۱۳۹۷/۰۶/۳۱

آخرین اخبار

یادداشتی بر فیلم فروشنده اصغر فرهادی

title:"یادداشتی بر فیلم فروشنده اصغر فرهادی-http://anamnews.com/" alt:" ترانه علیدوستی و شهاب حسینی در فروشنده"

بالاخره فرصتی دست داد تا فروشنده اصغر فرهادی را ببینم، فیلمی که به علت درخشش در کن (ربودن جایزه بهترین بازیگر مرد و بهترین فیلمنامه‌نویسی) و نیز جنجال‌هایی که حتی این روزها هم همچنان بر سر اجازه نمایش‌اش در برخی از شهرها وجود دارد، بسیار جلب توجه کرده بودم.

اما مهم‌تر از آن ما منتظر بودیم ببینیم که این بار فرهادی ما را رو در روی کدام پایان «باز»، یا «قضاوت» یا «سؤال اخلاقی» قرار خواهد داد.

 

بیشتر بدانید: پرونده فیلم فروشنده اصغر فرهادی, برترین نقدها, تصاویر و

 

اخطار: خواندن این مطلب، داستان فیلم را کم و بیش لو خواهد داد. لطفا آن را بعد از دیدن فیلم بخوانید!

ساختن فیلم بر اساس یک تم، کاری بالقوه خطرناک است. شما عملا یک عامل غافلگیری را ندارید و چون فیلم‌هایتان از یک جنس است، بیننده همیشه ناخودآگاه تمایل پیدا می‌کند، آنها را با هم مقایسه بکند و مثلا بگوید فیلم فروشنده از «درباره الی» بهتر بود، اما از «جدایی نادر از سیمین»، ضعیف‌تر!

پیش از دیدن فیلم، هیچ نقدی را نخواندم، چون از لو رفتن داستان فیلم واهمه داشتم و می‌ترسیدم که این لو رفتن، لذت دریافت ناب و دست‌اول فیلم را از بین ببرند و حتی برداشتم و دریافتن را دگرگون و منحرف کنند.

title:"یادداشتی بر فیلم فروشنده اصغر فرهادی-http://anamnews.com/" alt:" ترانه علیدوستی و شهاب حسینی در فروشنده"

فیلم با یک صحنه عجیب شروع شد، ساختمانی که به خاطر گودبرداری در کنار آن، می‌لرزید، پی‌اش نشست کرده بود و ساکنانش در پی تخلیه آن بودند. یک زن و شوهر جوان با بازی ترانه علیدوستی و شهاب حسینی هم از جمله همین ساکنان هستند. در لحظات خطیر تخلیه ساختمان، ماشین گودبرداری، همچنان به کار خود ادامه می‌دهد.

خب! این صحنه، به گمانم مقداری یک صحنه تمثیلی خیلی رو از آب درآمده بود و به سادگی می‌شد آن را به جامعه در حال سقوطی نسبت داد که نمی‌شود کاری برایش انجام داد و وقفه و درنگی در کار مسببان این سقوط هم در کار نیست.

مرد این داستان دبیر است و در ضمن به همراه همسرش اهل هنر تئاتر هم هستند و به بازیگری مشغول هستند. آنها نمایش مشهور مرگ فروشنده آرتور میلر را روی صحنه دارند.

همراه پیش رفتن داستان، ما صحنه‌هایی از اجرای این نمایش را هم می‌بینیم و بخشی از دلمشغولی ما این است که ربط بین هر قسمت از داستان اصلی فیلم و بخش کوتاه تئاتر را پیدا کنیم و یا اینکه اصلا دریابیم، چرا فرهادی این نمایش خاص را برگزیده است و چرا این همه در کل فیلم روی آن تأکید کرده است.

title:"یادداشتی بر فیلم فروشنده اصغر فرهادی-http://anamnews.com/" alt:" ترانه علیدوستی و شهاب حسینی در فروشنده"

به باورم، برای فهم بهتر فیلم شما باید کتاب مرگ فروشنده را بخوانید (دانلود از فیدیبو) یا اینکه نمایش تلویزیونی‌اش را ببینید(یوتیوب). نمایشی که گرفتاری انسان در چنگ نظام و تمدنی سنگدل، بی‌اعتنا و وحشت‌زا که هیچ چیز، جز سود نمی‌بیند و برای زندگی و توانایی‌های ذاتی انسان، ارزشی قائل نیست. انسان به مثابه میوه‌ای است که سرمایه‌داری عصاره آن را می‌مکد و وقتی دیگر عصاره‌ای نداشت، به دور می‌افکندش، تا وقتی سود می‌آورد و «فروشنده خوبی است»، مفید است و بعد باید رهایش کرد.

داستان رفته رفته شکل می‌گیرد، درمی‌یابیم که این زوج، زوج آس و پاسی هستند که بعد از دست دادن سرپناهشان، به لطف کارگردان نمایش، آپارتمان محقر دیگری پیدا می‌کنند.

اما در ادامه، صحنه کلیدی فیلم شکل می‌گیرد، زن به تصور اینکه شوهر زنگ آپارتمان را زده، شتاب‌زده، درها را می‌گشاید، شخصی وارد می‌شود و ما البته بدون اینکه صحنه رو در رویی را ببینیم، درمی‌یابیم که به زن تعدی شده است و به ناگاه او را با سری خون‌آلود در بیمارستان می‌بینیم.

زن، توضیح شفافی از حادثه نمی‌دهد، مرد هم تا به انتها از زن جزئیات را نمی‌پرسد، طوری که ما به صراحت تا انتهای فیلم نمی‌فهمیم که تجاوز به معنی حقوقی کلمه رخ داده است یا یک مزاحمت در حد لمس و درگیری فیزیکی صرف رخ داده است.

در ادامه فیلم متوجه می‌شویم که آپارتمانی که به این زوج واگذار شده، منزل سابق زنی بدنام بوده است که عادت داشته است، «مشتری‌»هایش را به آپارتمان بیاورد.

از همان صحنه تعدی، درمی‌یابیم که باز حدیث انتقام شخصی، پیگیری قانونی، بخشش، یا اصلا شیوه تعامل زن و مرد، بعد از رخ دادن این ناگواری در میان است و این چیزی بود که ناآگاهان و یا مغرضان صدا و سیمایی، بدون اینکه چیزی از فیلم بدانند، تعبیر به غیرت‌فروشی در این فیلم کرده بودند و از بعضی فرهادی، سعی می‌کردند مانع نمایش فیلم بشوند.

اما خودمانیم، داستان انتقام یا بخشش هم، داستانی فرسوده در جامعه و سینمای شده است، بنابراین انتظار داشتیم که فرهادی با شیوه‌ای نو، این مهم را مطرح کند.

پیگیری مرد و بهت زن ادامه پیدا می‌کند. مرد در دو راهی شکایت قانونی یا پیگیری شخصی است و زن همچنان «ظاهرا» در مرحله شوک است. زن اظهار می‌کند که نمی‌خواهد با شکایت قانونی یک بار دیگر مجبور به توضیح جزئیات آن صحنه ناگوار شود و روح و روانش را بیشتر بیازارد، مرد هم با مقاومتی مختصر، قبول می‌کند و خودش آستین بالا می‌زند.

شوک زن رفته‌رفته، شکل دیگری به خود می‌گیرد و شک‌هایی در ما در مور ماهیت حادثه برمی‌انگیزد.

title:"یادداشتی بر فیلم فروشنده اصغر فرهادی-http://anamnews.com/" alt:" ترانه علیدوستی و شهاب حسینی در فروشنده"

در ادامه فیلم با سه مسئله روبرو می‌شویم:

۱- مستأجر قبلی آپارتمان، همان زن بدنام کیست، آیا نقشی در ایجاد حادثه داشته است؟ هیجان‌زده ما با گذاشتن قطعاتی از پازل، درمی‌یابیم که این زن، یک غریبه نیست و یک آشناست.

در اینجا فرهادی مثل یک کارگردان فیلم‌های کارآگاهی و جنایی، ظریف عمل کرده است و ما ظرافت و دقت و تعلیقی در سکانس‌های، منتهی به این کشف، می‌شویم که در سینمای ایران کمتر سابقه دارد.

۲- سرانجام به صحنه‌ای می‌رسیم که انتظارش را داشتیم، با متجاوز چه باید کرد؟ آیا باید تحلیل قانونش داد، شکنجه‌اش کرد، آبرویش را از او سلب کرد؟ قهرمان مرد داستان تا به انتها با خودش کلنجار می‌رود که چه کند.

اوضاع وقتی دراماتیک می‌شود که مردی به عنوان متجاوز معرفی می‌شود، هیچ سنختی با یک متجاوز خشن تیپیکال ندارد، نه جوان و هیکلی است، نه بی‌آبرو و هرزه است!

۳- فیلم تمام می‌شود. این بار دیگر ظاهرا یک پایان ناتمام نداریم، قهرمان داستان، تصمیم گرفته که چه کار کند. ما ظاهرا باید به این سؤال پاسخ دهیم که او کار نیکویی کرده است یا نه؟ آیا او می‌توانسته طوری دیگر عمل کند؟ آیا این بار، همان طور که همسرش قبلا اخطار کرده بود، تصمیم او منجر به جدایی و منفک شدن دست‌کم روحی‌اش از همسرش می‌شود؟

و اصلا «فروشنده» داستان ما که بوده است: مرد متجاوز یا قهرمان مرد؟

۴- بله! قرار بود با ۳ سؤال مواجه شویم، اما آیا سؤال چهارمی را هم می‌شود مطرح کرد؟

از دیرباز عادت داشتم که وقتی مقاله‌ای از ژورنالیست پرآوازه‌ای بخوانم، با خودم بگویم که اگر خودم می‌خواستم همان مقاله را بنویسم، چطور می‌نوشتم‌اش!

موقعی که فیلم تمام شد، هنوز با یک حیرانی مواجه بودم. آیا فیلم به تمامی همین بود؟ آیا فرهادی یک ناتمامی ظریف و ناپیدا را با زیرکی در فیلم نگنجانیده؟

title:"یادداشتی بر فیلم فروشنده اصغر فرهادی-http://anamnews.com/" alt:"فرهادی و شهاب حسینی در پشت صحنه فروشنده"

بنابراین صبح روز بعد، با خودم کلنجار رفتم تا به خودم بقبولانم که چنین چیزی در کار بوده است، یا لااقل اگر خودم فرهادی بودم، این مطلب را در فیلم پنهان می‌کردم.

چه چیز را؟

این مطلب را که شاید، «شاید»، متجاوز معرفی شده، واقعا متجاوز نبوده است!

  • متجاوزی با آن شدت بیماری قلبی عروقی چطور می‌توانسته به صورت فیزیولوژیک و عملی متجاوز بوده باشد.
  • صحنه تجاوز در حمام اتفاق افتاده بود، اما ظاهرا روز بعد قهرمان مرد داستان، لباس زیر یک مرد را کنار تخت زن پیدا می‌کند و به دور می‌افکند.
  • مقداری پول، در اتاق پیدا می‌شود. پولی که ظاهرا متجاوز به تصور اینکه با زن بدنام همیشگی خواهد بود، کنار گذاشته بود، اما متجاوز داستان، وقتی از او سؤال می‌شود که چقدر کنار گذاشته باشد، از پاسخ عاجز می‌شود.

شاید هم تیپ موفقی که فرهادی برای متجاوز درست کرده بود، این دل‌رحمی یا آرزوی به فنا نرفتن متجاوز را به صورت پارادوکس در من برانگیخته تا حدی که می‌خواهم شاهدی بر گناهکار نبودنش پیدا کنم. اما خب، به نظرم هیجان‌انگیز است که چنین آلترناتیوی را هم در نظر بگیریم! در نظر بگیرید که متجاوز به قصد حافظت از شخصی، همه چیز را به گردن گرفته باشد!

اما در مورد فیلم، صرف‌نظر از داستان و جنبه‌های کارآگاهی‌اش چه می‌توان گفت؟

مثل همیشه فرهادی خیلی قوی عمل کرده است. داستان را با ظرافت و مهارت پیش می‌برد و پیداست که فیلمنامه را بسیار پرداخت کرده است و هیچ دیالوگ و صحنه‌ای در آن، تصادفی درج نشده است.

بازی ترانه علیدوستی و شهاب حسینی بسیار قوی است، اما اجازه بدهید که ما بازی فرید سجادی را هم بستاییم که چیزی کمتر از شهاب حسینی ندارد و توانسته به خوبی حس بهت، شرمندگی، گناه، بیماری و بیچاره بودن را هم القا کند. اگر بازی خوب او نبود و اگر فرهادی نمی‌توانست به خوبی از او بازی بگیرد، ما اصلا با یک پایان‌بندی خوب روبرو نبودیم.

استفاده فرهادی از صحنه‌های تئاتر مرگ فروشنده، از یک سو زیباست و از سویی مقداری هم در برخی از جاهای فیلم، برای برخی از بیننده‌های فیلم که آشنایی با این نمایش ندارند، آزاردهنده می‌شود.

 لینک کوتاه: https://goo.gl/ob4b43

نوشته‌های مرتبط

نظری بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *