۱۳۹۷/۰۵/۳۰

آخرین اخبار

نقد فیلم « لاک قرمز » از جمال حاتمی- فیلمی سیاه تر از جامعه

 

title:"نقد فیلم « لاک قرمز » از جمال حاتمی- فیلمی سیاه تر از جامعه"-http://anamnews.com/" alt:"پوستر فیلم"

نقد فیلم « لاک قرمز » از جمال حاتمی- فیلمی سیاه تر از جامعه

آنام: فیلم « لاک قرمز » همانند اغلب ساخته های اجتماعی سینمای ایران که که موفق ترین آنها در چند سال گذشته بدون شک « ابد و یک روز » بوده، سعی دارد نگاهی موشکافانه به زندگی دختری از طبقه پائین اجتماع که درگیر مسائل گوناگونی می شود داشته باشد تا بتواند با در کنار هم قرار دادن مشکلات جامعه ، یک انتقاد آشکار به جامعه کنونی ایران داشته باشد

خلاصه داستان « لاک قرمز »:

پس از اینکه پدر یک خانواده پائین شهری از دنیا می رود، صاحبخانه به سرعت خواهان تخلیه اعضای خانواده می باشد و این در حالی است که مادر خانواده نیز بر اثر سقط جنین در حال خونریزی است. در این وضعیت دختر نوجوان تصمیم می گیرد عروسک هایی که پدر می ساخته را بفروشد اما..

کارگردان

سید جمال حاتمی : فعالیتش را به عنوان برنامه ریز فیلمهایی نظیر « مارمول » و « یک تکه نان » کمال تبریزی آغاز کرد و بعدها دستیار اول او در فیلمهای « خیابان های ناآرام » و « طعم شیرین خیال » شد. « لاک قرمز » نخستین فیلم او در مقام کارگردان است.

.

title:"نقد فیلم « لاک قرمز » از جمال حاتمی- فیلمی سیاه تر از جامعه"-http://anamnews.com/" alt:"نمایی از فیلم"

درفیلم « لاک قرمز » فضایی آکنده از ترس و وحشت حکمفرماست بطوریکه حتی یک روزنه امید نسبت به پیشرفت یا حل شدن مشکلات اکرم ( پردیس احمدیه ) وجود ندارد. برخلاف بسیاری از آثار اجتماعی که در آن قهرمان داستان از دل مشکلات بیرون می آید و با تلاش به کورسوی امیدی برای رهایی از مشکلات دست می یابد، در اینجا خبری از چنین رویکردی نیست و مشکلات فیلم یکی پس از دیگری به داستان اضافه می شوند.

نکته مثبتی که می توان از پدیدار شدن این حجم از مشکلات در جریان فیلم به آن اشاره کرد این مسئله است که کارگردان سید جمال حاتمی به خوبی توانسته عمق زخم های یک دختر نوجوان در مواجه با مشکلات اجتماعی را به تصویر بکشد و مخاطبش را آگاه نماید. در واقع فیلمساز این هشدار را به مخاطب فیلمش می دهد که جامعه پیرامونش آکنده از مشکلات و بی اخلاقی هایی است که حد و مرزی برای آن تعیین نشده است.

اما متاسفانه فیلم در به تصویر کشیدن معضلات اجتماعی حد تعادل را از دست می دهد و بسیار بیشتر از آنچه که ظرفیت فیلمنامه نیاز داشته، مشکلات را بر سر دختر نوجوان داستان خراب می کند، مشکلاتی که هیچکدام هم حل نمی شوند به حدی که در انتهای فیلم دختر نوجوان تقریباً تمام مشکلاتی که خانواده های طبقات پائین جامعه می توانند بصورت پراکنده تجربه نمایند را یکجا تحمل میکند و هیچکس هم او را در این راه یاری نمی کند.

title:"نقد فیلم « لاک قرمز » از جمال حاتمی- فیلمی سیاه تر از جامعه"-http://anamnews.com/" alt:"نمایی از فیلم"

« لاک قرمز » اگرچه می خواهد به جامعه و آدمهایش انتقادات تندی از جمله مرگ عاطفه و احساس در انسانها را مطرح نماید، اما در موقعیت سازی به بلوغ نمی رسد بطوریکه در بخش هایی از فیلم و پس از دست رفتن پدر و بستری شدن مادر در تیمارستان، اقوام این خانواده از راه می رسند اما هیچکدام کوچکترین حس ترحم یا مسئولیتی به این بچه های بی سرپرست ندارند و در سوی دیگر خاله خانواده که ظاهراً متعصب است، به یکباره از اکرم روی گردان می شود. این حجم از بدی و سیاهی بصورت یکجا شاید خیلی در قصه گویی موثر نباشد.

متاسفانه بزرگترین ضربه فیلم در دقایق پایانی رقم می خورد، دقایقی که کارگردان مسائل مختلفی را در فیلم مطرح کرده است و می بایست همه آنها را با یک پایان بندی به نقطه ای قابل قبول برساند اما در این راه بدترین راه ممکن را انتخاب می کند تا متوجه شویم او نمی دانسته چطور باید برای این حجم از سیاهی و تباهی که در فیلم مطرح کرده یک پایان بندی مناسب در نظر بگیرد.

 

« لاک قرمز » اثری اجتماعی است که انتقاداتش را با زبانی تیز و بُرنده مطرح می کند و اتفاقاً این کار را به خوبی نیز انجام می دهد اما در حفظ تعادل در مطرح کردن انتقادات ناتوان عمل می کند. شاید اگر فیلمساز می توانست تنها بخشی از معضلات اجتماعی را انتخاب کرده و داستان فیلم را براساس آنها به جلو هدایت می کرد می شد نتیجه بهتری برای فیلم رقم زد. اما درحال حاضر « لاک قرمز » فیلمی است که می توان تقریباً تمام مشکلات زندگی را در آن مشاهده کرد که مسئولیت آن به یک دختر نوجوان سپرده شده است. شاید بتوان گفت این تنها بازی پردیس احمدیه است که در مقابل کوه مشکلات فیلم کم نمی آورد و مخاطب را دچار یاٌس و ناامیدی نمی کند

 

title:"نقد فیلم « لاک قرمز » از جمال حاتمی- فیلمی سیاه تر از جامعه"-http://anamnews.com/" alt:"نمایی از فیلم"

 

 

« لاک قرمز »، فیلمی سیاه تر از جامعه

 

واقعیت، عریان است و شاید به همین دلیل است که می گویند واقعیت تلخ است. در جهانِ واقعیات، هنر برای کمک به انسانِ سرآسیمه و نگران، خود را می نمایاند. هنر رئالیستی، بیان واقعیات سیاهِ جهان، با زبانی سحرآمیز و رنگ آمیزی شده است، تا نگاهِ انسان را از هجوم یأس پس از مشاهده ی فجایع انسانی و اجتماعی، به سمتِ زندگی دوباره بچرخاند؛ پس مأموریت هنر این است که واقعیات را نه یکباره و برهنه، بلکه لایه لایه به او نشان دهد و او را برای برون رفت از فجایع و مشکلات، به تأمل و تفکر وادار کند. این در حالی است که در میان تمام امتیازات مثبتی که هنر به انسان می دهد شناسه های منفی ای نیز مانند کلیشه شدن بهمراه دارد! یکی از کلیشه های هنر هفتم، در سال های اخیر به تصویر کشیدن داستان زندگی طبقه فرودست بوده است؛ پرداختن به داستان های طبقه یِ زیرین جامعه، گاه اغراق گونه به چشم می خورد. طوری که مخاطب از موضوع اصلی، که فقر است به دلیل بزرگنمایی و تکرار داستان های مشابه دلزده می شود.

فیلم « لاک قرمز » نیز مشکلات خانواده ای فرودست را پیش کشیده است. در ابتدای فیلم، دستانِ دختری نوجوان به نام اکرم با لباسِ فرمِ دبیرستانی را می بینیم که در حال کشیدن لاکی قرمز بر انگشتانش است. پدر او نجار است، اعتیاد هم دارد؛ و مدام مادر را کتک می زند. اکرم اولین فرزند این خانواده است و یک خواهر حدودن ۵ساله و برادری دارد که دانش آموزِ مدرسه ابتدایی است. پدر یکباره از پشت بام سقوط می کند. بدبختی کلید می خورد. صاحبخانه فرمان تخلیه می دهد. تلاش مادر مستأصل، برای قرض گرفتن مبلغی از خواهرش بی نتیجه می ماند. در این حین مادر می فهمد که حامله است، جنین را سقط می کند، اکرم مجبور به ترک مدرسه و دستفروشی می شود، پلیس او را بازداشت می کند، خواهر و برادر او را به بهزیستی می برند، و تلاش اکرم بی خانمان، برای بازپس گیری آنها به دلیل نداشتن خانه و شغل بی نتیجه می ماند و در پایان هم اکرم با مادرش که پس از سقط جنین، روانی شده است در تیمارستان مواجه می شود. او دختری ۱۶ساله است که پدرش مرده است، خاله و عمو او را پس زده اند، خانواده اش از هم پاشیده شده است و جامعه نیز با او کاری ندارد. بی گمان حاصل این فیلم چیزی به غیر از جاری ساختن اشک های مخاطب نیست، و احتمالن کارگردان به این هدف رسیده است. اما براستی بازخورد و غایت این اثر بعنوان قطعه ای از پازلِ هنر هفتم پس از ترکِ محل سینما چیست؟

در جامعه ای که اکثریت آن از شرایطِ اقتصادی شکایت دارند، بی پولی و تنگدستی و مسائل مربوط به آن مفاهیمی آشنا هستند، پس چه دلیلی به صرف هزینه برای ساختن فیلمی در جهت انعکاس اغراق گونه ی مشکلات به توانِ n یک خانواده و دختری نوجوان وجود دارد؟ و چقدر می توان هجومِ این چنینی مشکلات را به افراد مختلف، تسری داد؟ بنظر می رسد بازخوردِ چنین فیلم هایی، بیش از اینکه به حال طبقه فرودست، مفید باشد مضر است؛ چون با نشان دادن تصویری کاملن سیاه از یک خانواده، دلیلی برای یاری افراد دیگر به اینان دیده نمی شود چراکه خانواده مزبور متلاشی شده است و هر تکه از آن کمک متفاوتی را طلب می کند، بی سرپرستی، مشکل اقتصادی، ترک تحصیل، عدمِ موقعیتِ مناسب اجتماعی، داشتن آینده ای کاملن سیاه و تباه، نداشتنِ یک آشنا و فامیل برای تکیه کردن به او و…. در آخر می توان گفت که “اگر” کارکردِ هنر، خاصه سینما، سیاه تر جلوه دادن واقعیات است، پس به نظر می رسد که وجودش چیزی به غیر از شدت بخشیدن به آلام و دردهای مبتلابه زندگی انسان نیست و اگر مفری برای لحظه ای بیرون رفتن از جلد واقعیت برای تأمل و چاره اندیشی است پس باید نگاه هنرمندان به جامعه هنرمندانه باشد.

 

منابع: موی مگ . مجله هفت

لینک کوتاه: https://goo.gl/gar5pN

نوشته‌های مرتبط

نظری بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *