۱۳۹۶/۰۹/۲۷

آخرین اخبار

نقد فیلم «نگار» به کارگردانی رامبد جوان

title "نقد فیلم «نگار» به کارگردانی رامبد جوان " http://anamnews.com/" alt:"نمایی از فیلم نگار"

نقد فیلم «نگار» به کارگردانی رامبد جوان

آنام: «نگار» فیلمی به کارگردانی و تهیه‌کنندگی رامبد جوان و فیلمنامه توسط احسان گودرزی نوشته شده است و محصول سال ۱۳۹۴ است.

بازیگران : نگار جواهریان، محمدرضا فروتن، مانی حقیقی، آتیلا پسیانی، فریبا کامران، علیرضا شجاع نوری، افسانه بایگان، اشکان خطیبی، علیرضا آقاخانی، محمود کریمی، ایلیا کیوان، شایان کامروز، عیسی حسینی

خلاصه داستان فیلم «نگار» : 

نگار دختر خانواده ای نیمه مرفه و اصیل است. پدر او در یک معامله اقتصادی شکست خورده و به خاطر فشارهای زیاد مرده است. این تحلیلی است که پلیس نسبت به مرگ او اعلام می کند. اما نگار این تحلیل را باور ندارد و تصمیم می گیرد که روزهای آخر پدر را مرور کند تا به اصل ماجرا پی ببرد.

 

هشدار! این متن ممکن است داستان فیلم را لو دهد.

رامبد جوان که این روزها محبوب‌ترین شومن ایران است، روحیه‌ای طنز و شخصیتی کمیک دارد، طنزی که در فیلم‌های سینمایی ساخته او نیز دیده می‌شود، سه اثر ابتدایی جوان، آثاری کمدی بودند که با نگاهی کوچک به این سه اثر متوجه خواهیم شد که رامبد جوان هر چه رو به جلو رفته، پخته‌تر و کاربلد‌تر شده است و پیشرفتی قابل قبول داشته، به طوری که «ورورد آقایان ممنوع»، آخرین فیلم کمدی جوان، یکی از بهترین‌ها در نوع خود بود و نظر بسیاری را به خود جلب کرد.

اکنون رامبد جوان، فیلم «نگار» را بر پرده سینماها دارد، اثری که به دلیل حضور نگارجواهریان به عنوان بازیگر نقش اصلی و هم نامی او با نام فیلم، و اینکه رامبد جوان تاکید بسیاری بر نام فیلم و اینکه بسیار علاقه دارد چنین فیلمی را بسازد، کرده بود، پیش از دیده‌شدن هم می‌تواند برای بسیاری جذاب تلقی شود، حال باید دید «نگار» بر روی پرده سینما هم جذاب است یا خیر؟

احسان گودرزی نویسنده فیلمنامه «نگار»، از آن جوان‌هایی است که مردم به تازگی فعالیت‌هایش را به وضوح می‌توانند ببینند، کسی که در «اژدها وارد می‌شود» مانی حقیقی به ایفای نقش پرداخت، و حالا یکی از ارکان اصلی فیلم «نگار» است، نویسنده‌ای که حداکثر تلاشش را کرده تا دنیایی متفاوت را به بینندگان عرضه نماید، ولی اینکه چه قدر در این کار موفق است، بحث دیگری است، بحثی که با بررسی فیلم «نگار» می‌توان به آن پرداخت.

title "نقد فیلم «نگار» به کارگردانی رامبد جوان " http://anamnews.com/" alt:"نمایی از فیلم نگار"

«نگار» شروعی جذاب و کاملا متفاوت دارد، داستان با صدای مردی شروع می‌شود که در منطقه‌ای جنگلی ایستاده و اتفاقاتی که باعث مرگ شخصی شده را تعریف می‌کند، از ظاهر قصه معلوم است که مرد راوی باید پلیس باشد، و همزمان با تعاریف او از صحنه مرگ، شخصی که مرده است اتفاقات پیش از مرگش را بازسازی می‌کند و مشخص می‌شود که او خودکشی کرده است. این آغاز دیدنی و پرکشش که بسیار هوشمندانه انتخاب شده، کافی است تا بیننده بداند با فیلمی متفاوت در سینمای ایران مواجه است (سینمایی که تماما مشغول ساخت درام‌های اجتماعی و خانوادگی و یا فیلم‌های کمدی است) و الگویی را دنبال می‌کند که سال‌های سال است در فیلم‌های جنایی دیده می‌شوند؛ معمایی مطرح می شود، سپس در روند قصه معما حل می‌شود و گره‌هایش باز خواهند شد، تا اینجا و در همین چند دقیقه مشخص می‌شود که «نگار» فیلمی جنایی است، و یا حداقل الگویی جنایی دارد، شروع «نگار» بی‌شک می‌تواند یکی از بهترین شروع‌های فیلم‌های ایرانی باشد.

پس از اینکه معمای ابتدای فیلم به این شکل مطرح می‌شود، شخصیت‌ها باید به بیننده معرفی شوند، «نگار» با بازی نگار جواهریان در مکالمه‌ای کوتاه با مادرش، به عنوان دختر فردی که در ابتدای فیلم خودکشی کرده بود معرفی می‌شود. چهره سرد و بی‌روح نگار بیننده را آگاه خواهد کرد که داستان برای او و هم چنین برای بینندگان عادی پیش نخواهد رفت. این چند دقیقه ابتدایی فیلم آن قدر جذاب هست که بیننده بخواهد ادامه داستان را ببیند و سر از واقعیت‌ها در بیاورد. دیری نمی‌گذرد که «نگار» از الگوی کلاسیکی که آغاز کرده بود، فاصله می‌گیرد و تبدیل به فیلمی خیال‌انگیز می‌شود، فیلمی که تکیه بر رفتار و حالات شخصیت اصلی داستانش دارد و قرار است هر جا که او و ذهنش می‌رود، همراهیش کند.

«نگار» برای انجام کارهایش نیاز به کمک دارد، او قهرمانی است که بدون کمک نمی‌تواند کارهایش را انجام دهد، (قهرمانی که همینجا و پیش از این که شکل بگیرد زیر سوال می رود) پس برای کمک کردن به او چه کسی بهتر از پدرش می‌تواند باشد؟ پدری که به تازگی مرده است، تنها باید از راه خیال و رویا با نگار ارتباط برقرار کند، پس سفرهای نگار از دنیای واقعی به خیال و باز برگشتن به دنیای واقعی آغاز می‌شود، سفرهایی که قدرتی عجیب را درون خود دارند و نگار را از وقایعی آگاه می‌کنند که بدون این سفرها محال بود از آن ها با خبر شود.

title "نقد فیلم «نگار» به کارگردانی رامبد جوان " http://anamnews.com/" alt:"نمایی از فیلم نگار"

از اولین سفری که نگار به خیال خویش دارد، بیننده متوجه خواهد شد که این خیال‌ها عادی نیستند و تنها منبع الهامی برای قهرمان فیلم نخواهند‌ بود، (نگار پس از اینکه در خیال پدرش را میبیند و از خیال به واقعیت باز می‌گردد، چکی به مبلغ هفت میلیارد تومان در دست دارد، اتفاقی که نویسنده فیلمنامه نیز اذعان کرده دلیلش را نمی دانسته و نمی‌داند چک از کجا آمده است) و فیلم وارد فضایی فانتزی و حتی در جاهایی سورئال خواهد شد، این موضوع اتفاق جالبی می‌توانست باشد اگر می‌شد توجیهاتی منطقی در پی آن آورد و البته کمکی بزرگ به پیش بردن داستان می‌کرد، موضوعی که در فیلم «نگار» اتفاق نمی‌افتد و این سفرهای خیال انگیز صرفا راهی است برای فرار نویسنده و کارگردان از قبول ضعف‌های فیلمنامه و البته مهم تر از آن قصه فیلم.

بزرگترین مشکل فیلم «نگار»، به عنوان فیلمی جنایی و راز آلود که قهرمانی تنها را معرفی می‌کند که می‌خواهد به جنگ بدی‌ها برود (و از این رو می‌تواند الگویی نوآر گونه نیز داشته باشد)، در این است که قصه فیلم زور ندارد، در واقع قصه فیلم آن قدر کوتاه است که تنها می‌تواند همان معمای جذاب ابتدای فیلم را مطرح کند و چیزی بیش از آن نیست؛ مردی میانسال مرده است، او در ظاهر خودکشی کرده اما تک دخترش بر این باور است که پدرش به قتل رسیده، پس به دنبال حل معمای ذهن خود و قتل پدرش می رود، همین! تمام قصه «نگار» همین است و هر چیز دیگری که در فیلم وجود دارد، حواشی‌ای است که کارکردی مهم در این قصه نخواهند داشت، موضوعی که به وضوح در بهترین آثار از این دست در سینمای جهان دیده می‌شود و در «نگار» جایش خالی است، قصه‌ای که پر از رمز و راز باشد و شخصیت‌هایی که هر کدام گره‌ای را اضافه کنند و یا گره‌ای را بگشایند و قصه‌ای که هر لحظه اتفاق جدیدی را رقم بزند، اتفاقی که در «نگار» به هیچ وجه نخواهد افتاد.

نویسنده و کارگردان برای پیش بردن این قصه کوتاهشان، باید کاری انجام دهند تا جذابیت فیلم تا لحظه پایانیش حفظ شود، آن ها برای حفظ ریتم فیلم و قرار دادن بیننده در موقعیتی جنایی و رمز آلود کاملا از تکنیک و روایت کمک میگیرند، (زیرا همانطور که گفته شد فیلم به عنوان یک فیلم جنایی قصه پر کششی برای ادامه ندارد)، پس آن‌ها بیننده را مانند شخصیت اصلی وارد دنیای خیال می‌کنند، دنیای خیالی که تا جایی از فیلم خوب پیش می‌رود، اما از زمانی دیگر ماهیت خود را از دست می‌دهد و تنها راه فراری برای نویسنده و کارگردان می‌گذارد تا ضعف‌های فیلمنامه و قصه را بپوشانند.

title "نقد فیلم «نگار» به کارگردانی رامبد جوان " http://anamnews.com/" alt:"نمایی از فیلم نگار"

این فضای خیال گونه شخصیت نگار، طوری طراحی شده است که او در این فضا توانایی‌های عجیبی دارد، گاهی به جای پدرش به مکان‌هایی می‌رود و کارهای پدر را تکرار می‌کند و البته از اصل اتفاقات با خبر می‌شود تا بتواند معمای مرگ پدرش را حل کند، گاهی تبدیل به دختری شجاع می شود که همه چیز بلد است و گاهی تنها رفتار و حرکات دیگران و حتی خودش را مشاهده می‌کند. این نوع سفر به خیال و بازگشت از آن دست نویسنده را باز می‌گذارد تا هر جا نتوانست منطقی برای اتفاقات بیابد آن را به عنوان خیال شخصیت اصلی معرفی کند، موضوعی که تا جایی از فیلم جذاب پیش می‌رود، اما تکرار بی‌موقع آن و البته از دست رفتن ماهیت همین موقعیت خیالی از دست نویسنده، به کلی جذابیت این موضوع را از بین می‌برد و بیننده را با موقعیتی مواجه می‌کند که دیگر نمی‌داند چه چیزی واقعی و چه چیزی خیال است، و البته با توجه به کاشتی که از ابتدای فیلم انجام شده است، بیننده این برداشت را خواهد داشت که هر کجا تصویری غیرعادی دید، حتما در خیال نگار به سر می‌برد و این امر باعث می شود که پس از گذشت فیلم از میانه، نویسنده دیگر ترفندی برای غافلگیری بیننده و ایجاد تعلیق نداشته و دستش پیش از افتادن اتفاقات رو شده باشد.

به عنوان مثال صحنه درگیری نگار و شوهرخاله‌اش که او را دختری دعوا بلد و قوی نشان می‌دهد، در خیال نگار است، اما در واقعیت او کار چندانی نمی‌تواند بکند، این موضوع در این زمان از فیلم برای بیننده مشخص است، اما در پایان فیلم که نگار قدرتی مضاعف برای انتقام گیری پیدا می‌کند و با توجه به اتفاقات قبل از آن، بیننده قدرت تشخیص این که تصاویر در خیال نگار هستند و یا واقعیت را نخواهد داشت، و این ضربه بزرگی به فیلم خواهد زد. طوری که اگر صحنه‌های پایانی فیلم را واقعی در نظر بگیریم با گاف‌های بزرگی در فیلم نامه مواجه خواهیم شد، اینکه نگار چگونه تیراندازی یاد گرفت، چگونه مبارزه کردن آموخت، چگونه از فعالیت‌های رقیبان سردرآورد و چگونه ناگهان تبدیل به قهرمانی جسور شد. پس قطعا به این فکر خواهیم کرد که این تصاویر هم در خیال نگار بوده‌اند (موضوعی که از ابتدای فیلم بارها و بارها دیده‌ایم) که اگر این‌ها را خیال در نظر بگیریم پس تمام اتفاقاتی که از ابتدای فیلم دیده‌ایم بیهوده بوده‌اند و حتی فیلم موفق نمی‌شود معمایش را به درستی حل کند و بیننده صرفا در حال دیدن تصاویری جذاب و بی‌ربط به هم بوده است.

title "نقد فیلم «نگار» به کارگردانی رامبد جوان " http://anamnews.com/" alt:"نمایی از فیلم نگار"

این سبک از روایت قصه، تنها و تنها برای این انتخاب شده که بیننده را در موقعیتی جنایی و مرموز قرار دهد، اتفاقی که باید با قصه فیلم بیفتد و البته که نوع روایت هم مهم است، اما به تنهایی نمی‌تواند خیلی تاثیرگذار باشد و قطعا حفره‌هایی را به همراه خواهد داشت. در واقع روایت قصه «نگار»، داستان فیلم را حتی قدمی به جلو نمی‌برد، و درست در جایی که بیننده فکر می‌کند قدمی رو به جلو رفته است، با دیدن صحنه‌ای متوجه خواهد شد که تنها در حال زدن دوری باطل است و با صحنه‌ای به جلو می رود و با صحنه‌ای دیگر به عقب باز می‌گردد، و گره‌ای باز نمی‌شود، البته که نویسنده و کارگردان در فیلم «نگار» قصد بر این داشته‌اند تا مانند فیلم‌های راز آلود قدرتمند سینما عمل کنند و بیننده را بسیار به چالش بکشانند، اما فرق کار در این است که در آن آثار معماها به درستی طراحی شده و سرنخ‌هایی به بیننده داده می‌شوند که قصه را دنبال کند، اما در «نگار»به دلیل عدم وجود معمایی قوی و البته پیگیری درست همان معمای مطرح شده در ابتدای فیلم، طبیعتا سرنخی نیز به بیننده نخواهد داده شد و بیننده هر چه به پایان نزدیکتر می شود با سردر گمی و سوالات و حفره‌های بیشتری مواجه می‌شود.

این شلوغ کاری‌های بصری و این روایت عجیب و غریب «نگار»، تا جایی از فیلم (زمانی که نگار اسبش را می‌کشد) خوب پیش می‌رود، و بیننده می‌تواند امیدوار باشد که این همه سردرگمی به درستی جمع شود، اما خود فیلم هم از همانجا دچار سردرگمی می‌شود، و تقریبا دیگر حرفی برای گفتن ندارد زیرا مرز بین واقعیت و خیال که تا اینجا به خوبی مشخص بود از بین می‌رود و دیگر بیننده قادر به درک این موضوع نیست و این ضربه بزرگی به فیلم خواهد زد، ضربه‌ای که باعث می‌شود گره معمای فیلم دیگر زمانی باز شود که فیلم از دست رفته و بیننده ارتباطش را با فیلم از دست داده است.

تلاش عوامل «نگار» بر این بوده که این فیلم را به عنوان فیلمی فرمال به بینندگان معرفی کنند، اما روایت قصه «نگار»، صرفا روایتی به هم ریخته است که اتفاق خاصی در آن نمی‌افتد، شخصیت نگار زمانی در آن عاشق است و زمانی دیگر قهرمانی درجه یک، زمانی به دنبال حل معماست و زمانی به پایان راه رسیده است، و در هیچ کدام از این موارد باورپذیر عمل نمیکند و عملا فرم فیلم که عجیب به نظر می‌رسد کار خاصی انجام نمی‌دهد و صرفا بیننده را وارد سردرگمی‌ای می‌کند تا بتواند خود را به عنوان فیلمی جنایی و راز آلود معرفی کند.

 

اما در کنار همه این موارد، به دور از منطقی بودن یا نبودن این نوع روایت و به دور از اینکه این نوع روایت کارکردی در قصه دارد یا نه، باید گفت که رامبد جوان و عواملش به خوبی از پس اجرای آن بر آمده‌اند، فیلم از لحاظ بصری کاملا جذاب است و این رفت و برگشت‌ها از واقعیت به خیال شخصیت اصلی، از لحاظ تکنیکی کاملا قابل قبول هستند و از این رو «نگار» را به عنوان فیلمی تکنیکی به بینندگان معرفی خواهند کرد، فیلمی که با حال و روز این روزهای سینمای ما اثری کاملا متفاوت خواهد بود.

کارگردانی رامبد جوان که نشان داده پیشرفت زیادی در کار خود کرده است قابل قبول است و او در پیاده سازی همان چیزی که مورد نیازش بوده (چه خوب و چه بد) کاملا موفق عمل می‌کند. فیلمبرداری و جلوه‌های ویژه فیلم در سطحی قابل قبول به سر می‌برند و کاملا می‌توانند بیننده را راضی کنند. موسیقی فیلم که توسط کریستف رضاعی ساخته شده تاثیر به سزایی در روند روایت قصه دارد. اما شخصیت های فیلم «نگار» که طبیعتا همگی باید تحت تاثیر شخصیت اصلی باشند، به خوبی شکل نگرفته‌اند و یا اصلا شکلی ندارند، زیرا تمرکز بیش از حد روی شخصیت نگار و البته تکنیک روایی فیلم بوده است، و شخصیت‌هایی که کاملا در حل معما تاثیرگذار هستند، به دلیل عدم پرداخت خوب نمی‌توانند کارایی لازم را داشته باشند و نه گره‌ای را می‌افزایند و نه گره‌ای را باز می‌کنند، تنها هستند تا نگار کارهایی را انجام دهد و البته در روایت تکنیکی قصه جاهای خالی را پر کنند.

شخصیت های منفعل می‌توانستند حذف بشوند (مانند مادر و شوهرخاله نگار) و در عوض روی شخصیت های مهم تر و تاثیرگذار پرداخت بیشتری صورت بگیرد و قصه‌ای برای کمک به شخصت اصلی در راه رسیدن به هدفش داشته باشند، حال چه در مقابل او و چه هم سوی با او. صحنه های اکشن فیلم به خوبی طراحی و اجرا شده اند و یک سرو گردن از سینمای ایران بالاتر هستند، اما در جاهایی اغراق آمیز می‌نمایند، زیرا شدت آن ها بسیار زیاد می‌شود و چون زمینه ای برای این شدت از خشونت فراهم نشده، کمی غیر واقعی به نظر می‌رسند. اجرای نگار جواهریان و محمدرضا فروتن قابل قبول است، اما آتیلا پسیانی و مانی حقیقی قطعا در بدترین ساعات خود از لحاظ بازی به سر می‌برده‌اند. در نگاهی کلی، «نگار» فیلمی است که تمام تلاشش را می‌کند تا حرفی متفاوت در سینمای ایران بزند، که البته در فاکتورهایی کاملا موفق عمل می‌کند و در جاهایی با دست خود، خوش را به زمین می‌کوباند.

«نگار» آن قدر درگیر تکنیک و شکل روایی شلوغش می‌شود که داستان کوتاهش از دست می‌رود، گره‌ای کوچک ایجاد می‌شود، سرنخی نمی‌دهد، اما در نشان دادن چیزهایی که وجود ندارند پر رمز و راز عمل می‌کند، گره باز می‌شود، اما در جایی که دیگر فیلم از دست رفته است، فیلم تا میانه بسیار خوب پیش می‌رود، اما در ادامه آن قدر گنگ عمل می‌کند که ارتباطش با مخاطب از دست خواهد رفت، راه فرار برای نویسنده و کارگردان می گذارد، اما راه پذیرش برای بیننده قرار نمی‌دهد. شاید اگر رامبد جوان به اکران و فروش فیلمش فکر نمی‌کرد و به همراه احسان گودرزی راهی که از ابتدا تا میانه فیلم رفته بود را تا پایان با قدرت ادامه می‌داد و فیلم را اینگونه جمع نمی‌کرد، قطعا «نگار» اثری به حق متفاوت و ماندگار در سینمای ایران می‌شد، اتفاقی که اکنون بعید است رخ دهد.

 

 

 

title "نقد فیلم «نگار» به کارگردانی رامبد جوان " http://anamnews.com/" alt:"نمایی از فیلم نگار"

منتقد: عباس نصراللهی

منبع: نقد فارسی

لینک کوتاه: https://goo.gl/u5Q2mN

 

نوشته‌های مرتبط

نظری بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *