۱۳۹۷/۰۵/۲۵

آخرین اخبار

نقد فیلم «شنل»CHANEL به کارگردانی حسین کندری

title "نقد فیلم «شنل»CHANAL به کارگردانی حسین کندری" http://anamnews.com/" alt:"نمایی از فیلم"

نقد فیلم «شنل»CHANEL به کارگردانی حسین کندری

آنام: شنل فیلمی به کارگردانی حسین کندری، نویسندگی حمیدرضا بابابیگی و تهیه‌کنندگی علیرضا شجاع نوری محصول سال ۱۳۹۵ است.

 

خلاصه داستان فیلم شنل:

این فیلم روایتگر داستان زندگی یک زن پرستار است که با شرایط خاصی با فرزندش زندگی می‌کند و بنابر اتفاقات و اشتباهی ماجراهایی برای وی رخ می‌دهد.

 

میزانِ موفقیت یک اثر سینمایی در وهله ی نخست به قصه پردازی مربوط می شود اینکه فیلمساز بتواند با بستر سازی مناسب قالبِ یک فیلم را در همان سکانس های اولیه شکل بدهد و بعد از آن با بهره گیری صحیح فیلم را به جلوببرد، فیلم شنل دومین ساخته حسین کندری این میزان موفقیت را دارد؛ فیلمساز علاوه بر ایجاد قصه توانسته یک شخصیت خاص به آن بیفزاید، در شروع فیلم تماشاگر با قصه یی مبهم مواجه می شود قصه یی که فاقدِ پیش فرض های مرسوم است از همین جهت چارچوب شنل بر اساس اطلاعات قطره چکانی شکل می گیرد به طوری که کندری به عنوان یک دانای کل به طور لحظه یی به تماشاگرش اطلاعات می دهد ، چرخه ی اصلی درام با شخصیت خبیث یا همان آنتاگونیست معروف به نام طاهر شکل می گیرد، شخصیتی پیچیده که کندری توانسته با مهارت خاصی آن را به مخاطب معرفی کند، شنل شخصیت های خاکستری و فضای ناامنی دارد فیلمساز سعی کرده بر اساس مناسبات اجتماعی به جامعه ی کنونی برسد جامعه یی که دیگر اعتماد کردن در آن معنایی ندارد و همه می خواهند از دیگری سواستفاده کنند، آدم های شنل با توجه با معیارهای امروزی شخصیت پردازی شده اند.

title "نقد فیلم «شنل»CHANAL به کارگردانی حسین کندری" http://anamnews.com/" alt:"نمایی از فیلم"

صحرا برای اینکه به زندگی آرمانی اش برسد با کسی ازدواج می کند که چیزی از آن نمی داند صحرا برای اینکه دخترش را حفظ کند نیاز به شناسنامه دارد اما با مرگ مهندس در شرایط بحرانی گیر می افتد حالا باید پرده از رازها و دروغ هایی که گفته است بردارد از سوی دیگر آیدا بی وقفه در کارهای صحرا دخالت های بی مورد می کند و هامون که وقتی اصل ماجرا را می فهمد می خواهد از شرایط صحرا سواستفاده کند تا سرپرستی باران را بر عهده بگیرد در دیالوگ ها هم گفته می شود که چند سال پیش صحرا باعث شده تا آیدا بچه اش را بندازد یک زنجیره یی به هم پیوسته از آدم هایی را در فیلم می بینیم که به طور خودآگاه از یک دیگر توقع دارند ، در کنار این شخصیت های خاکستری طاهر شخصیت سیاهی دارد درونیات او پر از کینه است که باعث شده طلبکارانه با زندگی اش برخورد کند به گفته ی خودش روزی در پاساژی در تهران مغازه ی عطرفروشی داشته که یک روز بعد ازدواجش زنش از او طلاق می گیرد و طاهرباید مهریه اش را بدهد طوری که آن زن دارایی های طاهر را از او می گیرد و حالا طاهر بنا به دیالوگ خودش آدم سیاه کاری شده است که برای خالی کردنِ کینه اش دست به هر کاری می زند، فیلمساز تاکید مناسبی در شخصیت طاهر داشته چنین شخصیتی در جامعه کنونی کم نیستند آدم های عقده یی که برای کمبود هایی که دارند دچار روان پریشی عصاب شده اند به همین دلیل این شخصیت به هر طوری که شده برای بدست آوردن اعتماد به نفس دیگران را آزار می دهد، طاهر می توانست به طور عادی در شرایطی مرسوم صحرا را طلاق بدهد و همه چی تمام شود اما طاهر برای عقده گشایی و تلکه کردن صحرا را آزار می دهد چرا که طاهر تقاص پول های از دست داده را که به عنوان مهریه به زنش داده است را می خواهد از صحرا بگیرد؛ از سوی دیگر صحرا در گذشته با دروغ یا پنهان کاری نسبت به دوست صمیمی اش سعی داشته برای اقامت در ایران با یک مرد ازدواج کند.

title "نقد فیلم «شنل»CHANAL به کارگردانی حسین کندری" http://anamnews.com/" alt:"نمایی از فیلم"

کندری می توانست برای کامل شدن صحرا تمرکز و پردازش بیشتری کند حتی با فلاش بکِ کوتاه می شد از ارجاعات دیالوگی برای شناخت بهتر صحرا پرهیز کرد اطلاعات کد گذاری شده گاهی شخصیت را تکمیل نمی کند به طور مثال کندری در بوجود آوری شخصیت طاهر به هدف نهایی رسیده است طاهر با نگاه ترسناک و رفتار پیچیده اش به یک شخصیت حرص درآور رسیده که بنا به دیالوگش در سکانس پایانی به صحرا می گوید (خیلی طول می کشه که باور کنی که دیگه منو نمی بینی) درست می گوید این شخصیت به دلیل ابعاد استاندارش در قالب یک ضدقهرمانِ زور گو و خبیث از ذهن مخاطب هم پاک نمی شود ، شنل با تعلیق های فراوان تاکید به قصه گویی می کند گره افکنی ها و شکل قصه با ابهاماتی صورت گرفته که در گره گشایی به آنها جواب منطقی داده می شود، چرخه ی درام به وسیله ی  شخصیت ها و ایجاد یک بحران به راه می افتد و طاهر نیروی محرکی مناسبی ست تا قصه با چارچوب محکم ادامه داشته باشد اوج و فرودهای قصه فضای فیلم را معمایی کرده است. اما شنل مطمئنا فیلمِ بی نقصی نیست یکی از نقص های بارز در پایانبندی فیلم است، صحرا با هامون گفتگویی می کند و با گریه خانه را ترک می کند در سکانس آخر قرص و محکم جلوی طاهر می ایستد و با قدرت دیالوگ می گوید این دیالوگ ها چرا در چند سکانس عقب تر گفته نشد؟ چه اتفاقی برای صحرا می افتد که او با این اعتماد به نفس از زندگی اش دفاع می کند و حتی طاهر را به مرگ تهدید می کند! انگار صحرا قبول می کند تا سرپرستی باران را به هامون و آیدا بسپارد اما این یک پیش فرض ست برای پایان رها شده ی فیلم، پایان شنل می توانست با یک اتفاق غیرمنتظره به اتمام برسد اما انگار این پایان فارغ از نقطه گذاری متقاعد کننده رها شده در چنین شرایطی فضای مطلوب قصه زیر سوال می رود زمانی که فیلمساز توانسته با موقعیت پردازی قصه را سروپا نگه دارد چرا فکری برای پایانبدی نکرده است اساسا دیالوگ هایی که در سکانس آخر از دهان صحرا درمی آید ربط منطقی با ابعاد شخصیتی اش نداشته و همین باعث می شود تماشاگر پایان شنل را نپذیرد.

title "نقد فیلم «شنل»CHANAL به کارگردانی حسین کندری" http://anamnews.com/" alt:"نمایی از فیلم"

اگر چه قصه پردازی در شنل با توجه به تعلیق گذاری هایش پایه و چارچوبِ محکمی دارد اما انگار کندری برای فرم فیلمش تلاشی نکرده سروشکل فیلم شنل با توجه به قصه اش این پتانسیل را داشت که بتواند میزان سن های قابل توجهی داشته باشد اما در شرایط فعلی ساختار سینمایی شنل بیشتر به تله فیلم ها شباهت پیدا کرده به طوری که ابعاد فیلم با توجه به قاب های بسته و بی حرکتش در پرده سینما بی رنگ و روح دیده می شود ، بازی رضا بهبودی از مهم ترین نکاتِ این فیلم به حساب می آید بهبودی به درستی توانسته به نقش برسد و توانسته آن را به بهترین شکل اجرا کند ، البته که موفقیت بهبودی در اجرای شخصیت طاهر به فیلمنامه برمی گردد همان طور که گفته شد فیلمنامه نویس در ایجاد شخصیت طاهر کوشش بیشتری نسبت به سایر شخصیت های دیگر کرده، طاهر در بیشتر سکانس ها وجود ندارد اما پتانسیل و ابعاد این شخصیت طوری طراحی شده که در سکانس هایی هم که وجود ندارد می شود حضور ترسناکش را احساس کرد، بازی باران کوثری در شنل شباهت به چند فیلم اخیرش از جمله هفت ماهگی دارد؛ واکنش های عصبی این بازیگر در شخصیت صحرا اگر چه تا حدودی باورپذیرست اما انگار دورغ و پنهان کاری هایش را نمی شود باور کرد چرا که فیلمساز پردازش عمیقی در شناخت بیشتر صحرا نکرده و به همین دلیل بازی باران کوثری در بیشتر سکانس ها ما را به یاد فیلم های گذشته اش می اندازد.

 

نقد فیلم «هفت ماهگی» نویسنده و کارگردان هاتف عیلمردانی

 

title "نقد فیلم «شنل»CHANAL به کارگردانی حسین کندری" http://anamnews.com/" alt:"نمایی از فیلم"

 

افشین علیار

منابع: روزنامه هنرمند- ویکی پدیا

لینک کوتاه: https://goo.gl/rFETGM

نوشته‌های مرتبط

7 نظر

  1. نيشى

    دیگه حالم از فیلمهاى بى سر وته بهم میخوره بیشتر شبیه اسکل کردن تماشاچى بعد از ٩٠ دقیقه است 😡

    پاسخ
  2. علی تاجی 68

    خداوکیلی ….با این فیلم ساختنتون جون مادرت آقای کندری…بشین تو خونت و دیگه از این فیلم های شخمی نساز…. واقعا واسه سینمای ایران متأسفم که به همچین فیلم هایی اجازه ی پخش میده

    پاسخ
  3. ش. امیری

    من فکر می کنم داستان این فیلم زیبا ودرست هست. صحرا یک زن “فوق العاده از حقش محروم شده “هست ولی از وقتی که شوهرش مرده با پرداخت روحش و جسمش و هر چی که داشته برای خودش و بچه اش زندگی خوبی دست و پا کرده. صحرا حاضر هست همه چی را بده پول و لوازم مالی اش را ولی نه بچه اش را. وقتی که صحرا می بینه که همه چیز را که به این سختی درست کرده و برایش زحمت کشیده و مخصوصا بچه اش را می خواهند ازش بگیرند به دلیل اینکه زن هست و افغانی هست، دیگه تحمل نمی کنه و تصمیم می گیره مثل یک آدم قوی بایسته و از خودش دفاع کنه . این فیلم نشان می دهد که چقدر چه مردها و چه زنها از حمابت قانون و از انسانیت در این جامعه محروم هستند.

    پاسخ
  4. ش. امیری

    من از لحاظ فنی و فیلم سازی سر رشته ندارم ولی فک می کنم داستان نقصی نداشت. شخصیت ها هم خوب پرداخته شده بودند و پیام را می رساندند.

    پاسخ
  5. حسین حمیدی نجات

    فیلم متوسط بود و صرف نظر از نقد محتوایی آن، من فکر میکنم انتهای فیلم آنچنان بسته هم نبود. دیالوگهای آخر طاهر را کامل نشنیدیم. تکلیف آن افغانی مورد ظلم قرار گرفته هموطن صحرا چه شد؟ آیا با صحرا همدرد نشد؟ آیا بعد از آن در چند بار حضور صحرا در کارگاه صدای طاهر را ثبت نمیکرد و یا از او فیلم نمیگرفت؟ بخصوص آن دیالوگ نامفهوم آخر را؟ رضایت چهره صحرا در سکانس آخر که نشان از یک پیروزی داشت این را به اثبات می رساند.

    پاسخ
  6. مهرداد

    دو نکته توی متن فوق توجه منو جلب کرد:
    ۱٫ “کندری در بوجود آوری شخصیت طاهر به هدف نهایی رسیده است طاهر با نگاه ترسناک و رفتار پیچیده اش به یک شخصیت حرص درآور رسیده که بنا به دیالوگش در سکانس پایانی به صحرا می گوید (خیلی طول می کشه که باور کنی که دیگه منو نمی بینی) درست می گوید این شخصیت به دلیل ابعاد استاندارش در قالب یک ضدقهرمانِ زور گو و خبیث از ذهن مخاطب هم پاک نمی شود.”
    ۲٫ “بازی رضا بهبودی از مهم ترین نکاتِ این فیلم به حساب می آید.”
    در واقع همین دو نکته بالا بود که بعد از دیدن فیلم باعث شد تا توی اینترنت دنبال کارای دیگه آقای بهبودی بگردم و به این مقاله برسم.
    بازی آقای بهبودی خیلی تاثیرگذار بود و کل فیلم روی شخصیت طاهر میگشت. شخصیتی که به گفته آقای علییار براحتی از ذهن مخاطب پاک نمیشه. که همینطور هم هست.
    شخصیت طاهر از همون سکانس اولی که وارد داستان شد برای مخاطب سئوال برانگیز، نگران کننده و تیره بود که فکر میکنم بازی آقای بهبودی تاثیر بسزایی در ایجاد این حس توی مخاطب داشت.

    پاسخ
  7. سما

    من واقعیت درست حرفا رو متوجه نشدم واسه همین تو اینترنت دنبال دیالوگا میگشتم که وارد این سایت شدم.
    چن تا سوال داشتم: واسه چی صحرا ازدواجش رو پنهان کرده بود اونم ۵ سال؟ بچه هم که انگار ۷ سالش بود.
    اگه صحرا انقد زن متکی به نفسی بود شوهر رو واسه چی میخواست که حتی توسط اون شوهر نتونسته بود واسه بچه ش شناسنامه بگیره؟(واسه اقامت؟)
    اون فیلمی که طاهر باهاش صحرا رو تهدید میکرد چه فیلمی بود؟
    طاهر که انقد ادم خبیثی بود چطور هم مهریه داده بود هم طلاق داده بود معمولا وقتی یه نفر مهریه میده اونم در دوران عقد دلیلی برای طلاق دادن وجود نداره، طاهر باید انقد زنش رو طلاق نمیداد که زنه همه مهریه ای که گرفته رو در ازای طلاق به طاهر پس میداد! ادمای عادی هم که قراره مثل طاهر ازدواج دوم نداشته باشنم اینکارو میکنن چه برسه به ادم خبیث!
    خلاصه من فک کنم اصلا فیلم رو نگرفتم.

    پاسخ

نظری بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *