۱۳۹۷/۰۵/۳۰

آخرین اخبار

نقد فیلم “کپی برابر اصل” عباس کیارستمی

title:"نقد فیلم "کپی برابر اصل" عباس کیارستمی -http://anamnews.com/ "alt:"نقد فیلم "کپی برابر اصل" عباس کیارستمی - http://anamnews.com/"

نقد فیلم “کپی برابر اصل” عباس کیارستمی 

 

و

 

ناگفته های کیارستمی از “کپی برابر اصل”

کارگردان : Abbas Kiarostami

نویسندگان : Abbas Kiarostami, Caroline Eliacheff

بازیگران : Juliette Binoche, William Shimell, Jean-Claude Carrière

خلاصه داستان : وقایع فیلم در ایالت توسکانی ایتالیا می گذرد. داستان فیلم پیرامون صاحب یک گالری هنری (ژولیت بینوش) و نویسنده ای که او به تازگی با وی آشنا شده (ویلیام شیمل)، می گذرد.

 

 

کپی برابر اصل محصول سال ۲۰۱۰ است. فیلم پس از نمایش در جشنواره فیلم کن ۲۰۱۰ با برخوردهای متفاوتی همراه بود. ژولیت بینوش برای بازی در این فیلم جایزه بهترین بازیگر نقش اول زن جشنواره فیلم کن ۲۰۱۰ را به خود اختصاص داد. عباس کیارستمی برای کارگردانی این فیلم در جشنواره فیلم کن ۲۰۱۰ یکی از نامزدهای جایزه نخل طلابود. این فیلم مورد توجه اکثر منتقدان قرار گرفت.

بیشتر بدانید: نقد فیلم شیرین عباس کیارستمی

منتقد: جیمز براردینلی – امتیاز ۸.۸ از ۱۰ (۳.۵ از ۴)

 

 

هشدار: بحث در مورد معناشناسی فیلم کپی برابر اصل به تفسیری از اعمال و انگیزه هایی مشخص نیاز دارد که ممکن است سبب جهت گیری بیننده در برابر فیلم پیش از دیدن آن شود.پیش از ادامه دادن به مطالعه این نقد و بویژه اگر قصد دیدن فیلم را دارید، بهتر است این نکته را هم در نظر داشته باشید.

title:"نقد فیلم "کپی برابر اصل" عباس کیارستمی -http://anamnews.com/ "alt:"نقد فیلم "کپی برابر اصل" عباس کیارستمی - http://anamnews.com/"آنام:  در پنجاه دقیقه نخست، «کپی برابر اصل» شبیه یک درام ساده با زمینه رمانتیک به نظر می رسد. دو شخصیت اصلی فیلم که، یک نویسنده معروف انگلیسی با بازی ویلیام شیمل و یک زن گمنام با بازی ژولیت بینوش که از طرفداران وی است، هستند . این دو بعد از ظهری را در خرید عتیقه جات با هم همراه می شوند، تا اتومبیل زن پیاده روی می کنند و در خیابان های شهر کوچکی در توسکانی (منطقه ای در مرکز ایتالیا) به گشت و گذار می پردازند. آن ها در مورد فلسفه با هم بحث می کنند و محور اصلی گفتگوی آن ها این است که در هنر گاه یک کپی می تواند به اندازه اثر اصلی خوب باشد . برای تاکید بر این گفته، مرد نویسنده می گوید که مونالیزا یک اثر اصل نیست و کپی(تجسم) لئوناردو دا وینچی از صورت یک زن واقعی است. و وقتی یک کپی از اصل زیباتر باشد، برای چه باید به زیر سوال برده شود؟ این ها مسائلی است که نویسنده و کارگردان فیلم یعنی عباس کیارستمی در نیمه نخست فیلم برای مخاطبینش مطرح می کند، اما آیا این بحث ها به نتیجه ای خوب هم می انجامند؟ شاید. این به تفسیر شخصی شما از آنچه بعد از نیمه اول فیلم اتفاق می افتد بستگی دارد.

title:"نقد فیلم "کپی برابر اصل" عباس کیارستمی -http://anamnews.com/ "alt:"نقد فیلم "کپی برابر اصل" عباس کیارستمی - http://anamnews.com/"در یک کافی شاپ، جیمز و آن زن همدیگر را می بینند و در حالیکه جیمز برای یک تماس تلفنی از کافی شاپ خارج می شود، زن به گفتگو با زنی که صاحب آنجاست، می پردازد. این زن، آن دو را به اشتباه یک زن و شوهر تلقی کرده و جیمز را همسری فوق العاده توصیف می کند.این تشخیص اشتباه به زن اجازه می دهد تا فهرستی از نقص هایی که می تواند به «همسرش» نسبت دهد، را مشخص کند. هنگامیکه جیمز باز می گردد،او به وی می گوید که زن مالک کافی شاپ آن دو را به اشتباه زن و شوهر دانسته و مرد هم تصمیم می گیرد به این بازی ادامه دهد. در ادامه فیلم ،آن ها به شکل زن و شوهری ظاهر می شوند که اخیرا پانزدهمین سالگرد ازدواج خود را پشت سر گذاشته اند. زن از اینکه همسرش به ندرت به خانه می آمده و رفتار سردی با وی داشته است، و همین طور به دلیل آنکه با ترک وی سبب شده تا به تنهایی پسرشان را بزرگ کند، گلایه می کند. بیننده ای که از میانه های «کپی برابر اصل» شروع به دیدن فیلم می کند، چیزی جز داستانی ساده از زن و شوهری که ازدواج شان را ارزیابی می کنند، نخواهند دید.

title:"نقد فیلم "کپی برابر اصل" عباس کیارستمی -http://anamnews.com/ "alt:"نقد فیلم "کپی برابر اصل" عباس کیارستمی - http://anamnews.com/"گرچه معمای اصلی فیلم در نوع پیوند دادن دو نیمه فیلم است که البته کار غیرممکنی نیست اما چندان هم ساده نیست. یک تفسیر این است که پنجاه دقیقه نخست، نقش بازی کردن دو شخصیت اصلی فیلم در شکل زن و شوهری است که به دنبال بخشیدن رنگ جدیدی به زندگی خود هستند . و تفسیر دیگر این است که پنجاه دقیقه دوم فیلم جاییست که دو شخصیت به بازی کردن نقش زن و شوهر می پردازند، این دو با هم بیگانه اند اما زن مرد را در شکل جایگزینی از همسرش می پندارد و مرد هم این موضوع را می پذیرد. شواهد همانطور که از واکنش پس بچه بر می آید، به سود تفسیر دوم است اما این برتری چندان هم جدی نیست. و البته شاید عنوان فیلم سرنخی در اختیار بیننده قرار می دهد. فرض کنید: با اینکه «ازدواج» میان جیمز و زن واقعی نیست اما آیا یک کپی از ازدواج واقعی وی است؟

البته ممکن است هیچیک از این دو تفسیر هم درست نباشد. کیارستمی به عمد این نکته را مبهم در نظر گرفته است که بیننده را به فکر فرو ببرد. پس شاید بهترین راه برای تماشای «کپی برابر اصل»، پذیرفتن این گسستگی و تمرکز بر روی مکالمه های فیلم شامل دیالوگ ها، تکنیک فیلم سازی و بازی های خارق العاده بازیگران است. مهارت کارگردان عالیست، ممکن نیست که هیچیک از شخصیت های داستان را به دلیل کشش فوق العاده دوربین که یادآور این است که واقعیت فیلم مانا نیست، از دست بدهید. پلات اصلی، مسافرت و گفتگوی زن و مرد، یاد آور فیلم های پیش از طلوع/پیش از غروب ساخته ریچارد لینکلاتر می اندازد اما از نظر اینکه «کپی برابر اصل» طبیعت وجودی را زیر سوال می برد، می توان آن را شبیه به «تلقین» دانست.

title:"نقد فیلم "کپی برابر اصل" عباس کیارستمی -http://anamnews.com/ "alt:"نقد فیلم "کپی برابر اصل" عباس کیارستمی - http://anamnews.com/"ژولیت بینوش (Juliette Binoche) که یک ستاره بین المللی است به همراه ویلیام شیمل که از چنین امتیازی بهره نمی برد، بر بازی همدیگر اثر مثبتی می گذارند. بازیبینوش به دلیل اینکه شخصیت وی احساسی و پیچیده است، به خوبی به چشم می آید. شخصیت او از نقش یک هوادار شیفته آغاز می شود و در نهایت به مرحله ای می رسد که جیمز نمی تواند توقعات وی را برآورده سازد و او را ناامید می کند. و سپس او را در نقش زنی می بینیم که همسرش وی را تنها گذاشته و وقت خود را با سفر به نقاط مختلف دنیا، بجای خانواده اش برای دیگران صرف می کند. به جای مرد، با اعتقاد به اینکه وی در نیمه دوم فیلم به جایگزینی برای همسر زن تبدیل می شود و نه همسر واقعی وی، مخاطبین به زن اعتماد بیشتری دارند. در هر حال، بازی هر دو نفر عالیست و با اینکه نمایشنامه سعی در به هم ریختن دنیای آن ها دارد اما سبب می شود که با دقت بیشتری فیلم را دنبال کنیم.

title:"نقد فیلم "کپی برابر اصل" عباس کیارستمی -http://anamnews.com/ "alt:"نقد فیلم "کپی برابر اصل" عباس کیارستمی - http://anamnews.com/"کیارستمی، کارگردان تحسین شده ایرانی که افکارش فراتر از مرزهای کشورش را در برمی گیرد، با حوصله و بدون شتاب فیلم هایش را کارگردانی می کند. او به برداشت های طولانی، متداوم و کلوز آپ ها علاقه بسیاری دارد. همانند مواقعی که دوربین به جای فردی که در حال صحبت کردن است، بر روی شخص دیگری در صحنه فوکوس می کند، وی به استفاده از زوایای غیرمنتظره نیز علاقه نشان می دهد. رویکرد کیارستمی باعث به وجود آمدن صمیمیت بیشتر فیلم با بیننده می شود که همین امر می تواند باعث انتقال هر چه راحت تر احساس نارضایتی و اضطراب موجود در فیلم به بیننده شود.

با اینکه «کپی برابر اصل» سوالات بسیاری را مطرح می کند اما پاسخ های آسانی ارائه نمی دهد. از برخی منظرها، این فیلم یک درام ساده با کاراکتر های ساده است اما معمای میانه فیلم سبب می شود نتوان تفسیر آسانی از فیلم ارائه داد. من اصلا از دیدن فیلم خسته نشدم. نیمه نخست فیلم به اندازه کافی بلند و طولانی است تا شخصیت ها را به ما بشناساند و پس از این نقطه، ذهن من درگیر آنچه شد که در حال رخ دادن بود. در نهایت هم، درک فیلم مهم ترین نکته در مورد «کپی برابر اصل» نیست، آنچه مهم است تلاشی است که برای درک فیلم انجام می گیرد.

عباس کیارستمی با «کپی برابر اصل» برنده بهترین فیلم خارجی سال ۲۰۱۱ به انتخاب منتقدان فیلم سان فرانسیسکو شد

title:"نقد فیلم "کپی برابر اصل" عباس کیارستمی -http://anamnews.com/ "alt:"نقد فیلم "کپی برابر اصل" عباس کیارستمی - http://anamnews.com/"

 

 

ناگفته های کیارستمی از “کپی برابر اصل”

عباس کیارستمی با فیلم «کپی برابر اصل» رد. این فیلم که در پاره‌ای موارد طنزآمیز است و به موضوع ازدواج می‌پردازد، در شهر «توسکانی» فیلمبرداری شده و از آن به عنوان اولین فیلم این فیلمساز مؤلف ایرانی نام برده می‌شود که در خارج از ایران ساخته شده است. کیارستمی با خبرنگار ورایتی درباره چالش‌هایی که پروژه کپی برابر اصل برایش به همراه داشته، صحبت کرده است.

*فیلم «کپی برابر اصل» درعین حال که بسیار عمیق و پرمغز است، طنزآمیز نیز هست و همین موضوع باعث می‌شود بیننده احساس کند که ساخت این فیلم برایتان سرگرم‌کننده و لذت‌بخش بوده. آیا همینطور است؟
ــ «ژیل ژاکوب» به من گفت که هرگز نباید بگویی که ساخت فیلم برایت جنبه سرگرم‌کنندگی داشته؛ باید بگویی ساخت فیلم برایت رنج‌آور بوده، کار سختی بوده، چون در غیراین صورت مردم فکر می‌کنند که فیلمی که ساخت آن برایت سرگرم‌کننده بوده، ارزش دیدن ندارد.

اگر برای ساخت فیلمت رنج نکشیده باشی؛ کسی هم نباید برای تماشا کردن آن حاضر به خرید بلیت باشد. به نظر من ژیل ژاکوب بهتر از من می‌داند، ولی با این حال باید اعتراف کنم که ساخت این فیلم برای ما بسیار لذت‌بخش و جزو لذت بخش‌ترین تجارب عمرم بوده. ولی درعین حال نمی‌توانم به توصیه آقای ژاکوب بی‌اعتنا باشم، بنابراین یک تجربه بسیار سخت را که در جریان ساخت این فیلم برایمان پیش آمد، تعریف می‌کنم: یک سکانس هست که «ژولیت بینوش» در آن مشغول رانندگی است.

او درحالی رانندگی می‌کند که دو دوربین خیلی بزرگ در جلویش قرار دارد و به همین علت به هیچ وجه نمی‌تواند مسیر پیش روی خود را ببیند. شش نفر مان سوار آن ماشین بودیم و آن روز هم هوا بی‌نهایت داغ بود، و به دلیل تابش آفتاب نمی‌توانستیم از کولر استفاده کنیم. حواسم بود که بینوش نمی‌تواند مسیر را ببیند، با این حال به طرز شگفت‌انگیزی رانندگی خود را کنترل می‌کرد. واقعا نمی‌دانم او چطور می‌توانست در آن واحد هم رانندگی کند، هم بازی کند، و هم دیالوگ‌هایش را بگوید. نگران بودم که نکند اتفاقی برایمان بیفتد. ولی اتفاقی نیفتاد. او کارش حرف نداشت.

title:"نقد فیلم "کپی برابر اصل" عباس کیارستمی - http://anamnews.com/"alt:"نقد فیلم "کپی برابر اصل" عباس کیارستمی - http://anamnews.com/"
*ژولیت بینوش در کل فیلم فوق‌العاده بود. آیا فیلم را برای او نوشتید؟ همکاری شما چگونه شکل گرفت؟
ــ بله، فیلمنامه را به طور اختصاصی برای او نوشتم. اصلا همه چیز از ژولیت بینوش آغاز شد. وقتی بینوش؛ جایزه اسکار را برای فیلم «بیمار انگلیسی» برد، یک دوست روزنامه نگار از او پرسید: “حالا که برنده جایزه اسکار شده‌ای لابد می‌خواهی بازیگر هالیوودی بشوی؟” و او هم در جواب گفت: “حقیقتش، نه. کارگردانی که خیلی دوست دارم با او کار بکنم عباس کیارستمی است.

از شنیدن این حرف او خیلی شگفت‌زده و غافلگیر شدم، و دست بر قضا چند ماه بعد او را دیدم. این مال ۱۲ سال پیش است، و من تقریبا ۱۲ سال در این فکر بودم که چه پروژه‌ای را می‌توانم بسازم که ژولیت بینوش با آن ارتباط برقرار کند. او یکی دو سال پیش به ایران آمد تا من را ملاقات کند، و من همین جوری داستان این فیلم را برایش تعریف کردم، بدون آن که اصلا در فکر ساخت آن باشم.

وقتی داستان را برایش تعریف کردم واکنشی را که در چهره‌اش دیدم و شور و شوقی را که از خودش نشان داد، باعث شد تا ساختار این فیلم شکل بگیرد. البته خود روند تعریف کردن داستان باعث شد تا ساختار فیلم شکل بگیرد. فیلم براساس داستانی از من داشت سر و شکل می‌گرفت، و درعین حال شناخت من از او به عنوان یک زن با آسیب‌پذیری‌ها و حساسیت‌ها و آنچه که درمورد روحیه‌اش و همچنین رابطه او با بچه‌هایش می‌دانستم، در کار دخیل بود. ماجر اینگونه آغاز شد.

*از این فیلم به عنوان اولین اثر شما نام برده می‌شود که در خارج از کشور ایران ساخته شده است.
ــ نه، این طور نیست. هیچ کدام از خبرنگارانی که با من گفتگو کرده‌اند به این موضوع توجه نکرده‌اند که من دو فیلم دیگر هم در خارج از ایران ساخته‌ام؛ یکی «ای. بی. سی. آفریقا» و دیگری «بلیت‌ها»، ولی فیلم کپی برابر اصل درواقع اولین فیلم «سینمایی» من است که در خارج از ایران ساخته شده است.

*مخصوصا که من خودم بومی شهر فلورانس هستم و برایم جالب بود که شهر توسکانی را برای ساخت فیلم‌تان انتخاب کردید.
ــ‌ این فیلم بدون فلورانس اصلا وجود پیدا نمی‌کرد. نویسنده توی فیلم (که قهرمان مرد داستان است) می‌گوید که ایده نوشتن کتابش (که درست مثل فیلم، عنوانش «کپی برابر اصل» است) در شهر فلورانس به ذهنش رسید. ایده ساخت این فیلم هم در فلورانس به ذهن من رسید. ماجرای این فیلم کمابیش براساس یک داستان واقعی که در فلورانس اتفاق افتاد، ساخته شده است.

*برگردیم به بازیگران فیلم؛ برایم جالب بود که شما در این فیلم از دو بازیگر غیرحرفه‌ای استفاده کرده‌اید، یکی «ویلیام شیمل» که درواقع خواننده اپرا است، و دیگری «آنجلو بارباگالو»، یکی از تهیه‌کنندگان این فیلم که نقش کوچکی را بازی می‌کند.
ــ اول فکر می‌کردم قرار دادن یک بازیگر غیرحرفه‌ای درمقابل ستاره‌ای چون «ژولیت بینوش» کار پرمخاطره‌ای است. ولی بعدها در تابستان سال ۲۰۰۸ درحین کارگردانی یک اپرا به محض این که ویلیام شیمل را دیدم، متوجه شدم که چقدر به شخصیت مرد داستان من نزدیک است. این اولین دلیلی بود که من پیش خودم فکر کردم او برای این نقش مناسب است.

دلیل دیگر این بود که با خودم گفتم ریسک کردن در این مورد می‌ارزد. می‌خواستم یک آدم غیرمشهور نقش مرد فیلم را بازی کند چون این باعث اعتبار بیشتر فیلم می‌شد. من بیشتر دلم می‌خواست او اعتبارش را به فیلم من بیاورد تا اینکه واقعا بازی کند. وقتی به عقب نگاه می‌کنم، می‌بینم یک دلیل سوم هم وجود دارد، و آن اینکه: شاید دلم می‌خواست بینوش شیوه بازیگری حرفه‌ای‌اش را کنار بگذارد؛ گفتم شاید اگر او درمقابل یک نابازیگر قرار بگیرد، مثل نابازیگرها بازی می‌کند. ولی عملا همه ما غافلگیر شدیم چون شیمل اتفاقا بازی خیلی خوبی از خودش ارائه داد و ژولیت هم درمقابل او از تمام مهارت‌های حرفه‌ای‌اش استفاده کرد و به بیننده این حس را به طور کامل انتقال داد که شخص صادقی است.

همچنین درمورد آنجلو بارباگالو از همان اولین دیدار به او علاقه‌مند شدم؛ او اول درمقابل درخواست من برای بازی کردن مقاومت کرد، ولی درنهایت پذیرفت که بازی کند و من از نحوه بازی او شگفت‌زده شدم، مخصوصا در آنجا که به پسر ژولیت نگاه می‌اندازد که واقعا حرف ندارد.

*این روزها کجا زندگی می‌کنید؟
ــ من در تهران زندگی می‌کنم. مدت دو ماه در کشورم نبودم تا فیلم کپی برابر اصل را در ایتالیا بسازم. الان هم در جشنواره کن هستم ولی بعد به کشورم برمی‌گردم.

*کار بعدی‌تان چیست؟
ــ فیلم بعدی‌ام کاری است که قبل از کپی برابر اصل می‌خواستم بسازم ولی ساخت آن به تعویق افتاد. عنوان آن فعلا «پدر و پسر» است. این فیلم را در ماه سپتامبر و با حضور یک بازیگر حرفه‌ای (حامد بهداد) شروع می‌کنم. گفتن اینکه موضوع این فیلم درباره چیست کار سختی است چون ساختار روایی ندارد، به همین دلیل فکر می‌کنم که بیشتر یک جور کار تجربی خواهد بود. ایده ساخت این فیلم چندین سال با من بوده. فکر کنم شرکت MK2 کار پخش بین‌المللی آن را برعهده خواهد داشت.

عضو کانال تلگرام آنام شوید

برای هر چه پربارتر شدن مطالب نظرات خود را با ما به اشتراک بگذارید. شما در این باره چه فکر می کنید؟

لینک کوتاه:   http://goo.gl/VMkCCZ

منابع: نقد فارسی – مترجم: احسان رضایی

فرارو

نوشته‌های مرتبط

نظری بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *