۱۳۹۷/۰۷/۲۷

آخرین اخبار

نقد فیلم فروشنده از دیدگاه روانشناسی با تاکید بر نظریه فروید

title:"نقد فیلم فروشند از دیدگاه روانشناسی با تاکید بر نظریه فروید -http://anamnews.com/" alt:"نمایی از فیلم فروشنده با بازی شهاب حسینی و ترانه علیدوستی"

نقد فیلم فروشنده از دیدگاه روانشناسی با تاکید بر نظریه فروید

تمدن، ملامت‌ و ملالت‌های آن
مصطفی ریاحی روانشناس
آنام: یادداشت حاضر سعی دارد تا فیلم فروشنده با تاکید بر دو مفهوم مهمِ تمدن و پرخاشگری مطرح شده در نظریه فروید، مورد تحلیل و بررسی قرار دهد. در ابتدا، توضیحاتی درباب این مفاهیم آورده شده است و در ادامه، از دریچه­ی این مفاهیم، خوانشی از فیلم ارایه شده است.

فروید تمدن را اینگونه تعریف می‌کند: به مجموعه دستاوردها و نهادهایی گفته می‌شود که زندگی ما را از زندگی اسلاف حیوانی دور می‌کند و دو مقصود دارد: یکی حفاظت از انسان در مقابل طبیعت و دیگری تنظیم روابط میان انسان‌ها.

بیشتر بخوانید: پرونده فیلم فروشنده اصغر فرهادی, برترین نقدها, گفتگوها, تصاویر و …

او معتقد است، در کنار سایق جنسی که تلاش بر تولید دارد، سایق دیگری نیز وجود دارد که در پی تخریب و تعرض است که انسان‌ها بدون آن خشنود نیستند. پدیده‌های زندگی را می‌توان بر اساس تاثیر متضاد این دو سایق توضیح داد.

فروید اعتقاد دارد انسان برای ارضا کردن سایق‌های خود، نیازمند به «دیگری» است. به این ترتیب، تنها راه رسیدن به این ارضا، زندگی جمعی‌ است. اما از آن سو، زندگی جمعی که منجر به ایجاد تمدن می‌شود وضعیتی را ایجاد می‌کند که ما را در ارضای سایق‌های خویش محدود می‌کند.

در نهایت، کشمکش میان این دو عامل (تمایل به ارضای سایق‌ها و ایجاد محدودیت توسط تمدن) وضعیتی را تولید می‌کند که فروید آن را تمدن و ملالت‌های آن می‌نامد.

فروشنده را می‌توان، روایت کشمکش میان تمدن و سایق پرخاشگری دانست؛ مدام، این نزاع و کشمکش را با شروع بحران اول (تخریب ساختمان) و بحران دوم (تجاوز) شاهد هستیم. نزاعی که سرانجام آن را، شخصیت عماد، «به مرور گاو شدن» می‌نامد. غرایز سرکوب شده، با بحران، تحریک می‌شوند و بر ساختمان شخصیت، فشار می‌آورند.

فیلم، با تخریب ساختمان (نمودی از زندگی جمعی و تمدن) آغاز می‌شود که در آن، همه ساکنین، آشفته‌حال می‌دوند و ساختمان را ترک می‌کنند. یک شروع مینیاتوری و موجز از تمامیت فیلمی که قرار است شاهد آن باشیم؛ یعنی زوال شمایل یک تمدن، تمدنی آسیب‌پذیر، که در آن، ساخت وضعیت‌های جدید، قصد ویرانی گذشته را دارند.
شمایل متمدن عماد، در صحنه‌های مختلف بازتولید می‌شود، او بیش از وظیفه‌اش برای دانش‌آموزان انرژی می‌گذارد و آنان را با سینما و ادبیات ایران آشنا ‌می‌کند (نمایش فیلم گاو) .

او  اعتراض زن در تاکسی  به حریم خصوصی بدنش را محترم می‌شمارد و خشمگین از فرافکنی آن زن نمی‌شود و همچنین به تعرض زن و دوستش به وسایل مستاجر قبلی اعتراض می‌کند.

روند بازتولید صعودی این شمایل اخلاقی را می‌توان تا هنگام وقوع بحران دوم ردیابی کرد؛ در زمانی که مشتری مستاجر قبلی، وارد حریم خانه و خصوصی‌ترین مکان آن، یعنی حمامی می‌شود که رعنای خصوصی نیز در آن حضور دارد.

بازگشت عماد به خانه، آغاز ترک خوردن شخصیت اوست؛ گویی صحنه آغازین فیلم، به شکلی تمثیلی، در درون شخصیت عماد، بازتولید می‌شود و او حریم خود، ملک خود و عشق خود را ناامن و خدشه‌دار شده درمی‌یابد.

خانه‌ای که بدلی برای بطن مادر و زمانی امن‌ترین مکان بوده است، حال، با دو بحران متوالی، نا امن و ویران شده است. درست از همین جاست که بحران‌ها، سازمان شخصیت را برهم می‌زنند و نزاع میان تمدن و غریزه پرخاشگری کلید می‌خورد.

غریزه‌ای‌ که مدام به عماد فشار وارد می‌کند تا شمایل متمدن خود را کنار بگذارد و دیگری ورود کرده به حریم خصوصی را نابود سازد.

ترسیم چگونگی ورود «دیگری» از سوی رعنا، برای شوهرش، اضطراب‌زاست.

او مدام از گفتنش طفره می‌رود، زیرا میزان اضطراب، هنگام تداعی آن واقعه، بسیار بالاست. کم‌کم مکانیسم‌های دفاعی عماد، برای فراموشی یا کنار آمدن با واقعه از کار می‌افتد و غرایز، عنان شخصیت را به دست می‌گیرند و در فقدان روایت آسیب‌زا، او جزیی از روایت تجاوز می‌شود (تعرض به تلفن همراه شاگردش، وسایل خصوصی مستاجر قبلی و گوش دادن به پیغام‌گیر تلفنش).
سرانجام، آن«دیگری» ورود کرده به «من» و خانه به دام می‌افتد. او بر خلاف انتظار کلیشه‌ای، یک دیگری هولناک و بی‌رحم نیست.

تصویر کلیشه‌ای که مدام آن را می‌توان در گفتمان رسانه‌ها مشاهده کرد شکسته می‌شود، تصویری که محصولش فاصله‌گذاری میان افراد جامعه با جرم شده است. حال، این دیگری در شمایل انسانی و واقعی‌اش، مشاهده می‌شود.

عماد حتی با رویت این دیگری فرسوده و ترحم‌برانگیز، نمی‌تواند از سیلان غرایز خود جلوگیری کند، زیرا که شمایل تمدنی‌اش، همچون خانه پر از شکاف، خدشه‌دار شده است.

او، این دیگری را به‌رغم داشتن مشکلات قلبی‌اش حبس می‌کند و بعد قصد دارد او را در جلوی خانواده‌اش ترور شخصیتی کند که با مخالفت شدید رعنا از آن دست می‌کشد و سرانجام، به‌رغم سکته کردن این دیگری، سیلی محکمی از خشم‌هایی که پشت تمدنش پنهان شده بودند، به صورت پیرمرد می‌زند که موجب بدتر شدن حال او تا پای مرگ می‌شود.
در صحنه‌های پایانی فیلم، عماد، این شمایل تمدن ترک خورده، در ساختمان درحال ویرانی می‌ایستد و از پنجره، جان دادن دیگری را مشاهده می‌کند؛ یک همجواری همگون و هم‌جنس با ساختمان، برعکس همجواری‌ای که ابتدای فیلم، با همین ساختمان داشته است.
در مجموع، فروشنده را می‌توان، طعنه‌ای به منیت اخلاقی متمدن طبقه متوسط ایران دانست. منیتی که با ضربه‌های «دیگری»، ترک می‌خورد و آماده می‌شود برای فروپاشی و غلبه غرایز بر اشکال مختلف تمدن. منیتی که با ناامیدی از رسیدگی صحیح مراجع قانون به جرم، خودش تصمیم به رسیدگی می‌گیرد.
فروشنده، فروش تدریجی تمدنی است که بر پایه‌های مستحکمی بنا نشده است. تمدنی که نسبت به گفتمان‌های هر حکومت و ملتی، محدودیت‌های درست و نادرستی برای ارضای تمایلات غریزی آدمی به وجود می‌آورد که سرانجامی جز ملال و رخوت ندارد. در بستر چنین گفتمانی است که پیرمرد ایرانی همچون پیرمرد امریکایی نمایشنامه مرگ فروشنده، در کشمکش میان تمدن و غرایز، به شکلی ظاهری در پشت شمایل تمدن پنهان، و به ارضای حقیرانه غرایزشان راضی می‌شوند.

 

لینک کوتاه: https://goo.gl/Kk5I50

منبع: روزنامه اعتماد

نوشته‌های مرتبط

نظری بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *