها و دیالوگ‌ها به گونه‌ای در ظاهر بی‌حالت، طبیعی و جدی (deadpan comedy) در گوشه و کنار فیلم جلوه می‌کند. حتی برای مثال در همان سکانس فلاش‌بک از آتش‌سوزی خانه – لحظه‌ای که امدادگران سعی دارند، رندی را در آمبولانس بگذارند – نمونه‌ای از این طنز نامنتظره روی می‌دهد. از جهاتی می‌توان، این شیوه دوگانه در مواجهه با جهان فیلم از خلال (کمدی و تراژدی) را کم‌وبیش در دو شخصیت محوری فیلم یعنی لی و پاتریک ردیابی کرد. شخصیت‌هایی که هریک با فقدان اعضای خانواده‌شان به نحوی متفاوت طرف شده‌اند: لی به واسطه احساس گناه و اندوه و پاتریک از خلال اندیشیدن به آن (مثلا وقتی پس از مرگ پدرش برخلاف لی، با جنازه پدر چندان رویارویی نمی‌شود و اشکی نمی‌ریزد، در جمع دوستان خود در منزل با یادآوری خاطراتی شیرین یاد پدر را پاس می‌دارد یا پس از آنکه برای انتخاب تابوت می‌روند به عمویش می‌گوید: «چرا اون مرد انقدر جدی و غم‌انگیز حرف می‌زد؟»).
فیلم در ادامه روند خود تا پایان، بر مبنای همین همنشینی، همراهی پایاپای و تقابل پاتریک و لی جهان خود را محقق می‌گرداند، در حرکت دوشادوش دموکریت (ملقب به «فیلسوف خندان») و هراکلیت (ملقب به «فیلسوف گریان»)، دو نسل با تلقی متفاوت در تجربه جهان، کمدی و تراژدی، سبک‌بالی و حزن‌انگیزی، زیستن امیدوارانه در اکنون یا زیستن نومیدانه در مجاورت خاطره‌ای کابوس‌وار از گذشته؛ به مانند همان آتش شومینه‌ای که می‌تواند در لحظه‌ای گرمابخش خانه باشد و لحظه‌ای دیگر خانمان‌سوز. و این آن چیزی است که کنت لونرگان در تقابل حدفاصل میان نگاه دوربین و داستانی که در برابرش جان می‌گیرد به آن دست می‌یابد. ارایه نگاهی گسترده‌ و همه‌جانبه‌تر از جهان با وجود تقلاهای شخصیت‌هایش با ناملایمات زندگی روزمره؛ بسان همان پنجره رو به چشم‌انداز برفی دفتر وکیل که در انتها، با نمایی از بهار و حیات دوباره، همچون قرینه‌ای قاب گرفته می‌شود یا قایقی که در نهایت به راه می‌افتد و مسیر خود را پیش می‌گیرد و سم که فضاهای بسته و محدود پیشین پیرامونش جای خود را به بی‌کرانگی دریا و آسمان داده‌اند.

آیین فروتن

منبع: روزنامه اعتماد

لینک کوتاه: https://goo.gl/zWdpm5

 

 

کارگردان : Kenneth Lonergan

نویسنده : Kenneth Lonergan

بازیگران : Casey Affleck, Michelle Williams, Kyle Chandler

 

title:"نقد فیلم «منچستر کنار دریا» با بازی کیسی افلک"-http://anamnews.com/" alt:"پوستر فیلم"

 

نوشته‌های مرتبط

نظری بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *