۱۳۹۷/۰۳/۳۰

آخرین اخبار

نقد فیلم “بارکد” مصطفی کیایی

نقد فیلم “بارکد” مصطفی کیایی

title:"نقد فیلم "بارکد" مصطفی کیایی -http://anamnews.com/ "alt:"نقد فیلم "بارکد" مصطفی کیایی -http://anamnews.com/ "

یادداشتی بر فیلم بارکد, پشت هر بارکد، هویتی است

محمدعلی محمدپور
محمدعلی محمدپور :

آنام:  «بارکد» در ادامه‌ ی مسیر سینمای سرگرم کننده و گیشه ‌پسندی است که کیایی در آن قرار گرفته و به هویت و مشخصه ‌ای برای کارهای او تبدیل شده است که می‌توان گفت موفق هم بوده است.
انتخاب خوبِ آدم‌ های قصه
سینمای سرگرم کننده‌ ای که بیش و کم، ریتم حفظ می‌ کند و با لحن کمیکش مخاطب را کاملاً پای فیلم نگه می ‌دارد و بنا می ‌کند به قصه تعریف کردن، البته به سبک و سیاق خودش. قصه تعریف کردنی که البته (به خصوص در یکی دو فیلم اخیرش) به شکل «یکی بود، یکی نبود» کلاسیک شروع نمی‌ شود و با تقطیع زمانی شما را به مکاشفه در قصه‌ اش می ‌کشاند، حالا چه با راوی دروغگو و چه با راوی راستگو. البته این که آیا بر این مکاشفه که به صورت تقطیع زمانی صورت می ‌گیرد اشکالی وارد است یا نه و این که آیا اصلاً خود قصه هم جذاب هست یا نه، نیاز به بحث و بررسی بیشتر دارد. اما آن چیز که مشخص است این است که کیایی با انتخاب خوبِ آدم‌ های قصه ‌اش و با فهم خوب از مدیوم سینما همه ‌ تلاشش را در درجه ‌ی اول، برای سرگرم کردن بیننده‌ ی سینما و در درجه‌ ی دوم برای حرف خود را زدن، می‌ کند و در این راه کمابیش موفق بوده است.

 

بیشتر بدانید: تصاویر, آنونس و نقد دیگری بر فیلم بارکد

 
جوان پسند و به روز
بارکد مثل سایر فیلم‌ های اخیر کیایی، کاملاً جوان ‌پسند بوده و کاملاً آگاه از شرایط روز است و در واقع می‌ توان گفت کیایی شناخت خوبی از نسل جوان امروز و دغدغه ‌هایش دارد و با تصویر این‌ ها بر روی پرده نقره‌ ای می ‌تواند بیش از سایرین، مخاطب جوانِ سینما را با خود همراه کند و به سبب این که با زبان او سخن می ‌گوید حسِ همذات ‌پنداری را به خوبی در او برانگیزد.
سینمای صاحب قهرمان
بارکد همچون «خط ویژه» و «عصر یخبندان»، بار روایی قصه‌ ی فیلم را بر دوش یک شخصیت واحد نمی ‌گذارد و از یک گروه برای این مهم استفاده می‌ کند، هرچند می‌ توان گفت کمی سنگینی بار قصه بر شخصیت حامد (با بازی بهرام رادان) بیش از بقیه است. اما به هر روی، در اتفاقات مختلف فیلم، هر دو کاراکترِ حامد و میلاد می‌توانند نقش اصلی را ایفا ‌کنند. نکته‌ی دیگر این است که در مجموعه‌ ی فیلم ‌های مصطفی کیایی دیده ‌ایم، او طرفدار سینمای صاحب قهرمان است. صاحب قهرمان بودنی که در دهه‌ های اخیر کمتر در سینمای ما دیده شده یا حتی می ‌توان گفت در سینمای ما مرده است. پس از آن جایی که سینمای کیایی، سینمایی نزدیک به سینمای صاحب قهرمان است، نیاز مبرم به شخصیت‌ های منحصربفرد و یکتا و صاحب مشخصه ‌های برجسته‌ ی فردی دارد، چیزی که در فیلم‌ های کیایی کمتر می ‌بینیم.
تقطیع زمانی روایت
بستری که برای روایت قصه انتخاب شده و نوع تقطیع زمانی و دادن اطلاعات به بیننده و همچنین اصل خودِ قصه هم در این جا محل بحث است. این که اولاً آیا خود قصه کشش خوبی برای چنین از هم گسیختگی زمانی را دارد یا خیر؟ در واقع آیا ما قصه‌ ی خوبی داریم که حالا بخواهیم با تکه تکه کردنش به یک روایت جذاب برسیم یا خیر؟ به نظر، از این جهت فیلم لنگ می‌ زند و آن قدر اصل قصه خوب و کامل نیست که بتوان رویش حساب کرد. اما با تقطیع زمانی ‌اش به سبک قصه‌ گویی جدید و مدرن، قرار است کمی آرایش ‌شود و دیدنی‌ تر گردد. مشکلی که وجود دارد این است که سبک روایت به شکلی است که بیننده را در جایگاه داننده‌ ی کل و همه چیزدان قرار می‌ دهد. یعنی در نوع روایت
قصه‌ ای که حامد تعریف می ‌کند شما اول نتیجه ‌ی آن اتفاق را می‌ بینید و بعد نوع مسیری که به آن اتفاق منتج می ‌شود را، که این خود می‌ تواند از تعلیق و جذابیتی که لازم است تا بیننده را تشنه‌ ی اطلاعات کند بکاهد. حال بستر روایت کردن حامد هم بماند که خیلی باورپذیر نیست، این که نقشی که رضا کیانیان آن را ایفا می‌ کند این چنین راغب باشد قصه ‌ حامد را بشنود، همراه شود و آخرش هم این طور رودست بخورد چندان قابل باور نیست.
لحن کمیک
بارکد از لحن کمیک بامزه ‌ای برخوردار است که در «ضد گلوله» هم به خوبی دیده می ‌شد و در «خط ویژه»، «عصر یخبندان» و یا «بعدازظهر سگیِ سگی» هم وجود داشت، اما در این جا به خوبی به یک بلوغ نسبی رسیده و کامل ‌تر شده است.
لحن کمیکی که از حامد و میلاد دو آدمِ ساده و نسبتاً احمق می‌ سازد که کارهای مهمی را با همان حماقت و پرت از موضوع بودن انجام می‌ دهند. آدم‌ هایی که هر کدام در جاهایی از قصه از خود عُرضه و توانایی ‌هایی هم نشان می‌ دهند، جاه‌ طلب هستند اما اول و آخرش همان آدم‌ های ساده و احمقی هستند که نمی‌ شود به عنوان دو آدم منفی و خلافکار، رویشان حساب کرد! نکته‌ ای که هست این است که این لحن کمیک به خوبی در طول قصه حفظ می‌ شود و در جاهایی حتی به اغراق می ‌رسد، اما همچنان از اثر بیرون نمی‌ زند و بیننده را زده نمی‌ کند؛ بلکه با به روز بودنش با دغدغه‌ ی جوان‌ های امروز او را جذب خود می ‌کند.
آدم‌ های تیپیکال احمق
شخصیت‌ های اصلی فیلم با همه‌ ی فراز و نشیب ‌هایشان همان‌ طور که گفته شد آدم‌ های تیپیکال احمق خوبی می‌ سازند که قرار است کارهای خلافِ مهمی انجام دهند و در کارشان هم موفقیت ‌هایی دارند. اما همان‌ طور که در بالا گفته شد مثلاً کاراکتر رضا کیانیان خیلی برای بیننده قابل باور نیست. یا نازی در جاهایی زیادی بی ‌خاصیت می ‌شود و کلاً رفتنش از قصه‌ ی اصلی فیلم، خیلی ناگهانی و تا حدودی غیرقابل باور است. یا کاراکتر ستاره که ناگهانی پیدایش می‌ شود و جنیفر لوپز می‌ شود! و درباره‌ ی کاراکتری که پژمان بازغی ایفاگر نقشش است (و انصافاً هم بازغی بازی خوبی ارائه داده) کم وبیش می ‌توان حرف ‌هایی زد اما همه ‌ی این بحث ‌ها وقتی که فیلم ریتم خوبی دارد و بیننده را بلد است سرگرم کند رنگ می ‌بازد!
یاس را با خود ببرید!
به هر روی آن چه که در مجموع همه ‌ی این مباحث، به مخاطب سینما می‌ توان گفت این است که اگر با سایر فیلم‌ های قبلی این کارگردان توانسته ارتباط بگیرد و سرگرم شود احتمال زیاد، از این یکی هم خوشش خواهد آمد، در واقع این یکی هم با انتقامِ نسل جوان از سرمایه ‌داری به پایان می ‌رسد. نکته‌ ی پایانی هم که می ‌توانم در پایان اضافه کنم این است که اگر عادت به تماشای تیتراژ پایانی فیلم‌ ها دارید به قول یکی از دوستان حتماً آهنگی از یاس همراه خود ببرید تا هنگام پخش تیتراژ پایانی و دیدنِ نام یاس به عنوان خواننده‌ی تیتراژ پایانی، مشغول گوش کردن به آهنگی از او باشید!

 

عضو کانال تلگرام آنام شوید

برای هر چه پربارتر شدن مطالب نظرات خود را با ما به اشتراک بگذارید. شما در این باره چه فکر می کنید؟

لینک کوتاه:

منبع: روزنامه ابتکار

 

title:"نقد فیلم "بارکد" مصطفی کیایی -http://anamnews.com/ "alt:"نقد فیلم "بارکد" مصطفی کیایی -http://anamnews.com/ "

نوشته‌های مرتبط

نظری بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *