۱۳۹۷/۰۴/۲۹

آخرین اخبار

نقد فیلم «خانه کاغذی» House of Paper از مهدی صباغ زاده

"title"نقد فیلم «خانه کاغذی» House of Paper از مهدی صباغ زاده" http://anamnews.com/" alt:"نمایی از فیلم"

نقد فیلم «خانه کاغذی» House of Paper از مهدی صباغ زاده

آنام: «خانه کاغذی» فیلمی به کارگردانی مهدی صباغ‌زاده و تهیه‌کنندگی تینا پاکروان محصول سال ۱۳۹۵ است.

فیلم «خانه کاغذی» در سی‌وپنجمین جشنواره جهانی فیلم فجر و در بخش رقابتی جلوه‌گاه شرق (پانورامای سینمای آسیا) برای نخستین‌بار به نمایش درآمد.

مهدی صباغ زاده از فیلمسازان فعال دهه ی شصت بعد از پنج سال فیلم، «خانه کاغذی» را ساخته فیلمی که انگار به نوعی ادای دین به دنیای مطبوعات و جامعه ی ژورنالیستی ست، قبل از اینکه به فیلم جدید صباغ زاده بپردازم باید به نکته ی مهم درباره ی کارنامه ی کارگردانی صباغ زاده اشاره کنم نگرش و نگاه فیلمساز ما از اولین فیلمش یعنی آفتاب نشین ها تا همین اثر آخرش به هیچ وجه تجاری نبوده و انگار صباغ زاده با یک دغدغه ی مهم فیلم می سازد به طور مثال اگر پنج سال هم فیلم نسازد حتما تهیه کنندگی یا نویسندگی می کند به همین دلیل سینمای صباغ زاده با یک نگرش مشخصی شکل گرفته که این سینما مخاطب های خاص خودش را دارد.

 

خلاصه داستان فیلم «خانه کاغذی» :

داستان این فیلم دربارهٔ پدر و دختر روزنامه‌نگاری است که همپای هم کار می‌کنند و هیچ‌کدام به خاطر دیگری ازدواج نکرده‌اند. دختر در یک نشریه کار می‌کند و پدر هم بعد از مدتی دوباره دست به قلم می‌شود.

 

«خانه کاغذی» با همین نگرش ساخته شده فیلمی که می خواهد با قصه سرایی در فضای ملودراماتیک تماشاگر را با خود همراه کند اساسا این فیلم در بستر مناسبی با استفاده از چارچوب های ملودرام می خواهد چند فضا را درهم تلفیق کند اما «خانه کاغذی» رفته رفته به چند بستر تبدیل می شود بسترهایی که حتی باعث چرایی تماشاگر هم نمی شود انگار قرار است این فیلم به هر گونه یی تماشاگرش را با قصه سرگرم کند اما سرگرم کردن تماشاگر باید با منطق شکل بگیرد در «خانه کاغذی» با قصه یی مواجه ایم که هدفش و راهِ رسیدن به هدفش را نمی داند و حتی نمی تواند جایگاهش را در ژانر انتخاب کند زیرا فیلم گاهی سیاسی می شود گاهی اجتماعی گاهی عاشقانه و لطیف و گاهی شعار می دهد اساسا اصل موضوع و هدف در کلیت فیلم گم شده است پراکندگی موضوعی و پرداخت به خرده جزئیات بی ثمر فضای فیلم را بلاتکلیف کرده است امیرعلی ابراهیمی روزنامه نگاری که ده سال است دست به قلم نبرده حالا با بازگشت مینو دوباره دست به قلم می شود و با مدارکی که از عزیزالهی دارد درباره رانت و اختلاس این آدم می نویسد از سوی دیگر سارا دختر امیرعلی هم راه پدرش را ادامه داده و خبرنگار است که او هم برای کسب شهرت دنبال پرونده ی آدمی ست به نام غیاثی که او هم رانت خوار است و می خواهد در انتخابات مجلس شرکت کند … شرایط سارا با امیرعلی در یک خط جلو می رود انگار سارا گذشته ی امیر علی ست و امیر علی آینده ی سارا ، به نظر می رسد «خانه کاغذی» به طور مخصوصی قصد داشته به مسائل ژورنالیستی و آسیب های این حرفه بپردازد از آنجایی که نویسنده ی این فیلم هم در فضای ژورنالیستی حضور پر رنگی دارد با یک ادای دین به سراغ نوشتن این فیلمنامه رفته است و تا جاهایی هم توانسته این عرض ارادت و نشان دادن زندگی یک نویسنده ی روزنامه را نشان بدهد اما موضوع مهم این است چرا این قصه برای اینکه به هدف نهایی اش برسد از این شاخه به آن شاخه می پرد؟ به طور مثال قبل از دیدن فیلم زمانی که آنونس این را می بینیم انگار قرار است «خانه کاغذی» یک فیلم عاشقانه ی لطیف باشد اما وقتی که با فیلم مواجه می شود درک می کنیم که این فیلم چند موضوع را در خود جا داده است موضوعاتی که می توانست ربط های منطقی داشته باشند یا موضوعاتی که اساسا می توانستند در فیلم حضور نداشته باشند به طور مثال وجود کاراکتر عمه برای چیست؟ مکه رفتن او یا حادثه ی منا چه اهمیتی برای فیلم دارد؟

"title"نقد فیلم «خانه کاغذی» House of Paper از مهدی صباغ زاده" http://anamnews.com/" alt:"نمایی از فیلم"

اگر بخواهیم ریزبینانه به این کاراکتر نگاه کنیم یک کاراکتر ناقص و اضافی ست که اساسا بود و نبودش مهم نیست زیرا که خودِ سعید برای ابراز عشقش به سارا و شنیدن جواب منفی کافی بود دیالوگ و لحن عمه فیلم را از آن ریتمی که باید داشته باشد می اندازد از سوی دیگر ورود مینو به قصه اتفاق مهمی محسوب می شود و انگار سکوت و انزوای امیرعلی در این ده سال به خاطر مینو بوده اما مینو کیست؟ مینو یکی از شخصیت های مهم فیلم است که در هاله ی عشق و عاشقی باقی می ماند و مشخص نیست چرا فیلمساز در شخصیت پردازی مینو تا این اندازه کوتاهی کرده میزان ارتباط او با امیرعلی در هاله یی از ابهام می ماند به طور مثال در اولین رو در رویی که از امیرعلی و مینو می بینیم امیرعلی کمی حرف های شعارگونه و ارجاعی می زند امیرعلی او را مسبب انزوایش می داند اما این مسئله از سوی امیر علی به سرعت فروکش می کند که اصل ماجرا معلوم نمی شود مثلا فقط فهمیده می شود یک عشقی میان مینو و امیرعلی بوده که به دلیل یادداشت های سیاسی امیرعلی که یک طرف آن مینو بوده باعث شده امیرعلی دست از نوشتن بردارد و مینو هم به فرنگ برود، در همان سکانس رو در رو شدن امیرعلی با مینو فیلمساز می توانست در شکل گیری این ارتباط بیشتر تمرکز کند اما یک کاسه آش شله قلمکار یا تمیز کردن حوض حیاط نشانه ی موجه یی برای میزان ارتباط عاطفی امیرعلی و مینو نیست و بهتر می بود فیلمساز قبل از اینکه از این دوتا کاراکتر عاشق بسازد نشان می داد که چه عاملی باعث شده تا امیرعلی تا این اندازه فروخورده شود و در انزوا زندگی کند ، فیلم چفت و بست های منطقی را به تماشاگرش نشان نمی دهد به طوری که انگار قرار است روایتی را از زندگی یک روزنامه نگار را فقط ببینیم روایتی خنثی که گره افکنی دندان گیری ندارد و نمی تواند برای تماشاگرش جذابیت خلق کند اگر به کلیت فیلم نگاهی بی اندازیم درک خواهیم کرد «خانه کاغذی» فیلمی دیالوگ محور است، دیالوگ هایی که در شعارهای کلیشه یی اش گیر افتاده و نمی تواند موقعیت های جدیدی خلق کند روزنامه نگاری که یک روز فعال سیاسی بوده و قلمش باعث رو کردن دست آدم های سیاسی بوده اما از یک مقطع دیگر نمی نویسد و با بازگشت مینو امیرعلی ترغیب می شود که دوباره درباره ی عزیزالهی بنویسد.

در «خانه کاغذی» همه چیز در سطح مانده چرا که فیلمساز به دلیل تمرکز در بعضی از مسائل های حاشیه یی نتوانسته تمرکز لازم را در شکل گیری موضوع اصلی داشته باشد، قصه ی عشق و عاشقی مینو از یک طرف و عشق سعید به سارا از طرفی دیگر باعث شده هسته ی مرکزی قصه در لابه لای این قصه های درست پرداخت نشده گم شود، به همین جهت نمی توانیم تشخیص بدهیم که اساسا این فیلم درباره ی چه موضوعی است، سکانس های دونفره ی امیرعلی و تورج را به یاد بیاورید ، آن سکانس ها که پر از حرف و کنایه و ارجاعات سیاسی ست چه کمکی می تواند به موضوع فیلم بکند، یا همین طور رفتن امیرعلی به آن سمساری و خریدن کاسه نشان دهنده ی میزان عشق امیرعلی به مینو است اما این عشق در همان سال های گذشته چگونه شکل گرفته چرا این موضوع باز نمی شود مگر با خاطره بازی یا دیزی خوردن می شود گذشته این دو شخصیت را فهمید؟

"title"نقد فیلم «خانه کاغذی» House of Paper از مهدی صباغ زاده" http://anamnews.com/" alt:"نمایی از فیلم"

از طرفی دیگر دعوای امیرعلی با طاها در دفتر روزنامه بیشتر به شوخی شباهت دارد چرا؟ زیرا که اساسا طاها هم یک کاراکتر نصف و نیمه است و اگر دزدیدن اسنادی که در خانه امیرعلی بوده کار طاها بوده باید فیلمساز دلیل این کار را به صورت تصویری نشان می داد همه چیز در «خانه کاغذی» در حد یک حدس و گمان می ماند به طور مثال سارا دیگر به سراغ پرونده ی غیاثی نمی رود در صورتی که فیلمساز می خواهد تفاوت نسل ها در نگرش ژورنالیستی نشان بدهد که این نشان دادن به هیچ وجه قانع کننده نیست چرا که انگار سارا از این موضوع ترسیده و دیگر نمی خواهد پیگیر پرونده غیاثی باشد کات به سکانس آخر که سارا بعد از کشته شدن امیرعلی مونولوگ هایی می گوید که به شدت شعاری به نظر می رسد. به هر شکل یک بی نظمی در نوع روایت «خانه کاغذی» احساس می شود به صورتی که انگار فیلمنامه نویس و کارگردان قصد داشتند به دنیای روزنامه نگاری کثیف بپردازند اما این پرداخت نتوانسته به هدف نهایی برسد یعنی تماشاگر با فیلمی طرف است که ساختار و لحن آن با دیالوگ های شعاری شکل گرفته است ، البته یک نکته ی حائز اهمیت در فیلم وجود دارد امیرعلی ابراهیمی قبل از این ده سال روزنامه نگار سیاسی مهمی بود که البته به مهم بودنش زیاد اشاره یی نمی شود اما چرا این مدارک تا قبل از نوشتن مقاله ی امیرعلی دزدیده نمی شود؟ دزدیده شدن این مدارک به اصطلاح مهم اما سوخته به چه دردی می خورد، از طرفی «خانه کاغذی» به صورت نامنظمی جلو می رود به طور مثال خواستگاری از قبل تعیین نشده ی طاها از سارا که باعث بحث و جدل امیرعلی و طاها می شود ، میزان نسبت ها در فیلم تعریف نشده است شاید فقط سارا و سعید هستند که تا حدودی می توانند قصه را کنترل کنند، اما به هر حال سروشکل «خانه کاغذی» به شدت مغشوش است چرا که این قصه در شرایط فعلی مصداق بیرونی ندارد در جامعه ی امروز هر خبرنگاری می تواند مطالب سیاسی بنویسد و کسی هم او را نمی کشد چرا که اساسا آنقدر این مسائل رانت و اختلاس عنصر بی اهمیتی شده است که بیشتر به خبر زرد شباهت پبدا کرده است آنچه که در فیلم خانه کاغذی بیشتر احساس می شود عشق نافرجام امیرعلی نسبت به مینوست که می توانست به صورت منسجمی روایت شود.

"title"نقد فیلم «خانه کاغذی» House of Paper از مهدی صباغ زاده" http://anamnews.com/" alt:"نمایی از فیلم"

پرویزپرستویی در این فیلم به دلیل شعاری بودن دیالوگ هایش بیش ازحد تماشاگر را به یاد فیلم قاتل اهلی می اندازد که هم اکنون روی پرده ی سینماهاست سکانس آخر هم کاری را انجام می دهد که پیش از این در فیلم بیدمجنون انجام داده بود هیچ نکته ی جدیدی در بازی پرستویی با لحن بغض آلودش در دیالوگ گفتن دیده نمی شود و همین طور سایر بازیگران که فقط نقش را بازی کردند بی آنکه بتوانند نقش را از آن خود کنند که این مورد به بازیگر ربطی ندارد زمانی که قصه خنثی و ساکن باشد بازیگر هم نمی تواند عرض اندام کند، «خانه کاغذی» بیشتر به یک دغدغه ی فردی شباهت دارد که نکته ی مهمی برای کارنامه ی فیلمسازی صباغ زاده محسوب نمی شود.

"title"نقد فیلم «خانه کاغذی» House of Paper از مهدی صباغ زاده" http://anamnews.com/" alt:"نمایی از فیلم"

منابع: روزنامه هنرمند- ویکی پدیا

لینک کوتاه: https://goo.gl/4FpFno

نوشته‌های مرتبط

نظری بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *