۱۳۹۷/۰۸/۲۶

آخرین اخبار

نقد فیلم «خوب، بد، جلف » نخستین فیلم پیمان قاسم خانی

title:" نقد فیلم «خوب، بد، جلف » نخستین فیلم پیمان قاسم خانی" http://anamnews.com" alt:"نمایی از فیلم"

نقد فیلم «خوب، بد، جلف » نخستین فیلم پیمان قاسم خانی

خلاصه «خوب ، بد ، جلف» داستان:

یک تهیه کننده سینما ( ویشکا آسایش ) تصمیم دارد تا کارگردانی یک فیلم پلیسی را به فردی ( مانی حقیقی ) بسپارد. اما او باید به این منظور، دو چهره سرشناس یعنی سام درخشانی و پژمان جمشیدی را به عنوان بازیگر فیلم بپذیرد اما …

کارگردان

پیمان قاسم خانی : متولد سال ۱۳۴۴ در تهران می باشد. وی فعالیت خود را به عنوان فیلمنامه نویس آغاز کرد و فیلمنامه آثار مطرحی از جمله « من زمین را دوست دارم » و « مارمولک » را نوشته که برای نوشتن فیلمنامه « مارمولک » توانست سیمرغ بلورین بهترین فیلمنامه را کسب کند. در سالهای اخیر او را بیشتر به عنوان نویسنده مجموعه های کمدی که سازنده آنها مهران مدیری بوده می شناسند. «خوب ، بد ، جلف» نخستین تجربه کارگردانی قاسم خانی می باشد.

درباره فیلم « خوب، بد، جلف » :

نخستین فیلم پیمان قاسم خانی در مقام کارگردانی آن اثری نیست که از او انتظار می رفت. «خوب ، بد ، جلف » را می توان دنباله روی سریال موفق « پژمان » دانست که از محبوبیت زیادی نزد مردم برخوردار بود چراکه پژمان جمشیدی فوتبالیست را به عنوان بازیگری مستعد به مقابل دوربین آورد و نتیجه قابل قبولی هم حاصل شد. در فیلم جدید قاسم خانی بار دیگر پژمان جمشیدی در نقش خودش ظاهر شده و سام درخشانی اگرچه همبازی جمشیدی در سریال « پژمان » بوده، اما در این فیلم در نقش واقعی خودش به عنوان بازیگر حضور دارد.

title:" نقد فیلم «خوب، بد، جلف » نخستین فیلم پیمان قاسم خانی" http://anamnews.com" alt:"نمایی از فیلم"

حضور این دو در کنار هم شوخی هایی را رقم زده که بیشتر بر پایه تکه پرانی شکل گرفته و کاربرد بیشتری در فیلمنامه ندارند. این شوخی ها گاه با سر و صدای بسیار بلند بیان می شوند و کیفیت آن نیز نشانی از بُرندگی قلم طنازانه پیمان قاسم خانی را به همراه ندارد که می توان عمده دلیل آن را عدم علاقه او برای نوشتن یک متن انتقادی تند و تیز درباره مسائل اجتماعی در اولین تجربه کارگردانی اش برشمرد. قاسم خانی برای اکرانی بی دردسر نخستین فیلمش تا جایی که می توانسته از نقد صریح دست کشیده و به خط قرمز ها نزدیک نشده است.

شوخی های فیلم که عمدتاً با سینما و سینمایی ها انجام شده، بُرندگی لازم را ندارند و بیشتر شبیه به شوخی هایی است که در یک دورهمی صمیمی میان اهالی سینما انجام شده است. قاسم خانی حتی در مورد صنف خود نیز رویه ای آرام را پیش گرفته تا احتمالاً هیچیک از سینمایی ها از بابت این شوخی ها ناراحت شوند. خنثی بودن داستان و شوخی های «خوب، بد، جلف» از جمله عواملی هست که تماشاگر را که سابقاً فیلمنامه های بهتری را از قاسم خانی دیده، ناامید می کند.

title:" نقد فیلم «خوب، بد، جلف » نخستین فیلم پیمان قاسم خانی" http://anamnews.com" alt:"نمایی از فیلم"

با اینحال «خوب، بد، جلف» یک ویژگی مثبت دارد که باعث می شود نسبت به بسیاری از کمدی های روی پرده سینمای ایران ارزش تماشای بالاتری داشته باشد و آن قصه گویی فیلمسازش است که به ایجاد کمدی موقعیت در اثر بسنده نکرده و قصه ای برای روایت داشته است. در یکسال اخیر حجم کمدی های بسیاری نظیر « ۵۰ کیلو آلبالو » در سینما به نمایش درآمده اند که قصه ای برای روایت نداشتند اما «خوب، بد، جلف» علی رغم تمام ضعف های کارگردانی که به همراه دارد، توانسته یک ابتدا و انتها برای داستان ترسیم کند که در نگاه کلی بتوان ارتباطی میان آن مشاهده کرد.

بازی بازیگران پرتعداد فیلم که می توانست سبب نجات دادن این فیلم از حالت خنثی بودن شود، چنگی به دل نمی زند. حمید فرخ نژاد عنصر نامطلوبی در فیلم است و نمی تواند با فضای فیلم سازگار شود. پژمان جمشیدی و سام درخشانی نیز چیزی بیشتر از آنچه که قبلا در « پژمان » به تصویر کشیده بودند نیستند و حتی گاهاً شوخی های کلامی آنان نیز یادآور آن مجموعه می باشد. بازیگران مشهور بسیار زیادی هم در فیلم در نقش های کوتاه حضور یافته اند که می توان آن را به سبب جایگاه پیمان قاسم خانی در میان اهالی سینما برشمرد.

 

نخستین تجربه پیمان قاسم خانی چندان تماشایی و بُرنده نیست و در بهترین حالت ممکن کمدی متوسطی است که در معدود دفعات، قابلیت خنداندن مخاطبش را دارد اما در بیشتر دقایق فاقد توانایی لازم برای ایجاد موقعیت کمیک می باشد. انتظار می رفت که پیمان قاسم خانی برای نخستین تجربه کارگردانی اش فیلمنامه کمدی منسجم تری را نوشته و کارگردانی کند اما این اتفاق رخ نداده و « خوب ، بد ، زشت » تبدیل به یک اثر کمدی ساده شده که معمولاً کسانی غیر از پیمان قاسم خانی آن را می نویسند و کارگردانی می کنند.

 

علی فرهمند :«خوب، بد، جلف » درد از سر طعم‌های قره‌قاطی

 

۱- علت رنجوری سینمای ایران تنها ناشی از وجود فیلم‌های ضعیف یا مبتذل نیست. سینمای ایران از پدیده‌ای دیگر – و مهم‌تر- سال‌هاست که بیمار است و آن‌هم وجود برخی از منتقدان سینماست. آنهایی که معیارشان از فیلم خوب در هیچ دکانی خریدار ندارد مگر مغازه دونبشِ خود صاحب اثر. چنین است که عده‌ای تازه‌کار در یک روند نامعلوم به ستارگان سینما تبدیل می‌شوند و دیگر به هیچ صراطی مستقیم نیستند. از شکوفایی پدیده‌های «پناهی» و «قبادی» تا همین اواخر؛ مورد عجیب «سعید روستایی» حاصل کوشش همین منتقدان است. دراین‌میان – به زعم خودشان- یک فیلم‌نامه‌نویس نابغه را نیز تحویل سینمای ایران داده‌اند که اگر کسی نداند فکر می‌کند با یک «بیلی وایلدر» ایرانی طرف است که آثارش موجب درخشش سینمای ایران شده است در صورتی که با تحلیل و تجزیه این آثار – که البته نیازمند سواد سینمایی است – می‌توان دریافت که این آثار چقدر ضعیف هستند و «پیمان قاسم‌خانی» چندان هم نابغه نیست! درواقع او آیتم‌نویسِ درجه‌یکی است.

وقتی بحث فیلم‌نامه مطرح می‌شود، باید عناصر شخصیت‌پردازی، روابط بین شخصیت‌ها، روایت، ریتم در فیلم‌نامه، لحن و بسیاری دیگر از عناصر فیلم‌نامه‌نویسی را در نظر داشت و فقط به خندیدن از موقعیت‌های کمیک دل نبست. حالا منتقدانی که اثر را بر مؤثر ترجیح می‌دهند و به‌جای تحلیل آثار به دنبال بزرگ جلوه‌دادن اشخاص هستند، چرا از «خوب، بد، جلف» دفاع نمی‌کنند؟
٢- «خوب، بد، جلف» یعنی قرار است با سه شخصیت و ویژگی‌هایی همسانِ عنوان فیلم – درام را شکل بدهد و احتمالا با فیلم‌نامه‌ای شخصیت‌محور طرف باشیم؟ پس چرا این فیلم به کمدی فیزیکی تبدیل شده که رخدادها، شخصیت‌ها را حرکت می‌دهند، به‌جای اینکه شخصیت‌های اصلی به ایجاد موقعیت دست بزنند؟ در فیلم چه مؤلفه‌هایی را از سه شخصیت اصلی می‌بینیم که ویژگی‌های آنها از یکدیگر تمیز داده می‌شود؟ اصلا لزوم ویژگی‌های «خوب»، «بد» و «جلف» در فیلم چیست؟ و سؤال مهم‌تر اینکه جایگاه دو شخصیت «خوب» و «جلف» در فیلم چطور ارزیابی می‌شود؟ اگر به‌جای دو نفر، یک نفر تمام این ویژگی‌های غیردراماتیک را داشت، ‌آیا اتفاقی می‌افتاد؟ شخصیت «بد» کدام‌یک از این سه نفر است؟ ظاهرا فیلم‌نامه‌نویس هیچ شخصیتی را با پشتوانه منطق دراماتیک خلق نکرده و تا توانسته در فیلم به خلق شخصیت دست زده است – شاید برای نجات فیلم از اُفت ریتم! عنوان فیلم گول‌زننده است و ارتباطی با فیلم ندارد و برخلاف این عنوان، اقدام شخصیت‌ها خلق‌کننده رخدادها نیست.

title:" نقد فیلم «خوب، بد، جلف » نخستین فیلم پیمان قاسم خانی" http://anamnews.com" alt:"نمایی از فیلم"
٣- از چنددقیقه نخست تا نیمه اول فیلم، ریتم کند است. رخدادهای زیادی وجود ندارد و شوخی‌های برآمده از کمدی موقعیت، به علت ایرانی‌نبودنشان اصلا بامزه نیستند. درواقع تمام شوخی‌ها و لحنی که از موقعیت‌های کمیک برآمده کاملا آمریکایی است؛ تلفیقی از فرم شوخی‌های «وودی آلن»، «برادران کوئن» و اجراهای «لوئی سی.کی.».
به همین دلیل در رفتار بیشتر شخصیت‌ها نوعی بلاهت دیده می‌شود و حتی شخصیت «خوب» (سرگرد شادمان)، در لحظاتی کندذهن تصور می‌شود. دلیلش هم این است که این فرم از کمدی‌های آمریکایی کمی قابل‌قبول جلوه می‌کند؛ حال آنکه خاستگاه آن نوع کمدی متناسب با وضعیت فرهنگی و اجتماعی آمریکاست که از دهه ٧٠ میلادی به طور جدی به سینمای آمریکا راه یافته است و ارتباطی با جامعه ایران ندارد.
به همین دلیل نیمه نخست فیلم خسته‌کننده است و حتی نماهای کلیشه‌ای و همیشگی در کارگردانی به رخوت فیلم افزوده‌اند. در نیمه دوم فیلم هم اگرچه در ریتم فیلم‌نامه اتفاقی رخ نمی‌دهد، اما دست‌کم ایجاد کمدی‌های فیزیکی و موقعیت‌های محرکِ کمدی، «تمپو»ی فیلم را افزایش می‌دهد و باعث می‌شود تا دست‌کم فیلم کمتر خسته‌کننده جلوه کند.
کمدی فیزیکی فیلم هم بی‌شباهت به موقعیت‌های فیزیکی کمدی ایتالیایی نیست و بسیار به موقعیت‌های آثار «ماریو مونیچلی» و لحن فیلم‌های «ماریو کامرینی» پهلو می‌زند.
پس بی‌راه نیست اگر «خوب، بد، جلف» را ملغمه‌ای از انواع نگاه‌ها و اجراهای سینماهای مختلف بدانیم.
۴- فیلم روی مرز ابتذال قدم برمی‌دارد. مبتذل نیست چون راه به کلیشه نمی‌دهد، اما تا چشم کار می‌کند، آثار فرومایگی در فیلم دیده می‌شود؛ زیرا ایجاد خنده‌اش معلول بیان دغدغه و طرح مسئله نیست. عدم راهیابی فیلم به وادی ابتذال هم اتفاقی نیست و هوشمندانه است. البته «پیمان قاسم‌خانی» در کنترل شوخی‌ها تواناست؛ حجم شوخی‌ها نه آن‌قدر زیاد است که راه به ابتذال گشوده شود و نه اَبتر و محافظه‌کارانه است. درواقع اجرای شوخی‌های فیلم مشکلی ندارند، بلکه این جنس شوخی‌هاست که ابدا متناسب با فیلم نیست. ازاین‌رو فیلم یک گام جلوتر از کمدی‌های مبتذل سال‌های اخیر سینمای ایران قدم برمی‌دارد.
۵- «خوب، بد، جلف» فیلم غیرقابل درک و بی‌مسئله‌ای است. مملو از شوخی‌های شخصی است که فقط عوامل فیلم و نهایتا منتقدان و سینماگران از این شوخی‌ها سر درمی‌آورند؛ از خوش‌حسابی آن تهیه‌کننده سینما گرفته تا کنایه‌های «بهاره رهنما» به همسرش.
دلیل دیگر ضعف فیلم، رویکردهای سطحی در تأثیرپذیری و نبود پشتوانه فکری در اجراست و متأسفانه اثری ماندگار در تاریخ سینمای ایران نخواهد بود. شاید تنها ایده درخشان فیلم، علت مرگ «محمود معتضدی» باشد که اگرچه سرگرد «شادمان» آن را کشف نمی‌کند؛ اما در انتهای فیلم و به سبک «همشهری‌کین»، سینما حقیقت را برای مخاطب به تصویر می‌کشد.

 

منابع: موی مگ – روزنامه شرق

لینک کوتاه:https://goo.gl/048dR4

نوشته‌های مرتبط

نظری بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *