۱۳۹۶/۱۰/۲۶

آخرین اخبار

نقد فیلم «آینه» The Mirror از آندری تارکوفسکی

"title"نقد فیلم «آینه» The Mirror از آندری تارکوفسکی" http://anamnews.com/" alt:"نمایی از فیلم"

نقد فیلم «آینه» The Mirror از آندری تارکوفسکی

آنام: «آینه» (به روسی: Зеркало) چهارمین فیلم بلند آندری تارکوفسکی، کارگردان اهل شوروی محصول سال ۱۹۷۵ است.

تارکوفسکی در حدود چهل سالگی تصمیم گرفت به کودکی خویش یباندیشد و فیلمی از خاطره های بیشتر تلخ و به ندرت شیرین بسازد. فیلمی درباره ی مادرش و درباره ی یک خانه. این طرح که نخست “سلامت بازیافته” و سپس “روز روشنِ روشن” نام داشت در انتها به «آینه» تبدیل شد.

 

"title"نقد فیلم «آینه» The Mirror از آندری تارکوفسکی" http://anamnews.com/" alt:"نمایی از فیلم"

خاطره

روایت «آینه» استوار به حرکت خود انگیخته ی ذهن پیش می رود. زمان در «آینه» هزار پاره است و خاطره ها در «آینه» و کارهای دیگر تارکوفسکی به هیچ رو به معنی بازنگری دقیق و جزء به جزء رویدادهای گذشته نیست. فقط حضور روایتی از گذشته است در اندیشه ی واکنش امروز. این نوع بازآفرینی زیبایی شناسانه است.مردی چهل ساله در بستر بیماری و شاید در چند قدمی مرگ به گذشته ی خود می اندیشد. به آن سوی آینه ای که زمان در اختیار او قرار داده است، و بازتاب تصاویر کودکی اش را به اکنون منتقل می کند. فیلم لحن دفتر خاطره های شخصی دارد. صمیمی است با گونه ای اعتماد و اطمینان به خویشتن. این راستگویی «آینه»در هنر شوروی کم سابقه است. «آینه» صادقانه از زندگی و گذشته ی یک فرد سخن گفت، آن هم در جامعه ای که به دلیل حاکمیت دیرپای رژیمی مستبد و پلیسی از یاد همگان رفته بود که از خویشتن سخن بگویند.آینه همچون موزاییکی از خاطرات است.

تارکوفسکی در این باره می گوید:

” خاطرات کودکی که سال ها مرا رنج می دادند، به ناگاه محو شدند. سرانجام کابوس خانه ای که بیشتر سال های کودکی من در آن سپری شده بود، از بین رفت. سال ها پیش می خواستم خیلی ساده قلم را روی کاغذ به حرکت در آورده و خاطراتم را بنویسم. آن روزها هیچ به فکر ساختن فیلم نبودم. بیشتر به فکر نوشتن داستانی بودم درباره ی سال های جنگ.

“اما تارکوفسکی حس می کرد که این مجموعه ی خاطرات کودکی چیزی کم دارد. دیدگاهی کلیدی و اصلی که فیلم را از یک حدیث نفس شاعرانه فراتر ببرد. او در طرح دوم خاطرات مادر و خاطره های خود را به گونه ای موازی هم مطرح می کند و سرانجام در طرح نهایی بخش هایی مستند را هم افزود و کوشش کرد تا مستند ها به زیان سینما- حقیقت نزدیک نشود. اختلاف بین همسر راوی و راوی حتی در واپسین طرح وجود نداشت و فقط در جریان فیلم برداری شکل گرفت.

"title"نقد فیلم «آینه» The Mirror از آندری تارکوفسکی" http://anamnews.com/" alt:"نمایی از فیلم"

کودکی

بیشتر شخصیت های اصلی فیلم های تارکوفسکی به جهان چنان می نگرند که کودکان. آن ها با شور و عاطفه چیزها را در نظر می گیرند و مطرح می کنند. هرچند در برابر خشونت و بدی بی دفاع اند و زود امیدشان را از دست می دهند، اما سرانجام به نیک نهادی انسان باور دارند.دو سویه ی متضاد کودکی در «آینه» بیش از دیگر آثار تارکوفسکی نمایان است. تنهایی و درماندگی از یک سو و زندگی شاعرانه در داچا(کلبه ی روستایی) در پناه مادر و همراه با خواهر از سویی دیگر. جنگل هم زیباست و هم نمادی است از ترس جهان وحشی بیرون داچا(روسیه ی دوران استالین) در عین حال دنیای ناگزیر و حتی زیبای ما.

بیماری

در فیلم های تارکوفسکی بیماری جایگاهی ویژه دارد. در حالی که بیماری در”فریادها و نجواها”ی برگمان یا “خاطرات کشیش روستا”ی برسون بیماری دنیای مدرن (سرطان) است، در فیلم های تارکوفسکی افراد به بیماری هایی گرفتار می آیند که در کتاب مقدس از آن ها یاد شده. آن ها کور، لال و فلج هستند، یا به چشم دیگران مجنون می آیند. تارکوفسکی نخست طرح «آینه» را “سلامت بازیافته” نامیده بود.حس راوی از بازیافتن و بازگویی خاطره هایش رهایی است. تارکوفسکی در مصاحبه ای می گوید:

“«آینه» حکایتی است که قصه گوی آن آدم بیماری ست و فقط آرزوی سلامتی دارد…بخش های فیلم تکه هایی از قصه ی او هستند و خودش در موقعیت کسی قرار دارد که دیگر فرصت کافی برای توضیح آن در اختیار ندارد.”

راوی بیمار است و زجر می کشد. از آهنگ زندگی شاد هر روزه جدا می شود و شاید با خشونت یک بیمار به دنیا توجه دارد.یوری که در آغاز «آینه» سرانجام عباراتی را درست بیان می کند و می گوید: ” من می توانم حرف بزنم” نمونه ی ملتی است که سرانجام توانست اندکی از رنج هایش را بازگوید. در آغاز دهه ی ۱۹۶۰ با اصلاحات محدود و شکسته ی خروشچف روس ها به بیان باز هم محدود و نظارت شده ی خاطرات خود از یکی از مهیب ترین دیکتاتوری های تاریخ مدرن روی آوردند.«آینه» جدی ترین و راستگو ترین بیان یادهای تاریکی و مصیبت است. این فیلم خاطره ی ترس است، ترس از کف رفتن آرامش خانواده. بیرون خانه جز ترس نیست و درون آن هم احتمال جدایی مادر و پدر ترسناک است.

"title"نقد فیلم «آینه» The Mirror از آندری تارکوفسکی" http://anamnews.com/" alt:"نمایی از فیلم"

خانه

داچا در «آینه» به معنای کامل واژه یک پناهگاه است. از خیابان های مسکو به چاپ خانه ی منجمد از ترس می رویم. از آپارتمان راوی به راهروهای سرد و اتاق تنهایی اسپانیایی های دور از وطن راه می یابیم. اما از گذر راه های سرسبز روستا به داچا می رسیم که در برابر بادها ایستاده است، و در آن مادر، کتاب ها، نقاشی های لئوناردو، ظرف های شیر تازه و گرم، را می توان باز یافت. دورادورش پر از صدای پرندگان است و زیباست. خانه در «آینه» کامل ترین نماد دوستی با طبیعت و حس گریز از خطر است. خطری که در آن سال ها قدرتمندترین جنبه ی زندگی روس ها محسوب می شد.

نقد فیلم لویاتان (Leviathan) ساخته آندری زِوِیاگینتسف

نقد ورایتی برفیلم «بی عشق» آندری زویاگینتسیف بهترین فیلم جشنواره لندن

 

 

"title"نقد فیلم «آینه» The Mirror از آندری تارکوفسکی" http://anamnews.com/" alt:"نمایی از فیلم"

 

بسیاری از مطالب این نوشته برگرفته از کتاب امید بازیافته،سینمای آندری تارکوفسکی،نوشته بابک احمدی است.

گرداوری و تالیف:پروانه ستاری

عکس: Imdb

لینک کوتاه: https://goo.gl/oocvz2

نوشته‌های مرتبط

نظری بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *