۱۳۹۷/۰۳/۳۱

آخرین اخبار

نقد فیلم «کلوزآپ» عباس کیارستمی

title"نقد فیلم «کلوزآپ» عباس کیارستمی "-http://anamnews.com/" alt:"نمایی از فیلم کلوز آپ"
عکس: Asharper focus

نقد فیلم «کلوزآپ» عباس کیارستمی

آنام: فیلم «کلوزآپ» به نویسندگی و کارگردانی عباس کیارستمی در سال ۱۳۶۸ ساخته شده است. این فیلم یک نمونه موفق از سینمای مستند و رئال است که خط داستانی مشخصی را براساس واقعیت دنبال می‌کند. همچنین «کلوزآپ» توانست باعث شناخت بیشتر جامعه غرب از سبک عباس کیارستمی شود. نکته جالب در مورد این فیلم این است که تمامی بازیگران در نقش اصلی خود بازی می‌کنند.

 

داستان فیلم «کلوزآپ»:

عباس کیارستمی براساس یک داستان واقعی فیلم  «کلوزآپ» را ساخته است. در واقع خبری که در یک ستون روزنامه سروش به چاپ رسید دست مایه فیلم نامه ای برای کیارستمی شد . محور اصلی فیلم مردی است که آرزوی بازی در فیلم و حضور در سینما را داشت و با جایگزینی خود به جای محسن مخلباف، در جریان یک کلاهبرداری داستان زندگی خود را بازی می کند.

 

تحلیل و نظر ها :

«کلوزآپ» بر اساس رتبه‌بندی نشریهٔ سایت‌اندساوند از بین ۵۰ فیلم برتر تاریخ سینما در رتبه چهل و هفتم قرار گرفت. این نشریه با دعوت از ۸۴۶ منتقد، برنامه‌ریز و توزیعکنندهٔ فیلم در نظرسنجی سایت اند ساوند، ۵۰ فیلم برتر تاریخ سینما را انتخاب کردند که فیلم کلوزآپ با کسب ۳۱۱ رأی در رتبهٔ چهل و دوم بهترین فیلم‌های تاریخ سینما قرار گرفته است.

 

title"نقد فیلم «کلوزآپ» عباس کیارستمی "-http://anamnews.com/" alt:" پوستر روز افتتاحیه کلوزآپ"
پوستر فیلم “روز افتتاحیه کلوز آپ ” عکس:Imdb

“نانی مورتی” کارگردان سرشناس ایتالیایی در سال ۱۹۹۶ فیلم کوتاهی با نام “روز افتتاحیه کلوزآپ” دربارهٔ نمایش «کلوزآپ» در رم ساخت.

«کلوزآپ»در فهرست منتشر شده از سوی جشنواره فیلم بوسان در فهرست ده فیلم برتر تاریخ آسیا قرار گرفت.

کایه دو سینما در سال ۱۹۹۱ این فیلم را به عنوان فیلم پنجم برتر سال معرفی کرد.

“استفن هولدن” منتقد نیویورک تایمز، “دنیس لیم “منتقد لس آنجلس تایمز در مورد کلوزآپ نوشتند: این فیلم روایت شیوا و مستقیم با نگاه به روح و روان یک انسان پیچیده به همراه واقعیت اجتماعی و فرهنگی جامعه است.

ورنر هرتسوک کارگردان مطرح آلمانی، «کلوزآپ» را یکی از بهترین فیلم‌های واقع گرای سینما دانست و از آن تقدیر کرد.

نورمن ان. هلند منتقد سینما در مورد این فیلم گفت، در فیلم به دنبال ایده تصویر ایده‌آل و متفاوت است. «کلوزآپ» یک فیلم رمان گونه، که بر اساس یک واقعیت از دل اجتماع روایت شده است.

 

 

 

title"نقد فیلم «کلوزآپ» عباس کیارستمی "-http://anamnews.com/" alt:"نمایی از فیلم کلوز آپ"
عکس:Bidoun

 

چرا نام این فیلم «کلوزآپ» است؟

 

«کلوزآپ» به ما می آموزد به جای غرولند در خصوص اخلاق و جامعه شناسی خودمانی و ذکر مکرر و بیمارگونه و توهین آلود فلاکت خودمان و سرکوفت خصیصه های ایرانی، ظاهرسازی و نهان روشی و دروغگویی و خودنمایی و بی مسوولیتی، به مشاهده گری پرسشگر و اهل حکمت تامل بدل شویم و به خود مجال تفکر بدهیم؛ چرا سبزیان می خواهد جای دیگری باشد؟ چرا از خانواده آهن خواه سوءاستفاده می کند؟ این نادرستکاری در کنه اش چه چیز نهان دارد؟ چگونه نابجایی و تولید جرم نطفه می بندد؟ و همه این پرسش ها رها از رمانتیسیسم و سانتی مانتالیسم و تایید بیجای سبزیان یا تطهیر یکسویه او و ندیدن رنج های خانواده آهنی و ضمن توجه به صداهای دیگر رخ می دهد.

فیلم چندلحنی و پرسشگر کیارستمی ما را به یاد سخن درست منتقد غربی مشهوری می اندازد که درک کرد «کلوزآپ» نه تنها با ما از نیازی انسانی برای رویا و قدرت عظیم افسون سینما برای رویاسازی حرف می زند بلکه با کاراکتر آسیب دیده و روانشناسی کسی که می خواهد جای «دیگری» باشد ما را با سوال بنیادینی آشنا می سازد که پرده از بحران عمیق زندگی اجتماعی مان برمی دارد اینکه ما تحت شرایطی بی ریشه و سرشار از نقش های دروغین و فقدان احترام واقعی به شخصیت انسانی و «نابجا» زندگی می کنیم.

سبزیان برای کسب احترام شخصی که نیاز طبیعی و فطری انسان است، ناگزیر است موقعیت نامحترم خود (یک کارگر بیکار چاپخانه) را نهان سازد و وانمود کند شخصی دیگر است؛ یک فیلمساز مسلمان و مشهور و محبوب آن سال های سینما مسلمان بودن و نامداری و احترام سه کلید مهم ماجراست. و در همان حال کیارستمی از داوری قطعی در خصوص تناقضات شخصی سبزیان چشم نمی پوشد و تردیدهای دیگر و چراهای متناقض را پرده پوشی نمی کند و از او قهرمان ترحم انگیز صرف نمی سازد، اما مسلماً آن رخداد یک شیادی معمولی نبود، در «کلوزآپ» کیارستمی با سبک مستندگونی، ما را پرت می کند به زندگی اکنونی و در حال گذر تا بیش از هر چیز توجه ما را به وضعیتی برانگیزد که در گسست فرد از علایقش به قول «النا» که از سبزیان نقل قول می کند، او را به گوشتی بی اراده و جسمی بی روح بدل تواند ساخت حالا آماده است هر چه بخواهند با او بکنند، فضایی که نقد می شود، فضایی است که هویت آدم ها را از انتخاب و اختیار و فردیت شان و خود بودن استقلال رای و احترام به شخصیت شان، هر چه هست محروم می سازد و با تزریق هویتی جعلی و موافق نظم گفتار قدرت، آنان را به درون دروغ ها و ماجراها و نابجا بودن پرتاب می کند.

title"نقد فیلم «کلوزآپ» عباس کیارستمی "-http://anamnews.com/" alt:"نمایی از فیلم کلوز آپ"
عکس: Asharper focus

این نگاه «کلوزآپ»، حاوی تفکر و غنای سینمایی و گزینش و روایت بزرگی بود که در آن سال ها به نحو ژرفی در درون یک ماجرای واقعی کشف و متجسم شد و متاسفانه سطح ادراک اداره کنندگان جامعه آنقدر حساس نبود که خطر بزرگ هشدارها و تفکر روشنگر و آگاهی بخش فیلم «کلوزآپ» را حس کنند و دریابند. وقتی که ما جز چاپلوسی و وانمود به همه چیز عالی است، حاضر نیستیم هیچ صدایی را بشنویم، بدیهی است بیش از هر کس خود را محروم از تشخیص بیماری مرگباری که بر سر راهمان کمین کرده است کرده ایم. نتیجه آن روحیه حاکم، توسعه فاجعه در جامعه یی بود که آن زمان هنوز گسست بالایی ها و پایینی ها در آن رخ نداده بود. اما با آن همه جابه جایی که حتی فرزندان آهن خواه، قاضی دادگاه و همه و همه را در برمی گیرد (مخملباف هم آنجا از «مخملباف» بودن خسته است) آینده یی جز این می شد توقع داشت؟

title"نقد فیلم «کلوزآپ» عباس کیارستمی "-http://anamnews.com/" alt:"نمایی از فیلم کلوز آپ"
عکس: Asharper focus

اکنون که «کلوزآپ» را می بینم، آن را به مثابه یک اثر ماندگار حاوی قدرت خوانش نوبه نو می یابم و به یاد می آورم ۲۰ سال پیش چه حال و هوایی داشت زندگی و چگونه این ژرف ترین و از اجتماعی ترین آثار آوانگارد سینمای ما به درستی فهم نشد، و آنقدر این کژفهمی چه از سوی اداره کنندگان جامعه و چه منتقدان پرادعای هنر کیارستمی ادامه یافت تا سیلابی میلیونی سر رسید و صحت هشدار «کلوزآپ» را فریاد زد؛ ما می خواهیم خودمان باشیم، ما را در زیر سیماچه و نقاب دیگری و دلخواهتان به نمایش نگذارید. ما آرای مستقل، هویت مستقل و احترام و شخصیت گمشده خودمان را طلب می کنیم. فاجعه سبزیان آن بود که برای احراز هویت فردی خود و احترام شخصی اش اقدام نمی کرد بلکه می خواست با جعل هویت برای خود احترام و رویا بخرد.

چرا نام این فیلم «کلوزآپ» است؟ چرا کیارستمی این نام را برای فیلمش برگزیده؟ حتی اگر کیارستمی چیزی بگوید آیا همه دلالت نام منحصر به آن چیزی است که فیلمساز می خواسته؟ همان طور که دامنه تفسیر و تاویل فیلم از چارچوب ذهن مولف فرا می رود، نام ها هم روشنگر حقایقی دیگر توانند بود. آیا «کلوزآپ» صرفاً دعوت ماست برای دیدن سبزیان در نمای نزدیک و نزدیک شدن به پرسش او؟ یا نه نمای نزدیک چیزی دیگر؟ کلوزآپ از چه چیز؟ نمای نزدیک از روح و درون پدیده گزینش هویت جعلی؟ کلوزآپی از یک شیادی ساده؟ مثلاً چاپیدن و کندن پول از جیب آهن خواه ها؟ سبزیان بسیار اندک پول قرض می گیرد و فیلم این وجه را در مشاهداتش تایید نمی کند. شاید کلوزآپ و نمای نزدیکی است از هویت جعلی نه یک فرد بلکه نابجایی و در جای دیگری بودن و شیوع جای دیگری را غصب کردن در مقیاس اجتماعی؟ و شاید فیلم نمای درشتی است از نیاز انسان ها به احترام و دیده شدن، هویت داشتن و محترم بودن، بدون آنکه بخواهیم طبق یک الگوی ایدئولوژیک رسمی خود را به شکل دیگری درآوریم، و چه فرق می کند همگی نقش یک روشنفکر رادیکال چپ باشد؟ آیا این نمای نزدیک از وضعیتی است که اندک اندک به یک بیماری شایع، به یک بحران و به یک انفجار بدل تواند شد؟ یک سیلاب برای فائق آمدن بر هویت مجعول و اعتراض به خود نبودن و خواست سرکش خود بودن و طبق میل خود زیستن. و چه هوشی کیارستمی در ترسیم طبیبانه و مشاهده عالمانه و بی غرض و مرض این رخداد و تا حد مقدور تماشای منشور واقعیت از زوایای گوناگون بروز داده است در کلوزآپ،

زمانی کنجکاوی ام گل کرده بود تا درباره فیلمسازانی که خود اذعان دارند تحت تاثیر سینمای کیارستمی بوده اند سر و گوشی آب بدهم.

اینها جدا از سینماگران بزرگی چون کوروساوا، اسکورسیزی و گدار و دیگر بزرگان و غول ها بودند که بارها از کیارستمی به عنوان یک مبدع و بنانهنده سینمای پیشتاز و متفکر دهه های اخیر صحبت به میان آورده اند. می دانیم که جمله گدار زبانزد کتاب هایی است که درباره کیارستمی می نویسند؛ «فیلم با د. و گریفیث آغاز می شود و با عباس کیارستمی پایان می گیرد.» به هر رو نتیجه جست وجویم پی بردن به دامنه تاثیر باورنکردنی کیارستمی بر سینماگران مشهور و غیرنامدار در سراسر امریکا و فرانسه و انگلیس و آلمان و فنلاند و ژاپن و ترکیه و چین و کره جنوبی و کشورهای آسیای میانه و خاور نزدیک و مراکش و امریکای لاتین و کشورهایی بوده که از یادم گریخته اند. منظورم تنها کسانی نظیر هاندکه یا کوریسماکی نیستند بلکه کسانی چون خاچاطوریان و سازنده اوزاک است و لینچ داستان استریت که جای خود دارد. سینماگران فراوانی که بدون پرده پوشی بر این تاثیر وسیع و دیگرگون کننده گواهی داده اند، غالباً شروع توجه خود را بیشتر فیلم کلوزآپ دانسته اند. بگذریم که این «زندگی و دیگر هیچ» (زندگی ادامه دارد…) و «طعم گیلاس» و «باد ما را با خود خواهد برد» است که پرطرفدارترین آثار او در میان اهل فیلم و سینمای متفکر دنیا و سینماگران جوان به شمار می آید. از جمله کسانی که در این مورد به تفصیل نوشته، آلبرتو النا نویسنده کتاب سینمای عباس کیارستمی است.

کتاب به زبان اسپانیایی نوشته شده و بلیندا کومبز آن را به انگلیسی برگردانده است و همچنین مهم تر از همه اثر ژان لوک نانسی فیلسوف و فیلم شناس و نظریه پردازی است که در فلسفه و مطالعات فرهنگی نامدارتر از لیوتار و دلوز و استنلی کاول است و کلوزآپ و به ویژه زندگی ادامه دارد با تاویل او جایگاه خود را در جهان به درستی ثبت کرده اند.

می توانم به اندازه یک کتاب قطور درباره «کلوزآپ» سخن بگویم. درباره بداهت ساختاری و معنای این سادگی دشوار. در مورد ارزش های تماتیک و شگرد معناپردازی کیارستمی و به ویژه استفاده از استنادات غیرقابل انکار یک فیلم برای نفی همه اتهام ها و دروغ ها و اغراض و سطحی اندیشی ها و واروگویی ها درباره سینمای کیارستمی که وانمودند سینمای او از زندگی و اجتماع ما بیگانه است. و به ویژه درباره ارزش شهودی و ژرف نگاه کیارستمی به جامعه ایران از خلال روایت یک رویداد که پیشروتر از نگاه هر پژوهشگر و روشنفکری از بحران مرگباری پرده برداشت. کاش حسد و جزمیت و ابتذال مانع فهم عمیق ارزش های سینمای کیارستمی برای بالایی ها و پایینی های ما نمی شد و به جای ساختن فضایی غبارآلود اجازه می دادند بدون پیشداوری دیگران از سینمای کیارستمی نظیر همه آنان که آفاق تفکر سینمایش را می شناسند لذت ببرند.

احمد میر احسان

سینمای واقعیت، واقعیت سینمایی

مفهوم واقعیت برای عباس کیارستمی تقریباً در تمامی دوران کاری‌اش اهمیت ویژه‌ای داشته است؛ از همان نخستین باری که به عنوان کارگردان (منهای آثار بسیاری که به عنوان فیلم تبلیغاتی ساخته بود) پشت دوربین نان و کوچه اصرار داشت تا ورود پسربچه به خانه و لم دادن سگ پشت در را در یک نما بگیرد، نشان داد مفهوم واقعیت یکی از بزرگ‌ترین چالش‌های او در سینماست. اما او می‌دانست که چنین مفهومی اگر مقهور سینما نشود، اتفاق خاصی در ساخت یک فیلم رخ نداده است. وی در مسافر چنین می‌کند و با نشان دادن استادیوم ورزشی خالی از تماشاگر و خواب ماندن قهرمان فیلمش و ندیدن چیزی که آن همه برایش دوندگی کرده بود، واقعیت را به روایت خودش بازگو می‌کند. این تقریباً در تمامی آثار کیارستمی حضور دارد: واقعیت برای او چیزی است ساخته‌ی ذهن خودش و بیرون از ذهن او واقعیتی وجود ندارد. وقتی در همشهری سراغ واقعیتی به نام طرح ترافیک می‌رود یا دردندان درد قرار است واقعیت را آموزش بدهد یا در خانه‌ی دوست کجاست؟ سراغ مضمون واقعی و ساده‌ای می‌رود و در سه‌گانه‌ی «کوکر» زمانی که واقعیتی سهمگین (زلزله، مرگ و خرابی) را می‌خواهد نشان دهد، تنها و تنها روایت خودش از واقعیت را نشان می‌دهد و کاری به مستند‌گونگی ندارد.

title"نقد فیلم «کلوزآپ» عباس کیارستمی "-http://anamnews.com/" alt:"نمایی از فیلم کلوز آپ"
عکس: Asharper focus

حسن فرازمند، خبرنگار مجله‌ی سروش وقتی سوار بر آژانس می‌رود که خبری ناب و دست اول از واقعیتی بی‌بدیل را به قول خودش مانند «اوریانایی» (اشاره به سبک و سیاق روزنامه‌نگار سرشناس ایتالیایی اوریانا فالاچی) به دست چاپ بسپارد، احتمالاً هرگز فکرش را نمی‌کرد که این خبر ساده، از خبر بودن فراتر برود و کیارستمی با روایت تصویری آن، یک واقعیت را به زبان سینما تعریف کند. شگردی که در دستان کیارستمی به کمال رسید و به نام او رقم خورد: همه‌ی ما واقعیت کاری را در خاطر داریم که مرحوم حسین سبزیان انجام داد. او خودش را به جای کسی جا زد که نبود. به روایت کیارستمی همه چیز از مینی‌بوسی شروع می‌شود که مادر آن خانواده سوار شده و به طور اتفاقی با سبزیان آشنا می‌شود.

title"نقد فیلم «کلوزآپ» عباس کیارستمی "-http://anamnews.com/" alt:"نمایی از فیلم کلوز آپ"
عکس: Asharper focus

کیارستمی سعی می‌کند از دو بُعد به ماجرا نزدیک شود. یک بعد روایت بیرونی حسن فرازمند، دستگیری سبزیان، دادگاه و سپس آزادی‌اش از زندان است و بعد دیگر روایت خانواده‌ای که مورد اخاذی قرار گرفته است. او بی‌آن‌که بخواهد در ظاهر قضاوتی کند، سعی دارد واقعیت را بازسازی کند. یادمان باشد در جایی از فیلم قاضی دادگاه اشاره می‌کند که پرونده‌ی سبزیان چندان مهم نیست و حکم سنگینی نیز نخواهد داشت اما کیارستمی ترجیح می‌دهد برای فیلم‌برداری این بخش، از دوربین شانزده ‌میلی‌متری (بقیه‌ی فیلم با دوربین ۳۵ میلی‌متری گرفته شده) استفاده کند تا بتواند وارد دادگاه بشود و از ماجراها فیلم‌برداری کند.

title"نقد فیلم «کلوزآپ» عباس کیارستمی "-http://anamnews.com/" alt:"نمایی از فیلم کلوز آپ"
عکس: Asharper focus

بدیهی است که کیارستمی برای فیلم‌برداری از واقعیت ماجرا آن را کارگردانی کرده است. کارگردانی واقعیت در فیلم کیارستمی و مثلاً در بخش رویارویی سبزیان و آهنگ‌سازی که با آن خانواده رفت‌وآمد دارد و کارگردان اصلی را دیده و می‌شناسد، به همان اندازه دستکاری در واقعیت است که لگد زدن فرازمند به قوطی حشره‌کشی که در سرازیری خیابان می‌غلتد و دوربین کیارستمی مانند فیلمی که بعدها ساخت و حرکت سیبی در آب را دنبال می‌کند، آن را رها نمی‌کند. به نظر می‌رسد باید این «میزانسن» را در سینمای کیارستمی کلیدی دانست و به‌سادگی از آن عبور نکرد. کیارستمی واقعیت را در ماجرای سبزیان بازسازی می‌کند. این‌ها به طور طبیعی ربطی به واقعیت ماجرا ندارند و روایت کیارستمی از واقعیت مردی است که خودش را به جای دیگری جا زده است. اما کیارستمی در واقع به تمهید دیگری نیز فکر می‌کند که باعث می‌شود هرچه بیش‌تر اثرش با واقعیت مماس شود. نگاه کنید به قوطی حشره‌کش و نخستین نمای فیلم که طولانی است و از پشت شیشه‌ی جلوی اتومبیل آژانس، حسن فرازمند را در حال حرف زدن نشان می‌دهد. کیارستمی حتی تمام شدن باطری دستگاه ضبط او را ضبط کرده و به اندازه‌ی ضبط ماجرای دادگاه برایش اهمیت داشته است. اما این‌ها در فیلمی که قرار است داستانی متداول و مثلاً روایتی سه‌پرده‌ای را به ما نشان دهد، هرگز مهم نیستند. پس کیارستمی به چیزی توجه دارد که دیگران ندارند.

همان طور که همه‌ی ما آن خبر را در مجله‌ی هفتگی سروش خواندیم و احتمالاً چیزی در آن ندیدیم که بتواند به زبان سینما بیان شود اما کیارستمی در این واقعیت چیزی را دیده است که حاضر می‌شود دوربینش را به میانه‌ی این ماجرا ‌ببرد. او در یک زمان واحد و به اقتضای «واقعیت موجود» حتی شاکله‌ی کارش را تغییر می‌دهد. نگاه کنیم به قاب‌بندی‌های کیارستمی مثلاً در خانه و تب‌وتاب سبزیان با کنار زدن پرده و نگاه کردن به حیاط خانه یا نحوه‌ی نشستن او در اتاق و قاب‌بندی کیارستمی که همه را یا روی سه‌پایه می‌گیرد یا دوربینش با بازیگر پن می‌کند. اما او ابایی ندارد که در صحنه‌ی دادگاه روال تصویری فیلم را دگرگون کند و به نمای طولانی روی بیاورد یا از دوربین روی دست استفاده کند و این را به جان بخرد که از او به عنوان یک آماتور یاد کنند که قواعد سینما را یا نمی‌شناسد یا عامدانه می‌شکند که چه چیزی نصیبش شود؟
آن‌چه کیارستمی در «کلوزآپ» به آن نائل می‌شود، شاید نه ربطی به آن فیلم‌ساز و بدلش داشته باشد و نه به آن خبرنگار و سرباز و پاسگاه ژاندارمری و آن خانواده که نزدیک بود به دام اخاذی بیفتد. کیارستمی در «کلوزآپ» سکه‌ی واقعیت را به نام خودش ضرب می‌زند. به نظر نمی‌رسد این گفته اغراق‌آمیز باشد که در سینمای جهان به طور کلی با دو گروه فیلم‌ساز روبه‌رو هستیم: گروهی که واقعیت را به فیلم برمی‌گرداند و دخل و تصرفی در آن نمی‌کند (این گروه در جهان سینما بسیار موفق است و آثار پرفروشی ساخته‌است و ظاهراً نامش هم ماندگار است) اما گروه دیگری نیز هست که همواره روایت خودش را از واقعیت بازنمایی می‌کند. در واقع این واقعیت است که مقهور آن‌هاست و نه آن‌ها مقهور واقعیت. بسیار طبیعی است که این گروه دوم در اقلیت قرار بگیرد و مانند گروه نخست به چشم نیاید، اما احتمالاً برای آن‌ها اهمیتی ندارد که دیده نشوند؛ و همین قدر که می‌توانند مُهر خویش و روایت خویش را بر واقعیت (یا به عبارتی بر سینمای واقعیت) حک کنند، برای‌شان کافی است. به نظر می‌رسد این‌ها در شمار ابداع‌کنندگان واقعیت سینمایی قرار بگیرند. این افتخاری است که کیارستمی و سینماگرانی نظیر وی نصیب «واقعیت» و «سینما» کرده‌اند.

شاهپور عظیمی

 

جوایز:

برنده دیپلم افتخار و جایزه فیبرشی جشنواره بین‌المللی فیلم استانبول ۱۹۹۲

برنده جایزه ویژه بهترین فیلم و گارگردانی جشنواره فیلم دان کراکیور ۱۹۹۱

برنده جایزه بهترین کارگردانی جشنواره بین‌المللی فیلم دونکرک ۱۹۹۱

برنده جایزه شهری، جایزه مطبوعات و جایزه دانشجویان جشنواره بین‌المللی فیلم دونکرک ۱۹۹۱

برنده جایزه ویژه هیئت داوران و جایزه آر نقره‌ای جشنواره فیلم ریمینی ۱۹۹۱

برنده جایزه ویژه منتقدان از جشنواره بین‌المللی فیلم مونترال ۱۹۹۰

کاندید جایزه بهترین فیلمنامه و بهترین کارگردانی جشنواره فیلم فجر ۱۳۶۸

برنده جایزه ویژه هیئت داوران جشنواره فیلم فجر ۱۳۶۸

 

 

بیشتر بدانید

نقد فیلم “کپی برابر اصل” عباس کیارستمی

 

نقد فیلم شیرین عباس کیارستمی

 

نقد فیلم “طعم گیلاس” عباس کیارستمی

 

 

 

 

title"نقد فیلم «کلوزآپ» عباس کیارستمی "-http://anamnews.com/" alt:"نمایی از فیلم کلوز آپ"
عکس: Slant Magazine

 

منابع: اعتماد– ماهنامه سینمایی فیلمویکی پدیا

 

لینک کوتاه: https://goo.gl/pUC1kq

 

 

 

 

 

 

نوشته‌های مرتبط

1 نظر

نظری بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *