۱۳۹۶/۰۹/۲۴

آخرین اخبار

نقد فیلم «دوئت» Duet نویسنده و کارگردان نوید دانش

title:" نقد فیلم کوتاه«دوئت» Duet نویسنده و کارگردان نوید دانشhttp://anamnews.com/" alt:"نمایی از فیلم دوئت"

 

 نقد فیلم «دوئت» Duet نویسنده و کارگردان نوید دانش

آنام: «دوئت» به نویسندگی و کارگردانی نوید دانش با بازی هدیه تهرانی، نگار جواهریان، علی مصفا، مرتضی فرشباف، کاوه کاتب، پانته آ پناهی ها، علیرضا آقاخانیاست.

جوایز فیلم «دوئت»:
بهترین فیلم اول جشنواره تالین

دریافت جایزه نت پک از جشنواره تالین

خلاصه داستان فیلم «دوئت»:

داستان مینو را روایت می کند که همسرش حامد را به دیدار سپیده می برد زنی که همسرش با او گذشته مشترکی داشته است. این ملاقات یادآوری خاطرات گذشته آن هاست و … .

شبگردی این هفته در جنوب میدان انقلاب بود و دیدن فیلمی موثر بر بیننده و وفادار به هنر سینما. به قول کارگردانش سه سال است که اکران نشده و در اغما به سر می‌برد و همت موسسه احترام‌برانگیزِ فرش فیلم‌،جان تازه‌ای به این فیلم داد. اگر از بیننده فیلم بپرسی فیلم در مورد چه چیزی بود و چه می‌خواست بگوید، احتمالا پاسخ مطمئنی نخواهد داشت. اتفاقی که در «دوئت» می‌افتد فقط با هنر سینما قابل بیان است و در مدیوم زبان قابلیت ارائه نداشته و غیرقابل نامگذاری است. یعنی هنر سینما در این فیلم اتفاق افتاده و امکان وجود پیدا کرده است. پس «دوئت» یک فیلم اصیل است و بدلِ داستان یا نمایشنامه یا کمک حال دیگر ابژه‌های هنر نیست، البته اگر فیلم در لحظه‌ای که نقش علی مصفا از آموزشگاه موسیقی خارج می‌شد پایان می‌یافت و با مشارکت ذهن جست‌وجوگر مخاطب‌های خوب ادامه پیدا می‌کرد‌، شاید عمر فیلم «دوئت» در فضای خارج از سینما بیشتر می‌شد، اما احتمالا کارگردان به ذائقه و تربیت تاریخی مخاطب ایرانی تن داده است که حل تمام رازها برایش لذیذ و ضروری شده است.

فیلم دوئت نویسنده و کارگردان نوید دانش+عکس و آنونس

جلسه نقد این فیلم باحضور مخاطب‌های حساس و آقای مجید اسلامی منتقد باسابقه سینما برگزار شد. در این جلسه آقای اسلامی شدتِ موسیقی سکانس پایانی را ناضرور دانستند و بحق چنین بود. در این سکانس‌، موسیقی عوض اینکه دست فیلم را بگیرد قصد داشت فیلم را روی دوشش بگذارد و از یک پایانِ ناتمام نجات دهد. به بازی روان و قابل قبول مرتضی فرشباف در مقایسه با بازی عبوس بازیگران باسابقه اشاره شد و بار دیگر این تئوری ثابت شد که در سینمای ایرانی نه ایران‌، هر چقدر کمتر بازی کنی کمتر آسیب می‌بینی. سپس تعدادی از حضار و آقای اسلامی با‌دقت یک جراح لیزر به کالبد شکافی فیلم پرداختند تا رگه‌های سرطانی امور غیر‌منطقی در فیلم را بیابند. برای نگارنده سوال است آیا شخصیت‌های یک فیلم خارج از تیپ یا حتی شخصیت معروضشان در فیلم‌، نمی‌توانند دیالوگی بگویند یا حرکتی مرتکب شوند؟

در این عصر بدون منطق که ترامپ رئیس‌جمهور می‌شود جست‌وجوی منطق کلام و حرکت بازیگرها عجیب نیست‌؟ آیا تمام رفتار فردی و اجتماعی ما مرتب بر یک منطق آهنین است‌؟ تا حالا استاد دانشگاه ندیده‌اید که در خیابان آشغال بریزد. اتفاقا از بدشانسی نگارنده بوده است که طرف استاد علوم اجتماعی بود که ته سیگارش را به دقت یک تک‌تیرانداز از ماشین به خیابان شلیک کرد. به قول کیومرث منشی‌زاده ما از خانه به سینما می‌رویم که امور غیر‌معمول در خانه و خیابان را در سینما تجربه کنیم وگرنه در خانه‌مان جا خوش می‌کردیم.
می‌شود گفت در بین هنرها سینما‌، وفادارترین هنر به تکنیک است و این شاید به گروهی بودن یک تولید سینمایی بر‌می‌گردد، اما در همین سینما کریستوفر نولان با سکانس‌های معکوس فیلم می‌سازد، این به معنی رد تکنیک نیست به قول جورج استاینر هر چیزی که می‌آموزیم در وجودمان نهادینه می‌شود و به هنر ناخودآگاه کمک می‌کند، اما با رویکرد جهانِ هنر به آزادی‌، شاید در آینده‌ای درست بعد از حالا‌، جهان تکنیک فقیرتر شود. به ابزارها و ادا و اطوارهای نقاش‌های مدرن توجه کنید که خارج از تکنیک‌های طراحی کلاسیک‌،چه آتشی که نمی‌سوزانند.
مخلص کلام اینکه رویکرد نتیجه‌گرا و جست‌وجوی منطق در کلام و روایت تصویریِ فیلم یک نقدِ مرده انگار است و ناشی از خبط و ساده‌نگری در مورد هنر و جنس ارتباط با اثر هنری است. جنس ارتباط با اثر هنری معنا و فهم نیست‌. اثر هنری با فهم‌زدایی و معنا‌زدایی شکل می‌گیرد که البته با بی‌معنایی فرق دارد. این مواجهه با هنر مثل این است که می‌خواهیم تمام سوراخ و سمبه‌های تلنگر و تفکرانگیز را از فیلم بگیریم و فیلم را بی‌دفاع‌، خلع سلاح و ناتوانمند‌، به مثابه یک جسد تحویل بیننده بدهیم. یعنی اینکه تمام فعالیت درونی فیلم را خاموش می‌کنیم. هر تفسیری که از فیلم می‌کنیم سایه‌ای از حقیقت فیلم می‌سازد که فقط یک سایه است. شبحی از حقیقت.جست‌وجویمان در فیلم را به‌خاطر رسیدن به یک شبح متوقف نکنیم شاید جست‌وجو والاتر از رسیدن باشد.
به هرحال با نقدساختارگرا فقط می‌توانیم تکلیف فیلم را از نظر نتیجه و پیام‌های بهداشتی یکسره کرده و سینمای ایران را همچنان به‌عنوان واردکننده تکنیک‌های خارجی به سینمای هند و آسیا نزدیک‌تر کنیم.
از رواداری مجید اسلامی در شنیدن من‌، به‌عنوان صرفا یک نقشه‌بردارِ علاقه‌مند به سینما سپاسگزارم.

منبع: jbspins

 

فاروق مظلومی

لینک کوتاه: https://goo.gl/SEgqBk

نوشته‌های مرتبط

نظری بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *